مقدمه

هنگامي كه پديده‎ها بطور چشمگيري تغيير مي‎كنند، مفاهيم نيز بطور مداوم متحول مي‎شوند يكي از اين مفاهيم سواد است. در سالهاي اخير وبا پديدار شدن فناوري هاي جديد، اين مفهوم نيز مانند بسياري از مفاهيم ديگر دچار تحول شده است. امروزه اين نكته مسلم است كه براي پيشبرد دانش، افراد علاوه بر برداشتن توانايي‎هاي ابتدايي مانند خواندن و نوشتن، بايد توانائي‎هاي مثل تفسير كردن اطلاعات و يافتن ساختارهاي اطلاعاتي را نيز داشته باشند.

امروزه دانستن شرايط جديد براي جمع‌آوري، تحليل و استفاده از اطلاعات يعني داشتن سواد اطلاعاتي بسيار ضروري است. سواد اطلاعاتي فراتر از سواد كامپيوتر‎ي است. يك فرد با سواد كامپيوتري كسي است كه دانش و تجربه لازم براي بهره‏مند شدن از توانايي‎هاي كامپيوتر را دارد، ولي افراد با سواد اطلاعاتي آموخته اندكه اطلاعات چگونه و در كجا يافت مي شوند و دانش چگونه سازماندهي مي‎شود. [1]

مي توان گفت جامعه اطلاعاتي همان مدينه فاضله‎اي است كه سالهاي سال هدف بزرگترين انديشمندان بوده و اينك با پيشرفت تكنولوژي و توسعه ارتباطات، زمينه‎هاي شكل گيري اين مدينه فاصله ICT[1] فراهم شده است.

در اين ميان ركن اصلي توسعه و توليد دانش يعني آموزش، از جايگاه بسيار مهمي برخوردار است چون لازمه رسيدن به جامعه اطلاعات، توليد و توزيع دانش و نقطه شروع آن، آموزش است. [2]

امروزه استفاده از كامپيوتر، زندگي بشر را در تمامي وجوه دگرگون ساخته است. مطالعات انجام شده در ارتباط با برنامه‎هاي توسعه اغلب كشورها، نشان‏دهنده محوري بودن نقش فناوري اطلاعات و ارتباطات در اين گونه برنامه‎هاست. ولي آنچه مسلم است هيچ تحول صنعتي در جهان شكل نمي‎گيرد مگر اينكه از آموزش و پرورش شروع شود. و به راستي، امروز بچه‎ها 20 درصد جامعه ما هستند. اما صد‏درصد آينده ما. و نتيجه كار بچه‎هاي ما بعد از 20 – 10 سال ظاهر مي‎شود وبيش از هر چيزي نظام آموزش و پرورش است كه ‌آينده را پيش‏بيني مي‏كند. [3]

فناوري اطلاعات و ارتباطات را مي‎توان به عنوان ابزاري نيرومند براي ارتقاي كيفيت و كارايي آموزش، مورد استفاده قرار داد. به گونه‎اي كه شيوه سنتي آموزش را دستخوش تغيير قرار داده‏، ديگر نيازي به حضور فيزيكي در كلاس هاي درس نباشد. تمام بچه‎ها بايد براي چنين فضايي در آينده آماده شوند. با ترسيم اين فضا مي‎توان اصلاحات لازم را انجام داد.

 

 جهان در عصر دانائي

اگر دوران گذشته را مرور كنيم جامعه بشريت سه دوره اصلي را  پشت سر گذاشته است:

دوره‎ي اول، دوره كشاورزي است، كه زير ساخت اصلي آن زمين است. دوره‎ي بعد كه با انقلاب صنعتي شروع شد عصر صنعتي است كه زير ساخت اصلي آن كارخانه‎ها بودند. و دوره‎اي كه الان در آن به سر مي‎بريم عصر فرا صنعتي است كه زير ساخت اصلي آن خرد و دانائي است. در عصر كشاورزي، انجام كسب و كار و توليد محصولات عمدتاً بر محور مواد اوليه متمركز بود، نيروي كار كار يدي و استفاده بشر از دانش خود بسيار محدود و جزئي بود در عصر صنعتي مواد اوليه‎ي حساب شده مورد نياز بود و نيروي كار هم بايد كاريدي و هم كار فكري مي‎كرد و ميزان دانش و اطلاعاتي  مورد نياز از عصر ما قبل آن به مراتب زيادتر بود. اما در دوره‎ي فراصنعتي، محور اصلي كسب و كار، دانش است. هر كاري كه بخواهيم در عصر حاضر انجام بدهيم، پايه و اساسش دانش است. در اين عصر نيروي كار مورد نياز عمدتاً نيروي خبره و افراد ماهر هستند و نيروي يدي و كارگري بسيار كم شده است.

طبق بر آورد ميزان توليد علم در كل جهان از سال 1975 تا 1995، ظرف 20سال درست برابر علمي بود كه از زمان پيدايش بشر تا قبل از سال 1975 در عالم ذخيره شده بود و در عرض اين 20 سال ظرفيت علم عالم دو برابر شده است هم‎چنين در حال حاضر هر 4 سال، علم بشر دو برابر مي‎شود و پيش بيني مي‎شود كه به زودي هر 2 سال، علم كل جهان 2 برابر شود! و مي‎بينيم كه چگونه بصورت تصاعدي دانش بشري افزايش مي‎يابد. و اين شعر واقعاً در عصر حاضر مصداق پيدا مي‏كند كه:

”درخت تو گربار دانش بگيرد       به زير آوري چرخ نيلوفري را“

و به راستي كساني كه دانش بيشتري دارند از توانايي بيشتري نيز برخوردارند. پس بايد دانش‎آموزان را توانمند كرد. بايد زمينه‎هايي برايشان فراهم كنيم كه مبتني بر دانش دروني خودشان باشد و آنها را سرشار ازعلم و دانش و اطلاعات كنيم، بايد راهكاري برايشان اتخاذ بكنيم كه بتوانند با در اختيار داشتن دانش بيشتر توانمند‎تر شوند. بدين ترتيب اگر بتوانيم آنها را به مخازن وسيع اطلاعاتي وصل كنيم، هر لحظه كه اراده كنند و با مشكلات زندگي روبرو شوند، مي‎توانند دانش و اطلاعات مربوطه اش را داشته باشند و با ديد وسيعي كه پيدا كردند، مي‎توانند بر تمام مسائل و مشكلات زندگي فائق آيند. بنابراين، ما نظام و امكاناتي نياز داريم تا بتوانيم افرادمان را اين گونه توانمند كنيم.

