خانواده ايراني در خطر انقراض+ نمودار ...

اگر ننویسیم مسؤولیم...

به ليست گونه هاي در خطر انقراض بايد بدون تعارف خانواده ايراني را هم اضافه كرد از آن جهت كه هم تعدادش در حال كاهش است و هم خود گونه اصيل در خطر نابودي قرار گرفته است. سير صعودي طلاق در كشور در حال جابجا كردن ركوردهاي جهاني است و طبق بر آوردهاي غير رسمي به رتبه چهارم جهان صعود كرده است. (هم پاي رشد علمي و فناوري) در پنج سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ آمار طلاق از ۹۴ هزار به ۱۴۳ هزار رسيده است و اين ارقام معناي جز خاموشي و مرگ خانواده هایی كه با هزار زحمت و اميد شكل گرفته بود ندارد.

برآورده ها از وضعيت طلاق در سال هاي آينده اميدوار كننده نيست و اميدي، حتي به توقف اين وضع در آينده نزديك نيست مگر آنكه كليدي!! براي اين ماجرا نيز وجود داشته باشد.
 
در همان حال كه به دليل زياد شدن طلاق از تعداد خانواده هاي ايراني كاسته مي شود، در فرايند تشكيل خانواده هاي جديد نيز اختلال ايجاد شده است. كاهش ازدواج سير شتاباني چون طلاق داشته و همراه با افزايش طلاق با كاهش ازدواج، خانواده ايراني از دو سو در فشار است. آنهايي كه هستند از بين مي روند و آنهايي كه بايد تشكيل مي شدند تا جايگزين خانواده هاي از هم فروپاشيده شوند، تشكيل نمي شوند. سير شتابان كاهش ازدواج نيز معنايي جز كاهش تعداد خانواده هاي تشكيل شده ندارد و اين البته علاوه بر بالا رفتن سن ازدواج و تشكيل دير هنگام خانواده هاست. نمودار زير، سير كاهشي تشكيل خانواده هاي ايراني را نشان مي دهد:
 
 
درصد رشد ميزان ازدواج از ۹۴/۳۳ درصد در سال ۱۳۸۰ به ۸۹/۱- درصد در سال ۱۳۹۰ رسيده است . منفي شدن درصد رشد در بازه زماني يك دهه نشاني از سير شتابان تغييرات در جايگاه خانواده ايراني است.
 
اگر با افزايش طلاق و كاهش ازدواج از تعداد خانواده هاي ايراني كاسته مي شود، خانواده هاي تشكيل شده از حيث تعداد اعضاء نيز دچار تغيير و تحول بنيادي شده است. حركت بعد خانوار ايراني از ۵ و ۶ نفره در دهه ۶۰ و اوايل هفتاد به ۲ و ۳ در اواخر دهه ۸۰ واوايل دهه ۹۰ هشدار ديگري براي موقعيت دشوار خانواده در ايران است.
 
كاهش ميزان رشد سالانه جمعيت و به خصوص ميزان باروري كلي به ازاي هر زن از ۷.۱ در سال ۶۵ به ۱.۶ در سال ۹۰ نشان تغيير جدي در تركيب و تعداد اعضاي خانواده هاي ايراني است.
 
همه مساله اين نيست كه تنها خانواده ها به دليل طلاق از هم فرو مي پاشند، يا به دليل عدم ازدواج تشكيل نمي شوند و يا به دليل كاهش ميزان باروري كوچك و كوچك تر مي شوند، بلكه علاوه بر همه اين ها، موقعيت هاي نقشي اعضاي خانواده به دليل تحولات اجتماعي به شدت تغيير كرده است.
 
روابط اعضاء با يكديگر، قدرت سرپرستي مرد در خانواده، ميزان همستگي عاطفي بين زوجين و... .
جهت توجه بیشتر به نمودارهای ذیل توجه فرمایید:




9 کشوری که از «بهبود روابط ایران و غرب» ضرر می کنند ...

