انواع روشهاي تدريس

1 روش كلامي (زباني)
در اين روش معلم به اصطلاح متكلم وحده است. همه چيز را بيان مي كند، قواعد را بررسي مي كند، نتيجه گيري مي كند و طراح مساله است. خلاصه معلم همه كاره و دانش آموز هيچ كاره است. معلم مساله گو و شاگرد مساله حل كن، معلم متكلم و شاگرد مستمع است طرفداران اين روش دو گروه مخالفند عده اي موافق روش زبان ماشيني و عده اي موافق روش زباني استدلالي هستند.
الف) روش تدريس زبان ماشيني (قاعده گويي):
اين گروه اعتقاد دارند كه دانستن قواعد و فنون محاسبه براي دانش آموزان كافي است. اگر دانش آموز ادامه تحصيل دهد آنگاه برايش استدلال خواهد شد و مطالب را خواهد فهميد و در صورتي كه ادامه ندهد اين محاسبات هست که برای او در زندگی مفید است. حسن اين روش در آن است كه تدريس به سرعت انجام مي شود ولي معايب آن عبارتند از:
1- دانش آموز قواعدي را بدون آنكه آنها را درك كرده و منطقي بودن آنها را پذيرفته باشد، آنها را حفظ مي كند و به همين سرعت هم فراموش مي كند.
2- نسبت به مطالبي كه مي خواند احساس بيگانگي مي كند و نسبت به آنچه ياد گرفته است علاقه اي نشان نمي دهد.
3- اين آموزش پاسخگوي نيازهاي طبيعي دانش آموز به كنجكاوي و حقيقت جويي نمي باشد.
ب) روش تدريس زبان استدلالي:
طرفداران اين شيوه برخلاف گروه قبل تدريس رياضي را توام با استدلال قبول دارند. آنها معتقدند كه رياضي با منطق آميخته است. پس بايد با استدلال و برهان به امر تدريس رياضي همت گماشت. ابتدا بايد تعريف و اصول گفته شود و به دنبال آن مي توان نتيجه گيري ها را با استفاده از قوانين منطق آغاز نمود. حسن اين روش آن است كه با طبيعت رياضي سازگاري دارد ولي معايب آن عبارتند از:
1- از روش استدلالي در هر سني نمي توان استفاده نمود.
2- قدرت ابتكار رشد نمي كند و دانش آموز جستجوگر نخواهد شد.
3- معلم و شاگرد به تدريج از جهان واقعي دور مي شوند.

2 روش اكتشافي
يادگيري اكتشافي فرايندي است كه دانش آموز به طور مستقل و با راهنمايي معلم يا بدون آن، اصل يا قانوني را كشف نموده و مساله اي را حل مي كند. ويژگي عمده روش اكتشافي، درجه و ميزان راهنمايي شدن شاگرد (به وسيله معلم) براي اكتشاف است كه اين ويژگي به عواملي مانند استعداد دانش، مهارت شاگرد و درجه دشواري خود مساله بستگي دارد
 

ادامه نوشته

اعتماد

اعتماد در فرهنگ انگلیسی آکسفورد به عنوان "اتکا یا اطمینان به نوعی کیفیت یا صفت یک شخص یا یک چیز یا اطمینان به حقیقت یک گفته" توصیف می شود .

به اعتقاد دایرکز مفهوم اعتماد ریشه در ادبیات دوره ارسطو دارد؛ لذا  در مورد این که اعتماد چیست و چگونه می توان به اعتماد در محل کار دست پیدا کرد توافق اندکی وجود دارد. بیش‌تر تحقیقات در مورد اعتماد، آن را به عنوان یک موضوع و مفهموم مجزا تلقی كرده‌اند. پرسشنامه‌های مختلفی که میزان اعتماد را در سازمان‌ها و گروه‌ها ارزیابی کنند وجود دارند؛ اما این که چگونه به این نتایج و میزان اعتماد پی برده اند دلیل مطمئنی در دسترس نیست. 