در فرهنگ قرآني ما هست: آيا آنهايي كه مي‎دانند با آنهايي كه نمي‎دانند برابرند؟ مسلماً، خير! بنابراين بايد دانش را هر چه بيشتر در مقياس ملي و جمعي افزايش دهيم. هم‎چنين از فرمايشات رسول اكرم(ص) است كه مي‎فرمايند: يك ساعت انديشيدن برابر 70 ساعت عبادت است و امروزه بشريت به آنجا رسيده است كه ارزش دانش را به مراتب بيشتر از گذشته مي‎داند و بهمين دليل عصر حاضر را عصر خرد و دانايي دانسته‎اند. همانطور كه شاعر مي‎فرمايد: 

                  توانا بود هر كه دانا بود              زدانش دل پر برنا بود [4]

 

 ويژگي هاي جامعه دانايي محور

از ويژگي‎هاي جامعه دانايي محور مي‎توان به محور بودن موارد زير اشاره كرد:

تخصص، اطلاعات، ارتباطات، شايستگي. هم چنين در بررسي شاخص‎ها و عوامل مؤثر بر مدل توسعه مبتني بر دانايي محوري در هر جامعه‎اي نقش و جايگاه آموزش به عنوان يكي از مهمترين اركان هدايت كننده جريان گرايش جامعه به سوي دانش مداري غير قابل چشم پوشي است. در جامعه دانائي محور، فكر خلاق و مديريت اطلاعات و توليد دانش يك اصل بنيادي مي‎باشد. [1]

 

 مهارت‎هاي قرن 21

آزمايشگاه آموزشي منطقه شمالي ايالات متحده آمريكا، آن چيزي كه مهارت‎هاي قرن 21 ناميده مي‎شود را چنين شناسايي كرده است: سواد قرن ديجيتال كه شامل: سواد عملكردي و سواد بصري، سواد علمي، سواد تكنولوژيك، سواد اطلاعاتي، سواد فرهنگي و هشياري و آگاهي جهاني تفكر اختراعي، تفكر در رسيدن به رتبه بالاتر، استدلال كامل، ارتباط موثر و بهره‏وري بالا. (جدول 1)

 

 

 



سواد قرن ديجيتال

سواد عملكردي

توان رمز گشايي معني و شرح عقايد در يك سلسله از وسايل ارتباطي (رسانه): كه شامل بكارگيري تصاوير، گرافيك، ويدئو، نمودارها و نقشه‎ها يا سواد بصري

سواد علمي

درك جنبه‎هاي تئوريك و عملي علوم و رياضيات

سواد تكنولوژيك

صلاحيت و‎رقابت در كاربرد فناوري‎هاي ارتباطات و‎اطلاعات

سواد اطلاعاتي

توان يافتن، ارزيابي و بكاربردن اطلاعات از طريق ICT

سواد فرهنگي

فهم ارزش گوناگوني فرهنگ‎ها

آگاهي جهاني

فهم اينكه چگونه ملت‎ها، بنگاه‎ها و جوامع در سرتاسر جهان با هم در ارتباطند

تفكر اختراعي

قابليت اقتباس

توان اقتباس و مديريت در يك جهان پيچيده ووابسته بهم

فراست

ميل به دانستن

خلاقيت

توان بكارگيري تصورات براي خلق اشيا

ريسك پذيري

توان ريسك كردن و در نظر گرفتن احتمالات

تفكر درجه بالاتر (حل خلاقانه مسايل و تفكر منطقي كه بر اثر قضاوت صحيح حاصل مي‎شود)

ارتباط موثر

تيم بندي

توان كار در يك تيم

تشريك‎مساعي‎وارتباط فردي و اجتماعي با تأثير متقابل

توان تأثير متقابل و كار مؤثر با ديگران

مسؤوليت پذير بودن

جوابگو بودن در مقابل روشي كه در كاربرد و فراگيري كاربرد ICT براي مصلحت عام بكار مي‎برند

ارتباط متقابل

رقابت وصلاحيت در انتقال، بيان، دستيابي و فهم اطلاعات

بهره‏وري بالا

توان اولويت بندي

برنامه ريزي و مديريت برنامه‎ها و پروژه‎ها براي كسب نتايج دلخواه جهت كاربرد آنچه در كلاسهاي درس ياد مي‎گيرند تا بتوانند در جهان واقعي، براي خلق وايجاد فراورده‎هاي مرتبط و با كيفيت، به اجرا در آورند.

درعصر خرد و دانايي بيشترين تاكيد بر كسب مهارت‎هاي خلاقيت، ارتباط با ديگران ويادگيري است، بايستي خلاقيت افراد را افزايش داد وبا توجه به حجم دانشي كه مرتب به جامعه تزريق مي‎شود، بايد يادگيري مادام العمر شود. مي‎گويند: عمر علمي يك مهندس كه از دانشگاه فارغ‎التحصيل مي‎شود 2 سال است در حالي‎كه در سال‎هاي گذشته اين به 10 سال و 15 سال مي‎رسيد و بايد خودش را با دانش روز، به روز نگه دارد. بينش ونگرشي كه امروزه در دنيا مطرح است، اين‎است كه براي يك هدف، ديگر زمان سعي و خطا گذشته و بايد اينقدر از مسائل وامور مطلع باشيم كه هر نشانه‎اي كه گرفتيم، حتماً به آ‌ن نشانه بزنيم و به هدفمان برسيم. و با اشراف برعلم و دانش بايد راهكارهاي آن فعاليتي كه مي‎خواهيم انجام دهيم را بدانيم و صددر صد مطمئن شويم و بعد قدم برداريم. و دانش‎آموزان ما بايد براي چنين فضائي آماده شوند. [4]