با توجه به این واقعیت که بهبود روابط ایران و غرب و مشخصاً آمریکا ، دشمنان جدی و متعددی دارد و قطعاً هر کدام از آنها و به ویژه اسرائیل، خواهند کوشید با لابی های فراوان، مانع از تنش زدایی شوند، از هم اکنون می توان پیش بینی کرد که روند دیپلماسی تنش زدا، با سختی های زیادی همراه خواهد بود...روابط ایران و غرب، اگر منطقی و بر پایه احترام متقابل باشد، قطعاً به سود هر دو خواهد بود، هر چند کشورهای "غیر"، از آن ناخرسند باشند.
روی کار آمدن دکتر "حسن روحانی" ، نگرانی هایی را در میان برخی کشورها ایجاد کرده است چه آن که بیم آن دارند ، با بهبود روابط بین المللی ایران و مشخصاً گشایش در رابطه با غرب و پرونده هسته ای ، منافع شان دچار چالش شود.
 در این نوشتار ، سیاهه ای از این کشورها را مرور می کنیم:

 رژیم صهیونیستی: برای دولتمردان اسرائیل ، هیچ چیز مانند حاکمیت یک دولت تندرو در ایران مغتنم نیست تا در سایه اظهارات رئیس و سایر دولتمردان آن ، بتوانند پروژه ایران هراسی را پیش ببرند و کشورمان را تهدیدی برای امنیت جهان معرفی کنند.

هم از این روست که از وقتی که روحانی به پیروزی رسیده، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، مدام علیه انتخاب مردم ایران سخن می گوید و جهان را از اصلاح روابط با ایران برحذر می دارد.

آرزوی صهیونیست ها این است که بتوانند روزی آمریکا را به "جنگ نیابتی" با ایران بکشانند و با دستان آمریکا ، چالش بزرگ منطقه ای شان را از میان بردارند. حضور یک رئیس جمهور و دولت میانه رو در ایران، این آرزو را دست نیافتنی می کند.

  کشورهای عربی حوزه خلیج فارس: عربستان سعودی، خود را بزرگ ترین رقیب منطقه ای ایران می داند. رقابت منطقه ای این دو کشور در سرزمین هایی گسترده ای از عراق و سوریه گرفته تا لبنان و یمن و بحرین در جریان است و علاوه بر آن در حوزه هایی مانند اوپک ، سازمان همکاری اسلامی و ... نیز با یکدیگر رقابت اقتصادی و سیاسی دارند.

کشور دیگر ، امارات متحده عربی و مشخصاً امارت دوبی است که به واسطه تحریم های ایران ، بیشترین نفع اقتصادی را می کند به طوری که بخش مهمی از واردات ایران ، از امارات صورت می گیرد و این در حالی است که امارات ، تولید کننده آنچه صادر می کند نیست ، بلکه به عنوان واسطه میان ایران و کشورهای اصلی صادرکننده مانند چین عمل می کند و از این رهگذر سودهای میلیارد دلاری می برد به گونه ای که در سال های اخیر ، تراز تجاری ایران و امارات ، حدود 10 میلیارد دلار به نفع این کشور کوچک عربی بوده است.

بهبود روابط بین المللی ایران ، به معنای حذف تدریجی امارات از واسطه گری و عدم النفع شدید این کشور است.

قطر نیز از ادامه تحریم ها و تضییقات ایران ، سود سرشار می برد. ایران و قطر میدان گازی مشترکی به نام پارس جنوبی دارند که بزرگترین مخزن متراکم گازی دنیاست.
طبق مقررات بین المللی ، استفاده از میدان های گازی مشترک برای هر کدام از سهامداران آزاد است و هر کدام ، هر چقدر که توانست می تواند استخراج کند.
قطر، با بهره گیری از توانمندی های بین المللی و تکنولوژی های مدرن روز ، توانسته است حدود 20 برابر ایران ، برداشت گاز داشته باشد و درآمد سرانه اش را به صدر جهانی برساند ولی در ایران ، فازهای پارس جنوبی ، همچنان به کندی پیش می روند و به عنوان مثال ، فاز یازدهم ، از 14 سال پیش به دنبال پیمانکار است!

شکست تحریم ها ، می تواند ایران را در دستیابی به تجهیزات و پیمانکاران معتبر جهانی برای توسعه هر چه سریع تر پارس جنوبی کمک کند که این اتفاق ، به طور کاملاً مستقیمی با میزان نهایی برداشت قطری ها ارتباط دارد.