آشکار است که از چندین سال پیش، اعتماد به طور روز افزون به کانونی برای مطالعه سازمان‌ها تبدیل شده است. اعتماد یک موضوع بین رشته است و از رشته‌های مانند روان شناسی و جامعه شناسی نشات می گیرد. مطالعه اعتماد در علوم سیاسی، حقوقی، روان شناسی صنعتی، رفتار سازمانی و اقتصاد دارای اهمیت وافر است. به عقیده تایلر اعتماد از آن جهت مهم است که تمایل قوی به درک این که چگونه مشارکت اثربخش را درون سازمان‌ها ایجاد کنیم وجود دارد. اعتماد یک عنصر کلیدی است؛ زیرا مشارکت را ممکن می سازد و مشارکت در سازمان‌ها همیشه حائز اهمیت بوده است. روندهای جدید در سازمان‌ها حرکت به سمت پیامدها و نتایج است؛ اولا، باعث ایجاد تغییرات در ماهیت کار می‌شود که سبک‌های قدیمی مشارکت نمی تواند در این زمینه کارساز باشد. ثانیا، باعث ایجاد تغییرات در ماهیت مشارکت می شود که تاکید بیش تری بر شکل‌های داوطلبانه از مشارکت می شود. [5]

اعتماد جزء مفاهيمي‌است كه در علوم مختلف توسط صاحبنظران مورد بررسي قرار گرفته و بنا بر پارادايم حاكم بر هر كدام از اين علوم  تعاريف متفاوتي از آن ارائه گرديده است. [18]

اعتماد مفهوم كانوني نظريات كلاسيك جامعه شناسي و نيز محور اصلي تئوري‌هاي نوين سرمايه اجتماعي و زمينه تعاملات و روابط اجتماعي است. [3]

گیدنز ضمن بر شمردن تعریف لومان از اعتماد  متذکر گردیده است که" هر کجا که اعتماد مطرح باشد فرد برای تصمیم گیری در پیش گرفتن یک مسیر کنش خاص، شقوق  گوناگونی را آگاهانه در ذهن دارد"،  اعتماد و مفاهیم ملازم با آن را در چندین عنصر مفهوم بندی می کند.

بقیه در ادامه ی مطلب ...

ادامه نوشته

استراتژی گفتگو: پاسخ اشتباه نتیجه سوال اشتباه است

دنیای آرامتری داشتیم اگر دیپلماسی و سیاست خارجی به مثابه بازی شطرنج بود تا دوئل. شاید به بازی شطرنج دعوت شوید ولی در نهایت مجبوربه دوئل خواهید شد. به هر حال چاره‌ای نیست، باید قاعده هر دو بازی را بلد باشید.
در تدوین استراتژی راهبردی دو لتها،موضوع سیاست خارجی لاجرم بخش زیادی از ظرفیتهای فکری و برنامه ریزی اتاق های فکر را به خود اختصاص میدهد وباید هم اینگونه باشد.دلایل نیاز به توضیح چندانی ندارند چرا که سیاست خارجی دارای تاثیرات پایدار و دائمی بر امنیت ملی ومنافع عمومی است .تاثیراتی که قابل مقایسه با مولفه های مشابه در کارکترهای امنیت بر پایه عمل داخلی نیستد. یک دلیل واضح با بیانی ساده.
در دیپلماسی تسلط شما بر حداکثر 50 درصد زمین وفضای بازی و صحنه عمل است. بقیه ماجرا توسط طرف مقابل مدیریت میشود.اما در بازی یا سیاست داخلی چناچه خوش شانس باشید میتوانید تسلط را تا 90 درصد م بالا ببرید. گر چه تسلط الزاما به معنای موفقیت نیست اما معنای کنترل را میدهد.{ باید اذعان داشت در امنیت داخلی واژه تسلط تا حدود زیادی بیانگر انگاره های سخت خشونت نیز هست }.متقابلا در دیپلماسی بازی روند و معنایی معکوسی دارد . 10 درصد پیشرفت در دیپلماسی نه تنها نشان دهنده تسلط نسبی شما بر قاعده بازی دو طرفه است بلکه آشکارا نمادی از موفقیت تلقی خواهد شد که دارای تاثیر 100 درصدی بر امنیت داخلی و منافع عمومی است.در واقع نمیتوان یک سیاست داخلی موفق و امنیت ملی و منافع عمومی پایداری را متصور بود بدون آنکه بتوان به سلامت از تنگه باریک ومسیر صعب العبور سیاست خارجی و دیپلماسی بر گرفته از یک استراتژی راهبردی کارامد، انعطاف پذیر و پراگماتیک عبور کرد.
تدوین استراتژی راهبردی خود ما حصل پاسخ به سوالات اساسی تری است که بر پایه آنها هزینه وفایده یک تصمیم و عمل سیاسی در بلند مدت مورد ارزیابی و واکاوی قرار میگرد.

بقیه در ادامه ی مطلب...

ادامه نوشته