 

ضرورت به كارگيري روش‎هاي نوين آموزشي

جهاني سازي وتغييرات فناوري، باعث ايجاد يك اقتصاد جديد جهاني شده‎اند كه با فناوري تقويت شده و سوخت (انرژي) آن بوسيله اطلاعات، تأمين و با دانش، رانده مي‎شود. ضرورت اين اقتصاد جهاني مستلزم نوع و هدف مؤسسات آموزشي است. ازآنجايي كه روند كنوني به سوي كاهش اطلاعات ناقص و دسترسي به اطلاعات صحيح رو به رشد است مدارس ديگر نمي‎توانند شاهد صرف زمان براي انتقال يك مجموعه اطلاعات تجويز شده از معلم به دانش‎آموز در طي يك مقطع ثابت زماني باشند، بلكه مدارس بايد فرهنگ ”آموزش براي يادگيري“ را ترويج دهند. فراگيري دانش و مهارت‎هايي كه آموزش مستمر را در طول حيات فرد، ممكن مي‎سازند يا به عبارت ديگر يادگيري مادام العمر. همانطور كه پيامبر اسلام مي‎فرمايند ”زگهواره تا گور دانش بجوي“ و طبق گفته آلوين تافلر، بي سواد قرن 21، كساني نخواهند بود كه خواندن و نوشتن نمي‎دانند بلكه كساني هستند كه نتوانند ياد بگيرند يا ياددهند.

به گزارش ايسنا نتايج يك پژوهش ملي بر روي جوانان 14 تا 29 ساله كشور نشان مي‎دهد، 53 درصد دانش‎آموزان از روش تدريس معلمان خود ناراضي‎اند واكثريت 77 درصدي جوانان مراكز استان‎هاي كشور اظهار مي‎كنند كه يادگيري‎هاي دانش‎آموزان از نوع حفظياتي است كه پس از مدت كوتاهي فراموش مي‎شوند و به اين طريق نشان مي‎دهند كه مهم‎ترين هدف آموزش و پرورش كه تدريس و تربيت براي يادگيري معني دار و براي زندگي و حل مساله است، در مدارس ما مورد كم توجهي واقع شده است.

بر اساس يافته‎هاي اين تحقيق 83 درصد جوانان بيان مي‎كنند، دانش‎آموزان درس‎ها را تنها براي گرفتن نمره مي‎خوانند و به استفاده‎هاي علمي محتواي دروس توجهي نمي‎كنند، هم‎چنين 58 درصد معتقدند كه روابط معلم و شاگرد و فضاي حاكم بر كلاس‎هاي درس، همراه با سخت گيري و فشار بوده است. [5]

امروزه تعداد زيادي از دانش‎آموزان بايد در كلاس منتظر باشند كه معلم مطلبي را براي آنها ارائه دهد. صرفنظر از اينكه هريك از اين دانش‎آموزان توانمندي و علايقشان در چه زمينه‎اي است. در روش سنتي آموزش، معلم حد متوسط را در نظر مي‎گيرد و به دنبال تفهيم آن به دانش‎آموزان است. ولي بطور قطع اين روش ديگر پاسخگوي وضعيت موجود يا شرايط حاضر نيست. چون دانش آنقدر به سرعت در حال تغيير و تحول است و سلايق و توانمندي‎هاي افراد آنقدر متفاوت شده كه نمي‎توان با اين روش دانش‎آموزان را پرورش داد و راه حلي كه براي اين مشكل وجود دارد، نظام  جديد آموزش و پرورش، مبتني بر فناوري اطلاعات و ارتباطات است. چرا كه اگر افراد مهارتهاي استفاده از منابع اطلاعاتي را كسب كنند، ديگر مشكل حفظ كردن نخواهند داشت. پس بايد نظام جديدي را طراحي و اجرا كرد كه در آن دانش‎آموز به صورت فردي مورد توجه قرار گيرد و به دانش‎آموز كمك شود تا راه مناسب يادگيري را فرا گيرد. و در اين راستا، معلم راهنماي دانش‎آموز است و به دانش‎آموز كمك مي‏كند تادر يادگيري بيشتر متكي به خودش باشد. يعني بايد زمينه‎هايي برايش فراهم كنيم كه منتظر معلم نباشد. منتظر كلاس نباشد و منتظر درس خاصي نباشد. و خودش بتواند راه‎هاي يادگيري را پيدا كند. دانش‎آموزان منشاء طرح سؤال هستند و خود پاسخ اين سؤالات را پيدا مي‎كنند. يعني به اين صورت نيست كه دانش‎آموز في البداهه چيزي به ذهنش برسد و معلم هم في البداهه جوابي به او بدهد.

ذهن دانش‎آموز تحريك و ترغيب مي‎شود كه مرتب يك عنصر پژوهشگر باشد و بتواند اين چراها را در ذهن خودش بوجود آورد و بدنبال اين باشد كه جواب اين چراها را پيدا كند ونظام جديد آموزشي مي‎تواند جوابگوي اين چراها باشد.

هم‎چنين در نظام سنتي، از همه دانش‎آموزاني كه در يك كلاس قرار مي‎گيرند، يك امتحان گرفته مي‎شود. كه ممكن است در آن زمان خاص با استرس‎هايي كه وجود دارد نتواند خوب از پس ارزشيابي بر‌آيد. لذا بايد كاري كنيم كه خود دانش‎آموز بتواند خودش را ارزيابي كند. تا بداند كه آيا پيشرفت داشته است يا نه؟ و به دانش‎آموز كمك شود تا خود به ارزيابي پيشرفت خود بپردازد.

از طرف ديگر، يكي ديگر از نيازهاي جامعه‎ي امروز اين‎است كه دانش‎آموزان را به سمت و سويي سوق دهيم كه به انجام كار گروهي تشويق و ترغيب شوند. كه در نظام سنتي كمتر به چشم مي‎خورد.