بحرین هم از ضعیف بودن ایران به این دلیل استقبال می کند که اکثریت شیعه این کشور، نتوانند پشتوانه قدرتمندی به نام ایران داشته باشند.
در مجموع ، چنانچه روابط ایران و غرب و نهایتاً ایران و آمریکا ، بهبود یابد ، بسیاری از کشورهای عربی ، موضوعیت خود را برای ایالات متحده از دست خواهند داد و نخواهند توانست با تمسک به پدر اجازه ای شان (آمریکا) ، علیه ایران موضع بگیرند.

نکته قابل توجه اینجاست که کشورهای عربی خلیج فارس ، از تحریم های "بسیار شدید" ایران نیز استقبال نمی کنند زیرا در چنین وضعی ، خود آنها نیز نمی توانند با ایران تجارت گسترده ،سودآور و اغلب انحصاری داشته باشند.
همچین آنها از جنگ بین ایران و آمریکا نیز استقبال نخواهند کرد زیرا می دانند در چنان وضعی امنیت منطقه برای دراز مدت مختل می شود و رشد این کشورها تحت الشعاع قرار می گیرد.
از این رو ، کشورهای عربی منطقه ، خواهان استمرار وضع موجود هستند.

  ترکیه: این کشور در سال های اخیر از دورن مرزهایش به در آمده و برای خود یک نقش منطقه ای نیز تعریف کرده است تا به دور رقیب منطقه ای ، یعنی ایران و عربستان بپیوندد. از این رو، هر چه رقبا ضعیف تر و منزوی تر باشند ، برای جایگاه منطقه ای ترکیه در دراز مدت بهتر است.
به علاوه با تشدید تحریم های ایران ، بخش مهمی از پتانسیل های تجاری ایران به سمت ترکیه معطوف شده است به گونه ای که در سال های اخیر ، هزاران شرکت ایرانی در ترکیه ثبت شده اند.
البته ترکیه ، در حد کشورهایی مانند امارات ، از این وضعیت منتفع نشده است اما با توجه به تحریم های دریایی جدید ایران ، ترکیه می تواند کرویدور مناسبی برای حمل و نقل زمینی به ایران باشد و از این منظر هم منتفع شود.
 
 روسیه: روس ها را می توان جزو برندگان تنش ایران و غرب دانست. نیروگاه اتمی بوشهر که روزگاری قرار بود توسط زیمنس آلمان ساخته شود ولی به دلیل بحران در روابط ایران و غرب به دست روس ها افتاد ، یک نمونه نماد بارز در این زمینه است.

علاوه بر منافع گسترده اقتصادی روسیه در تعامل با ایران ، این کشور در پرونده هسته ای نیز به دلیل دوری ایران و غرب ، همواره نقش واسط را بازی کرده و توانسته از هر دو طرف و مشخصاً از تهران امتیاز ستانده است.

  چین: بازار بزرگ 75 میلیونی ایران ، به طور ویژه ای در اختیار چینی هاست. هر چند سایه اقتصاد چین بر همه جهان سنگینی می کند ولی در ایران ، شرایط خاص تر است، چه آن که چین ، با بهره گیری از شرایط تحریم ایران ، پول های نفت ایران را نزد خود نگه داشته و به جای آن ، کالای چینی به ایران می دهد تا اصطلاح "بنجل های چینی" وارد ادبیات محاوره ای ایرانیان شود! این در حالی است که اگر شرایط تحریم ها نبود، می شد دلار گرفت و با آن، کالاهای بهتر از سایر نقاط جهان خرید.

از نظر سیاسی نیز ، وجود پرونده هسته ای ایران در شورای امنیت و عضویت دائم چین در این شورا ، باعث شده ، چینی ها از موضع قدرت با ایران برخورد کنند و سوء استفاده ای اقتصادی را تابعی از این وضعیت سیاسی نمایند.

  هند: این کشور هنوز از معدود خریداران نفت ایران است ولی در شرایط تحریم ، به جای آن که پول نفت وارداتی را به ارز رایج جهانی (دلار) پرداخت کند ، "روپیه" می دهد و لذا ایران ناگزیر است ،با روپیه هندی ، از همان هند ، خرید کند. بدین ترتیب ، پولی که هند بابت نفت ایران می دهد ، در اقتصاد ملی اش باقی ماند که امتیازی تاریخی برای هند محسوب می شود.
اگر تحریم ها برداشته شود ، هند از این فرصت بی نظیر اقتصادی که احتمالاً تکرارناپذیر نیز خواهد بود ، محروم می ماند.

البته این فهرست ، می تواند مفصل تر از این باشد ولی کشورهای 9 گانه فوق ، بیشترین نگرانی را از بهبود جایگاه بین المللی ایران دارند.

با توجه به این واقعیت که بهبود روابط ایران و غرب و مشخصاً آمریکا ، دشمنان جدی و متعددی دارد و قطعاً هر کدام از آنها و به ویژه اسرائیل، خواهند کوشید با لابی های فراوان، مانع از تنش زدایی شوند ، از هم اکنون می توان پیش بینی کرد که روند دیپلماسی تنش زدا ، با سختی های زیادی همراه خواهد بود و اینجاست که درایت دو طرف اصلی ماجرا ، می تواند نقش آفرین باشد. روابط ایران و غرب ، اگر منطقی و بر پایه احترام متقابل باشد ، قطعاً به سود هر دو خواهد بود ، هر چند کشورهای "غیر" ، از آن ناخرسند باشند.

حزب چیست؟

مفهوم حزب:

گفته مي‌شود نخستين بار ادموند برك (1797ـ1729) درباره احزاب سخن گفته است. وی حزب را گروهي از افراد جامعه مي‌داند كه با يكديگر متحد شده و بر مبناي اصول خاصي كه مورد پذيرش همه آن هاست براي حفظ و توسعه منافع ملي مي كوشند.

پس از او جيمز مديسن (1836ـ1750)، حزب را ضرورتي انكارناپذير دانست. مديسن در اين باره معتقد است كه «حزب عده‌اي از افرادند كه چه در مقام اكثريت باشند و چه در مقام اقليت، بر اساس منافع و يا هدف‌هاي مشترك خود كه با منافع و هدف‌هاي ساير افراد و نيز منافع و هدف‌هاي دايمي و كلي جامعه در تضاد است، با يكديگر طرح اتحاد ريخته اند.»

موریس دورژه می‌گويد: «حزب مجموعه‌اي از گروه‌هاي پراكنده در اطراف كشور است كه از طريق سازمان‌هاي هماهنگ كننده به هم پيوسته‌اند.»

با توجه به تعريف‌هاي گوناگون از حزب، به نظر مي‌رسد مي‌توان از طريق بيان ويژگي يا شاخص‌هاي حزب تصوير دقيق تري از حزب ارائه كرد. در اين راستا برخي نويسندگان محورهاي ذيل را برشمرده اند:

الف ـ وجود تشكيلات پايدار مركزي;

ب ـ وجود شعبه هايي كه با مركز پيوند و ارتباط داشته باشند;

ج ـ پشتيباني مردم;

د ـ كوشش براي دستيابي به قدرت سياسي.

ت - عريف و ويژگي هايي كه برشمرديم با گفتمان انديشه سياسي غرب همنوايي و انسجام دارد; زيرا، حزب زماني شكل گرفت كه جامعه غرب از سويي از سنّت گسسته بود و از سوي ديگر، فرهنگ مدرنيته به طور كامل شكل نگرفته بود. و حزب در جهت پر كردن شكاف هاي اجتماعي ظهور يافت.

از سوي ديگر، «حزب» دغدغه نيل به قدرت و حفظ و گسترش آن را دارد كه به لحاظ تئوريك ريشه در فلسفه سياسي معاصر غرب دارد و مي توان انديشه هاي ماكياولي، هابز و نيچه را در تبارشناسي آن برشمرد و مكتب اصالت قدرت را كه در روابط بين الملل نيز مورد توجه است در اين چارچوب ذكر كرد و نكته سوم آنكه حزب اگر رهاورد مدرنيته هست، بي ترديد همراه با دنيوي گرايي، اومانيسم و مبادي معرفت شناختي انديشه معاصر پيوند خورده است و با تشكل ها، گروه‌ها و احتمالا احزابي كه در قبل از مدرنيته در فرهنگ هاي گوناگون يافت مي‌شده اند تمايز اساسي دارد.