هم چنين در نظام سنتي، اگر دانش‎آموزي در غير از ساعات مدرسه با اشكال درسي مواجه شود و يا اگر كسي بخواهد از وضعيت سوابق تحصيلي خودش بعد از چند سال مطلع شود، به راحتي امكان پذير نيست و اگر بتواند به مدرسه مراجعه كند، ممكن است بگويند كه مدارك بايگاني شده است و امكان دسترسي نيست. ولي در عصر دانائي، زمان و محيط يادگيري محدود به مدرسه نمي‎باشد. بلكه هميشه و در همه جا، در 24 ساعت شبانه روز و 7 روز هفته، هر كس بخواهد ياد بگيرد، زمينه يادگيري برايش فراهم مي‎باشد. پس بايد تحولي در نظام آموزش و پرورش بوجود آيد كه ما بتوانيم يك نظام آموزشي پويا، با بهره‏وري بالا و كيفيت، داشته باشيم. [4]

از فرمان امام علي به مالك اشتر نخعي درس بگيريم كه مي‎فرمايند: ”بپرهيزيم از مسامحه در اموري كه ضرورت آن آشكار است“ و امروزه ضرورت روش‎هاي نوين آموزش براي ما آشكار است و هر امري را بايد در زمان خود انجام داد و نبايد آن را به تأخير بيندازيم. كه دچار مشكلات بزرگي خواهيم شد. [6]

 

روش‎هاي آموزش

همانطور كه گفته شد، امروزه رشد فناوري سعي در متحول نمودن روش‎هاي آموزشي ويافتن راهكارهايي جهت گسترش آموزش و ارتقاء كيفيت آن دارد. نظام آموزشي جامعه همراه با تمامي اجزاي آن يكي از نخستين بخش‎هاي جامعه است كه مي‎تواند ساده‎تر و مؤثرتر از ساير بخش‎ها در پهنه گذار از جامعه صنعتي به جامعه اطلاعاتي گام نهد. روش آموزش سنتي كه مبتني بر روش سخنراني [2] است، ارتباط يك طرفه را تداعي مي‏كند و براي دستيابي به اهداف يادگيري در سطوح پايين بلوم [3](آگاهي و ادراك) مفيد واقع مي‎شود. در حاليكه يادگيري در سطوح بالاي شناختي طبقه بندي بلوم ارتباطات دو طرفه و تعاملي[4] را مي‎طلبد.

استفاده از تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات كلاسهاي درس را به كلاس‎هاي بدون مرز كه فراگيران و معلمين را قادر به تعامل وسيع مي‎سازد، تبديل مي‏كند. در چنين فضائي سطوح بالاي يادگيري بلوم به آساني قابل دسترسي خواهد بود.

در گذار آموزش سنتي به آموزش در عصر اطلاعات و ارتباطات توجه به ويژگي‎هاي يادگيرنده از اهميت بالايي برخوردار است.

 

1- ويژگي‎هاي يادگيرنده در آموزش سنتي:

·        استفاده غير فعالانه از اطلاعات

·        جمع‎آوري اطلاعات

·        يادگيري فردي

·        ارزيابي محدود از مهارت‎هاي سطوح پايين طبقه بندي بلوم (به خاطر سپاري اطلاعات)

 

2- ويژگي‎هاي ياد گيرنده در آموزش عصر اطلاعات و ارتباطات:

·        شركت فعالانه در امر آموزش و توليد دانش

·        استفاده از ابزار جمع آوري اطلاعات جهت آزمون فرضيه‎ها

·        همياري تعاملي و مشاركتي

·        قدرت ارزيابي در سطوح بالاي طبقه بندي بلوم (7)

 

روش‎هاي نوين آموزش

براي كشورهاي در حال توسعه، ICT يك امكان بالقوه، براي افزايش دسترسي و پيشرفت ارتباط و كيفيت آموزش دارد. ICT به ميزان زيادي كسب دانش و جذب و فراگيري آنرا، با ارايه بي سابقه فرصت به كشورهاي در حال توسعه براي افزودن و گسترش سيستم‎هاي آموزشي، ارتقاء فرمول بندي و اجراي سياست‎ها و  گسترش دامنه فرصتها، تسهيل مي‎بخشد.[8]

 


1- مفهوم ICT

ICT معرف فناوري‎هاي اطلاعات و ارتباطات است كه بعنوان يك مجموعه متفاوت از ابزارها و منابع فناوري بكار رفته براي برقراري ارتباط، ايجاد، انتشار، ذخيره كردن ومديريت اطلاعات تعريف شده است. اين فناوري‎ها شامل: كامپيوتر، اينترنت، فناوري‎هاي پخش برنامه (راديو و تلويزيون) و تلفن است. (7) فناوري اطلاعات و ارتباطات خود به تنهايي نقش مهمي را در توسعه جوامع ايفا مي‏كند. آموزش، تجربه‎اي است مبتني بر يادگيري كه به منظور ايجاد تغييرات نسبتاً ماندگار در فرد صورت مي‎گيرد و يادگيري، به عنوان يكي از نيازمندي‎هاي اساسي انسان، تحت تأثير روش‎هاي نوين ناشي از كاربرد اطلاعات قرار گرفته است. [9]

 

2- وعده‎هاي ICT در آموزش

ICT باعث انتقال محيط آموزشي، به يك محيط دانش‎آموز محور مي‎شود. تحقيقات نشان داده كه كاربرد مناسب ICT مي‎تواند تغيير مكان را در مضمون و در فن آموزش كه در قرن 21 در قلب اصلاحات آموزشي جاي دارند، تسريع كند. آموزشي كه توسط ICT پشتيباني شده است، اگر بخوبي طراحي و اجرا شود، مي‎تواند كسب دانش و مهارت‎هاي مورد نياز يادگيري مادام العمر دانش‎آموزان را ارتقاء دهد. و  بجاي اينكه فقط به معلمان و دانش‎آموزان اجازه دهد كه آنچه قبلاً انجام مي‎دادند را بطور بهتري اجرا كنند، راه‎هاي جديد تعليم و تربيت را فراهم مي‏كند. اين راه‎هاي جديد تعليم و تعلم بوسيله تئوري‎هاي آموزش تعليم گرايان و ايجاد يك انتقال از علم  تربيت معلم محور به فن تربيت دانش‎آموز محور ايجاد شده است ( در جدول 2، يك روش تربيتي سنتي و روش تربيتي در حال ظهور توسط ICT با يكديگر در موارد مختلف مقايسه شده اند ).