احزاب و گروههای سیاسی مدرن به عنوان شکل خاصی از سازمان دهی نیروهای اجتماعی محصول تحولات دو قرن اخیر در جهان هستند و نخستین جایگاه گسترش و توسعه آنها کشورهای اروپایی است. ویژگی مشترک اینگونه احزاب و گروهها ، سازماندهی و مشارکت در امور سیاسی جهت کسب قدرت و برنامه ریزی برای حفظ آن است. امروزه در کشورهایی که دارای نظام حزبی با سابقه وبا ثباتی هستند، احزاب سیاسی همچنین بعنوان حلقه پیوند میان منافع اجتماعی و نهادهای تصمیم گیرنده سیاسی عمل میکنند.

در مقابل این امر، در بسیاری از کشورهای در حال توسعه احزاب سیاسی بازتاب و تقلیدی ناقص از احزاب کشورهای توسعه یافته بوده و معمولا از کارایی مناسبی برخوردار نیستند. استبداد حاکمان، حکومت متمرکز و مقتدر،فقدان تجربه مشارکت سیاسی، ایجاد احزاب دستوری و دولتی و اعمال نظر قدرتهای بیگانه از جمله علل این امر هستند. حزب در ايران بر خلاف رخداد طبيعي آن در غرب، ناشي از سيطره طلبي فرهنگ غرب و تلاش منوّرالفكرها براي به چالش كشيدن انديشه اسلامي ظهور و بروز يافت. نخستين سازوكارهاي حزبي در آغاز مشروطيت با كوشش افرادي نظير تقي زاده شكل گرفت. وي يكي از شرايط ورود به حزب را تفكيك دين از سياست اعلام كرد.

مي توان نتيجه گرفت كه حزب و ديگر مؤلفه‌هاي فرهنگي مدرنيته در غرب يك پروسه بود و در ايران و كشورهاي اسلامي يك پروژه. و چون با عقايد و ارزش‌هاي ديني در چالش بود هيچ گاه نهادينه نشد و سنّت حزبي شكل نگرفت. خاستگاه حزب در غرب با پارلمان ارتباط نزديكي دارد. حزب در غرب از پايين به بالا شكل گرفت. در حالي كه در ايران و برخي ديگر از كشورهاي مشابه، از بالا شكل گرفت. از اين رو، خاستگاه حزب در دو گفتمان متمايز است.

حتي امروزه كه بيش از يك سده از نخستين احزاب نشأت گرفته از قدرت سياسي در ايران مي‌گذرد نيز احزاب سرنوشت مشابهي دارند; چرا كه در تحولات پس از انقلاب نيز تشكّل‌هايي همچون كارگزاران و جبهه مشاركت بر همان سياقي شكل گرفتند كه حزب دموكرات قوام در دهه بيست، و حزب رستاخيز در دهه پنجاه و حزب دمكرات در مشروطيت.

اگر بخواهيم حزب را با توجه به اسلام و انديشه هاي ديني مورد كاوش قرار دهيم به نظر مي رسد در چارچوب گفتمان انديشه غرب، تلاشي بيهوده است و ضروري است فارغ از انديشه غرب و در پارادايم انديشه اسلامي مفهوم سازي كنيم. انديشه اسلامي در مقايسه با مدرنيته و انديشه غربي دو چارچوب متمايزند كه زيرساخت و مباني آن دو تفاوت اساسي دارند و طبعاً رو بناها و مشتقات سياسي آن دو نيز متفاوت اند. از مباني متمايز آن دو كه صرف نظر كنيم، برخي پيش فرض ها و ويژگي هاي متمايز آن را مي توان برشمرد. الف. حزب در انديشه غرب دغدغه كسب، حفظ و گسترش قدرت دارد. اين امر در ويژگي هاي حزب و تعريف آن نيز مورد توجه قرار گرفته است.

در فرهنگ اسلامي «قدرت» از اصالت برخوردار نيست. قدرت از اهداف مياني براي مسلمانان به شمار مي رود كه براي دستيابي و حفظ و گسترش آن تلاش فراواني صورت مي گيرد، اما در جهت آرمان ها، رشد و تعالي معنوي و حفظ اسلام مورد بهره برداري قرار مي گيرد. از اين رو، از منظر امام خميني(قدس سره) حفظ نظام اسلامي از واجب ترين واجب‌ها قلمداد گرديد; زيرا حكومت مقدمه‌اي ضروري براي بسط ارزش‌هاي ديني و برپا داشتن ديگر واجبات به شمار مي‌رود.