[8]


جدول 2 ـ بررسي روش تربيتي جامعه صنعتي در برابر جامعه اطلاعاتي

نمود

روش تربيتي سنتي

روش تربيتي در حال ظهور

فعال

فعاليت‎ها توسط معلم تعيين مي‎شود

آموزش كليه كلاس

تنوع كم در فعاليت‎ها

خط مشي با برنامه تعيين مي‎شود

فعاليت‎ها توسط فراگير تعيين مي‎شود.

دسته بندي گروه‎هاي كوچك

فعاليت‎هاي متنوع و خيلي متفاوت

خط مشي توسط فراگير تعيين مي‎شود

مشاركت

فردي

گروه‎هاي هم سنخ و هم جنس

هر كس براي خودش كار مي‏كند

تيمي

گروه‎هاي غير متجانس

افراد همديگر را پشتيباني مي‎كنند

خلاقيت

آموزش مولد

ارايه راه حل‎هاي شناخته شده براي حل مسايل

آموزش پر بار

يافتن راه حل‎هاي جديد براي مسايل

ائتلاف

هيچ پيوندي بين تئوري و عملي نيست

موضوعات جداي از همند

بر اساس نظم و انضباط است

تك تك معلمان

تئوري و عمل يكپارچه شده اند

بين موضوعات ارتباط هست

موضوعي است

تيم‎هاي معلمان

ارزشيابي

با راهبرد معلم

بصورت مجموعي

با راهبرد دانش‎آموز

تشخيصي

 

3- آيا ICT جاي معلمان را خواهد گرفت؟

جواب يك نه قاطع است. در حقيقت، با رواج ICT در كلاس، نقش معلم در فرايند يادگيري حتي مهم‎تر هم ميشود. آنچه بايد تغيير كند، نقشي است كه معلم ايفا مي‏كند. نقش دانش‎آموزان نيز متقابلاً توسعه مي‎يابد  از آنجا كه ICT مي‎تواند درهاي كلاس رابه جهان خارج باز كند، جامعه هم مي‎تواند يك نقش جديد در كلاس داشته باشد. از آنجا كه آموزش از مدل معلم محور به مدل دانش‎آموز محور انتقال مي‎يابد، معلمان اقتدار منحصر به فردشان كمتر شده و بيشتر بعنوان تسهيل كننده، ناظر ومربي شناخته مي‎شوند وازفرمانرواي مطلق به راهنماي راه تبديل مي‎شوند. وظيفه ابتدايي معلم آموختن به دانش‎آموز است كه چگونه سؤال بپرسد و مسأله مطرح كند، فرضيه بسازد، اطلاعات برساند و سپس در صورت ضرورت اطلاعات يافته در رابطه با مسايل مطرح شده را ارزيابي كند. و ازآنجا كه آموزش ارتقا يافته ICT يك تجربه جديد، حتي براي معلمان است، معلمان هم از فرايند آموزش ياد مي‎گيرند.

هنوز خيلي از معلمان نسبت به كاربرد ICT بي ميل هستند، خصوصاً كاربرد كامپيوتر و اينترنت.‎ هانافين[5]و‎ساوني[6] چند دليل براي اين بي ميلي پيدا كردند: طرح ضعيف نرم افزار، بدبيني نسبت به تأثير كامپيوتر در ازدياد بازده آموزشي، عدم حمايت مديريتي زمان و اقدامات افزايش يافته براي ياد دادن فناوري و چگونگي استفاده ازآن براي آموزش و ترس، از دست دادن اقتدارشان در كلاس با دانش‎آموز محور شدن كلاس‎ها. [8]

 

آموزش و پرورش آينده

سازمان جهاني كار نيازهاي آموزشي و پرورشي در اقتصاد جديد جهاني را بعنوان ”آموزش پايه براي همه “، ”مهارت‎هاي كاري براي همه “ و ”آموزش مادام العمر براي همه “ تعريف مي‏كند.

در صورت توجه آموزش و پرورش به اصلاح روش‎هاي آموزش و توانائي‎هاي فردي، تجديدنظر در تربيت معلم و توسعه ICT مي‎تواند ازكارايي برخوردار باشد. در يك كلام ICT در آموزش و پرورش از خود نمي‎تواند چشم انداز آرماني ايجاد كند. بلكه افق آرماني آن اصلاحات است. يعني اگر ما اصلاحات بنيادي را سرلوحه كار قرار دهيم و برنامه ريزي كنيم، مي‎توانيم از ICT جهت رفع شكاف‎هاي موجود استفاده كنيم ولي بدون در نظر گرفتن اصلاحات نتيجه‎بخش نخواهد بود. به زبان علمي ساده‎تر، اصلاحات بنيادي در آموزش و پرورش در دهه اول هزاره سوم ميلادي گذر از نظام سنتي آموزش و پرورش و دستيابي به نظام نوگرا و مدرن مبتني بر دانايي است. [10]

مدارس آينده

1- مدارس مجازي[7]:

كلاس مجازي يكي از محصولات فناوري اطلاعات و ارتباطات در زمينه آموزش است. در اين روش، آموزش‎هاي مورد نظر در مكاني مشخص، ارائه و سپس با بهره‎برداري از روش‎هاي انتقال، همزمان يا ناهمزمان به مكان ديگر منتقل مي‎شود [8]  با استفاده از آموزش مجازي مي‎توان هر كامپيوتر را به يك كلاس درس تبديل نمود و در هر كجا يا در هر زمان از اين آموزش برخوردار بود. [11]

2- مدارس هوشمند[8]

مدارس هوشمند ماهيتي بينابين دارند، يعني از مدارس سنتي فاصله مي‎گيرند و در آن از انواع فناوري اطلاعات و ارتباطات بهره گرفته مي‎شود، تا در خدمت فرايند ياددهي ـ يادگيري قرار گيرد و كيفيت آن را ارتقاء دهد. اين مفهوم با مفهوم مدرسه مجازي متفاوت است. زيرا دانش‎آموزان در مدرسه هوشمند حضور دارند، اما در مدرسه مجازي، خير. انتظار مي‎رود كه پروژه مدارس هوشمند بتواند از فناوري اطلاعات و ارتباطات بيشترين استفاده ابزاري وتوانمند سازي را در جهت افزايش كيفيت آموزش و پرورش دانش‎آموزان به عمل آورد. [2]

مدرسه هوشمند مدرسه فيزيكي است، كه كنترل و مديريت آن مبتني بر فناوري كامپيوتر و شبكه مي‎باشد و محتواي اكثر دروس آن الكترونيكي و سيستم ارزشيابي و نظارت آن هوشمند است. در اين مدرسه نقش مدير، معلم، دانش‎آموز و والدين تغيير خواهد كرد.

اهداف مدرسه هوشمند:

1. رشد همه جانبه دانش‎آموزان (ذهني. جسمي. عاطفي و رواني)

2. ارتقاء توانايي‎ها و قابليت‎هاي فردي

3. تربيت نيروي انساني متفكر و آشنا به فناوري

4. افزايش مشاركت مردم

در مدرسه‎اي كه مبتني بر IT[9] است، اساساً نگاه تعليم و تربيت تغيير مي‎يابد و ديگر معلم به عنوان آموزش دهنده و دانش‎آموزان به عنوان يادگيرنده ي صرف نخواهند بود، بنابراين محتواي آموزشي هم بايد منطبق با نقش معلمان و دانش‎آموزان به طور خاصي طراحي و تدوين شود. در مدارس هوشمند بحث فعاليت‎هاي گروهي و استفاده ازتمامي توانمندي‎ها و استعداد دانش‎آموزان مطرح است و با همه ي دانش‎آموزان به يك صورت برخورد نمي‎شود و يك شيوه آموزشي در اين گونه مدارس نمي‎تواند پياده شود. به هر دانش‎آموز بايد به يك شكل و شيوه يادگيري خاص آموزش داده شود كه در اين گونه موارد IT چاره ساز خواهد بود. در اين مدرسه برنامه ريزي و تدارك امور تدريس، مديريت فناوري آموزشي، رسيدگي به وظايف تخصصي در محيط ياددهي ـ يادگيري، برنامه ريزي و تدارك امور تدريس، مديريت فناوري آموزشي، رسيدگي به وظايف تخصصي در محيط ياددهي ـ يادگيري و ارائه آموزش اثر بخش از مسؤوليت‎هاي معلم به شمار مي‎رود و اين همه نيازمند مهارت و آموزش دقيق و كارآمد معلمان در مدرسه هوشمند مي‎باشد. [12]

 

مهارت‎هاي مورد نياز معلم در عصر دانائي

آنچه مسلم است تلاش‎هاي گوناگوني بايد در سرتاسر سيستم آموزشي براي موفقيت ICT صورت گيرد، كه در اين ميان مهم‎ترين عنصر معلم است. پژوهش‎هاي انجام شده در مورد كاربرد ICT در زمينه‎هاي مختلف آموزشي در طي سال‎ها، متفقاً ناتواني معلمان را به عنوان يك مانع موفقيت، در درك اينكه چرا آنها بايد از ICT استفاده كنند و چگونه بدرستي از آن كمك گيرند تا بهتر تدريس كنند، نشان مي‎دهد متاسفانه بيشتر پيشرفت تخصصي معلمان در ICT، در زمينه آموزش ابزارها وتأكيد بر كاربرد آنها در آموزش بوده است.

در تعريف آقاي پروفسور نوازشريف تكنولوژي داراي چهار جزء است كه به صورت شاخص كمّي روي منحني نشان داده شده است:

ـ سخت افزار: مجموعه‎اي از ماشين‎ها و دستگاه‎ها

ـ سازمان: ساختار سازماني

ـ اطلاعات: محصول پردازش داده‎ها

ـ مهارت: توانائي بكارگيري دانش و تخصص‎ها در انجام فرايند‎هاي شغلي

هر يك از چهار شاخص تكنولوژي كه در بالا اشاره شد، روي يك محور تعريف مي‎شود و حداكثر آن نيز يك مي‎باشد و پس از وصل اين چهار شاخص به يكديگر مربعي به دست مي‎آيد كه سطح آن ميزان توسعه يافتگي تكنولوژي را نشان مي‎دهد. بررسي انجام شده در يكي از سازمان‎هاي ايران نشان داده بود كه ما از نظر شاخص ماشين آلات [10] در حد خوبي (نزديك به 65%) مي‎باشد كه سطح بسيار كوچكي را شامل مي‎شود و ميزان عقب ماندگي توسعه تكنولوژي را نشان مي‎دهد.

 

                                      سخت افزار

 


 


            65 %

                     مهارت          2 %‌‌‌‌‌         2 %           اطلاعات

                 

                                                             3 %

 

 


                                          سازمان

 

بنابراين در بحث مهارت مي‎توان گفت كه گسترش منابع انساني با تخصص‎ها و مهارت‎هاي لازم يكي از اقدامات اساسي در ايجاد زيربناي مورد نياز براي جذب و بهره‎برداري از تكنولوژي‎هاي مفيد و پيشرفته است و سازمان آموزش و پرورش مي‎تواند نقش مهمي در ارائه مهارت‎ها و ارتقاء دانش افراد داشته باشد. [1]

يكپارچه سازي موثر ICT در سيستم آموزشي يك فرايند پيچيده است كه نه تنها فناوري را درگير مي‏كند، بلكه برنامه آموزشي و فن آموزش، آمادگي نهادي، شايستگي‎هاي معلم و سرمايه گذاري دراز مدت را هم درگير مي‏كند. و در حقيقت چنان اهميت حياتي به موضوع مي‎دهد كه به دست‎آوردن فناوري آسان‎ترين قسمت آن است.
[8] و بدون شك آماده سازي منابع انساني و پذيرش اينكه مفهوم سرمايه انساني مي‎تواند يك ميان بر بسيار مؤثر جهت اجراي برنامه‎هاي آموزشي باشد، از اهميت بالائي برخوردار است. [7]

زمانيكه مساله ICT در مدارس مطرح مي‎شود، توسعه مهارت‎هاي معلمان در استفاده از IT به عنوان يكي از عوامل مهم برنامه مورد توجه قرار مي‎گيرد. نتايج تحقيق نشان داده است كه در فرايند يادگيري در زمينه چگونگي استفاده معلم از ICT در كلاس درس و چگونگي كاربرد ICT توسط دانش‎آموزان، اطلاعات كمي قابل دسترسي مي‎باشد. براي تغيير و دگرگون كردن روش‎هاي سنتي و تكراري، معلمان بايد از توانايي‎هاي لازم براي استفاده موثر از ICT برخوردار باشند و با علاقه و انگيزه آن را پيگيري كنند. تشكيل گروه‎هاي كاري معلمان در رشته‎هاي تخصصي مشابه، نقش بسيار مهمي در قبول تغيير و عدم مقاومت در برابر آن دارد. زمينه‎هاي پيش برنده و تسهيل گر توسعه ICT در آموزش و پرورش، توسعه مهارت‎هاي معلمين است. از آن جهت كه عدم درك رهبران آموزشي نسبت به اهداف ICT در مدرسه، يكي از عوامل مهم بازدارنده موفقيت برنامه بشمار مي‎رود. [13]

مهارت‎هاي مورد نياز معلم را مي‎توان به دو دسته تقسيم كرد:

1- پيشرفت تخصصي معلمان: كه شامل پنج محور است:

1ـ مهارت در كاربردهاي ويژه

2ـ ادغام در برنامه‎هاي درسي موجود

3ـ تغييرات برنامه‎هاي درسي در ارتباط با كاربرد IT (شامل تغييرات در طراحي آموزشي)

4ـ تغييرات در نقش معلم

5ـ پشتيباني از تئوري‎هاي آموزشي

بطور ايده آل اين موارد بايد در آموزشهاي قبل از خدمت معلمان مطرح شده و در ضمن خدمت نيز ارتقاء يابند. در بعضي كشورها، مانند سنگاپور، مالزي و انگلستان، به رسميت شناختن تعليمات درسي مستلزم كاربرد ICT است. ICT با سرعت فناوري‎ها را متحول مي‏كند و در اين ميان حتي نخبه‎‎ترين  معلمان ICT نياز به ارتقاء مهارت‎هايشان داشته و از آخرين پيشرفت‎ها و بهترين تجربيات استقبال مي‎كنند. هر چند اولين كانون توجه، مهارت‎هاي با كاربرد‎هاي ويژه  است، ولي چهار كانون ديگر اگر مهم‎تر نباشند، با آن مساويند. پيشرفت تخصصي معلمان در ICT، در زمينه آموزش ابزارها و تاكيد بر كاربرد آنها در آموزش بوده است.

2- پيشرفت حرفه‎اي معلمان بعنوان اساس كاربرد آموزشي ICT

در سال 1997، در كشور اوگاندا، برنامه پيوندهاي جهاني براي توسعه، تحت حمايت بانك جهاني بوجود آمد. كه هدف آن، كمك به دولت براي آوردن اينترنت و وب جهاني به مدارس متوسطه كشور بود. اين برنامه 3 جزء دارد: اتصال و پيوند، آموزش، نظارت و ارزيابي. از آنجا كه خيلي از سازمان‎هاي محلي و بين المللي بر ارايه فناوري، جهت مدارس تكيه دارند، اين برنامه در طول سال‎ها يك شهرت جهاني بعنوان يكي از ارايه كنندگان اصلي خدمات پيشرفت حرفه‎اي معلمان، مديران مدارس و سياستگذاران در تمام كشورهاي در حال توسعه پيدا كرد. برنامه توسعه حرفه‎اي براي پيشرفت معلمان كه در ابتدا بصورت حضوري توسط اساتيد محلي و بين المللي ارائه مي‎شد، و با سرويس Online دنبال شده است، داراي پنج مرحله است:

v        مرحله صفر ـ سواد كامپيوتر

هدف: آشنايي با اساس فناوري كامپيوتر و كمك به شركت كنندگاني كه مهارت و دانش كامپيوتر نياز دارند. و سواد عمومي كاربري كامپيوتر و بومي سازي استاندارد ICDL [11]

v        مرحله 1ـ آشنايي با اينترنت براي يادگيري و آموزش

هدف: آشنايي با مفاهيم پايه فناوري‎ها و مهارت‎هاي لازم براي معرفي فناوري شبكه و اينترنت براي يادگيري و آموزش مباحث اوليه امكانات جديد و ايجاد پروژه‎هاي ايميل.

v        مرحله 2ـ آشنايي با پروژه‎هاي همكاري از راه دور

هدف: آشنايي با همكاري راه دور آموزشي از طريق ساختارهاي فعاليتي جهت ايجاد، طراحي، اجرا و پخش وانتشار پروژه‎هاي اصلي.

v        مرحله 3ـ ادغام فناوري و برنامه‎هاي آموزشي

هدف: پيشبرد مهارت‎ها و درك چگونگي ايجاد، تركيب و تسهيل تمرينات ابتكاري كلاسي كه در آن فناوري شبكه و دوره‎هاي آموزشي با هم ادغام مي‎شوند. كاربرد فناوري در فرايند ياددهي ـ يادگيري (برنامه درسي، روش تدريس، محتوا و ارزيابي). و بطور كلي استفاده مناسب از فناوري در امر آموزش.

v        مرحله 4ـ نو آوري‎ها: فن آموزش، فناوري و توسعه تخصصي

هدف: پيشبرد مهارت‎ها و فهم چگونگي ارزشيابي و نشر تمرينات ابتكاري كلاسي، مادامي‎كه روابط اجتماعي و قومي را مد نظر دارند. و پيشبرد فرآيند مديريت كلاس. [8]

علاوه بر موارد ذكر شده، يك مانع جدي براي به حداكثر رساندن استفاده از فناوري اطلاعات در كشورهاي در حال توسعه، رواج نداشتن زبان انگليسي است. چرا كه زبان غالب در اينترنت، انگليسي است. و مسلط نبودن به آن، عملاً باعث عدم استفاده از دنياي اطلاعات مي‎شود. پس يكي از مهارت‎هاي ضروري و شايد مهمتر از همه اين موارد تسلط به زبان انگليسي است كه بايد در برنامه آموزشي معلمان گنجانده شود.

 

اهداف آينده آموزش و پرورش بايد در چه راستائي باشد؟

هدف‎هاي آتي آموزش و پرورش به منظور رشد فناوري اطلاعات در آموزش و پرورش مي‎تواند پيرامون موارد زير باشد:

·            طراحي و برنامه‎ريزي ICT درمراكز تربيت معلم              

            (I.C.T. Pre- Service Training)                   

·            طراحي و برنامه‎ريزي ICT در آموزش ضمن خدمت براي معلمين شاغل

                                                                   (In- Service Training)

·            تأكيد بر نحوه آموزش و تدريسي كه قدرت پيش بيني آينده را در فراگيران تقويت كند. (Thinking Future)

·            ايجاد انگيزه در تداوم يادگيري فراگيران با معرفي روش‎هاي دستيابي به اطلاعات (Life- Long Learning) . [7]

 

همچنين مي‎توان از ICT براي پيشبرد تخصصي معلمان استفاده كرد. مثلاً مؤسساتي مانند مركز تربيت معلم شبكه‎اي (CTTC) در كره جنوبي در حال بهره برداري از اينترنت براي ارايه فرصت‎هاي بهترتوسعه و پيشرفت تخصصي معلمان، به صورت ضمن خدمت است و دوره‎هاي آموزشي مبتني بر شبكه جهاني وب را براي معلمان دوره‎هاي ابتدايي و راهنمايي ارايه مي‏كند. اين دوره‎ها شامل ”كامپيوترها در جامعه اطلاعاتي“، ”اصلاح آموزشي“ و ”جامعه آينده و آموزش“ هستند. دوره‎هاي اختصاصي Online نيز همراه با بعضي از دوره‎هاي كنفرانسي رودرو برگزار مي‎گردد. در چين، هند و اندونزي نيز دوره‎هاي مشابهي برگزار مي‎شود. [8]

 

نتيجه

ظهور تكنولوژي‎هاي جديد و فناوري اطلاعات تأثير عميقي بر جنبه‎هاي مختلف زندگي انسان گذاشته است. سيستم آموزشي نيز به عنوان يكي از اركان اساسي جوامع از اين امر مستثني نمي‎باشد. بنابراين در عصري كه اطلاعات محوري از شاخص‎هاي بارز آن است و داشتن سواد اطلاعاتي عامل مهمي در پيشبرد اهداف مي‎باشد، روش‎هاي آموزش سنتي ديگر نمي‎توانند به تنهايي جوابگوي نيازهاي اين عصر باشند. بنابراين بكارگيري روش‎هاي جديد آموزشي كه داراي كيفيت و انعطاف پذيري بالاتري باشند، ضروري خواهد بود تا آموزش در هر كجا و در هر زمان ميسر گردد. در اين راستا استفاده از آموزش‎هاي مجازي مي‎تواند باعث بهبود آموزش‎هاي تئوري و كاربردي و صرفه‎جويي در هزينه و زمان شود. [1]

بطور قطع كربرد فناوري اطلاعات در آموزش امري است الزامي، نه گزينه‎اي لوكس؛ و مشاركت جمعي و همياري صاحبنظران و مسؤولين آموزشي، راهگشاي گذار از آموزش سنتي به آموزش در عصر اطلاعات و ارتباطات خواهد بود. كه در اين ميان مهم‎ترين عنصر معلم است و مهارت‎هايي كه براي متحول شدن معلم، در شيوه ارزشيابي و كل فرايند ياددهي ـ يادگيري لازم است، از اهميت بسزائي برخوردارند.

آنچه اهميت دارد، ساختارمند كردن از بدو خدمت و حين خدمت معلمين است، در راستاي كسب مهارت‎هائي چون:

•            سواد كامپيوتر

•            آشنايي با اينترنت براي يادگيري و آموزش

•            آشنايي با پروژه‎هاي همكاري از راه دور

•            ادغام فناوري و برنامه‎هاي آموزشي

•            نوآوري‎ها: فن آموزش، فناوري و توسعه تخصصي

و سخن آخر اينكه، قويترين عامل براي تحرك سازمان، ايجاد هماهنگي يكپارچكي در مجموعه اهداف وعمليات اجرايي سازمان است و اين تحقق پيدا نمي‏كند مگر با ايجاد انگيزه در افراد ذينفع و كاركنان آن سازمان.

 


منابع

1-    روزنامه ايران، سال دهم، شماره 2947، چهارشنبه 29 مهرماه 1383.

2-    فتاحيان، حسام‎الدين، “نقش ICTدر آموزش و پرورش“، مجله الكترونيكي مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران، شماره اول، دوره چهارم.

3. http://ansari.isfschools.net

4. http://www. Hamedantvto.ir

5. http://www.icde.net

6. http://www.ict-edu.ir

7. http://www.iritn.com

8. http://www. Schoolnet.ir

9. http://www. Tehranedu.org

 

 

 

 

 



1. Information And Communication Technology

1. Chalk & Talk

2. طبقه بندي سطوح يادگيري بلوم در پيوست آمده است.

1. Interactive

1. Hannafin

2. Savenye

3. Virtual School

1. Smart School

2. Information Technology

1. Technowar

1. International Computer Driving License