ب. حزب در انديشه معاصر غربي هيچ محدوديتي به جز منافع ملي را به رسميت نمي شناسد. به نظر مي رسد حزب در انديشه اسلامي سازوكاري در جهت عملياتي ساختن اصول و قواعد ديني است. هدف حزب يافتن راهكارهاي اجرايي احكام و دستورات ديني است و همواره در چارچوبي كه به مثابه خط قرمز فعاليت هايش قلمداد مي شود، فعاليتش را تنظيم مي كند. از اين رو، حزب مولّد راهكارهاي اجرايي و انديشه در چارچوب منافع ملي و احكام و قواعد اسلام مي باشد. حد و مرز آزادي آن در چارچوبي فرهنگي تعريف مي شود.


مفهوم حزب بر اساس آموزه هاي اسلامي


حزب در ادبيات فارسي و عربي از پيشينه زيادي برخوردار است. حزب در لغت به معناي جماعتي از مردم، پيروان و هم مسلكان شخص، بهره و قسمت آمده است.

راغب اصفهاني در تبيين مفهوم قرآني آن بر اين باور است كه حزب به جماعتي اطلاق مي شود كه با شور و حماسه از آرمان هاي مشترك خود دفاع كنند:

«الحزب جماعة فيها غِلَظ.» و گفته شده است كه با توجه به ادبيات و مفاهيم قرآن كريم «حزب تجمع گروهي است كه بر انديشه و هدف واحدي توافق داشته باشند و از آن با حميّت دفاع كنند.»

با تأمّل در معني و مفهوم لغوي حزب مي توان دريافت كه حزب بيانگر تجمع و تفرّق است. دسته بندي و تجمع درباره آرمان ها، باورها و منافع مشترك (اشتراك ها) و تفرّق پيكار و مبارزه است.

نقاط اشتراك در حزب هويت ساز بوده و موجب جدايي و پيكار آن با گروه‌ها و تشكل‌هاي ديگري مي‌شود كه باورهاي هويت ساز ديگري دارند.

از اين رو، در قرآن كريم به صف آرايي مؤمنان در مقابل كفار اشاره رفته، و از آن به حزب تعبير شده است.

با نگاهي اجمالي به آيات قرآن كريم مي‌توان دريافت كه واژه حزب در موارد فراواني به كار رفته است.

واژه «احزاب» كه به صورت جمع به كار رفته است در ده آيه قرآني مورد توجه قرار گرفته است.

مثل (وَ مَنْ يَكفُرْ بِهِ مِنَ الأَحزابِ فَالنَّارُ مُوعِدَهُ...)(هود: 17)،

(وَ مِنَ الأَحْزَابِ مَن يُنكِرُ بَعْضَهُ...)(رعد: 36)،

(فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ)(مريم: 37) و ساير آيات.

واژه حزب به صورت تثنيه تنها يك بار در قرآن كريم به كار رفته است

(ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَي الْحِزْبَيْنِ أَحْصي لِمَا لَبِثوُا أَمَداً)(كهف: 12)

كه گوياي اين امر است كه يكي بر حق و ديگري بر باطل است.

در نظام اسلامي بر اساس رهيافت قرآني، حزبي كه بر حق باشد مجاز به فعاليت مي‌باشد و حزب غيرديني كه معتقد به اديان ديگر آسماني نظير يهوديت، مسيحيت و زرتشتيت باشد تنها در صورتي مجاز به فعاليت مي باشد كه در چارچوب قوانين دولت اسلامي كوشش كند. حزب در قالب موارد در دو چارچوب «حزب الشيطان» و «حزب اللّه» به كار رفته است.

به حزب الشيطان در دو مورد كه هر دو در يك آيه هست اشاره شده است.

(أُوْلَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ.) (مجادله: 19)

سه شاخصه مهم حزب الشيطان در قرآن عبارت است از نپذيرفتن ولايت پيامبر، غضب الهي نسبت به آنان و فراموشي خداوند.

واژه «حزب اللّه» در دو مورد استعمال شده است: (فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ) (مائده: 56) و (أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلاَ إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.) (مجادله: 22)

بر اساس شاخصه هاي قرآني، حزب اللّه قيادت و اقتدار خداوند را پذيرا، برپادارنده خوبي ها و ارزش هاي الهي است. ترديدي نيست كه به رغم استعمال حزب در آيات و متون روايي، واژه حزب در ادبيات سياسي معاصر مفهوم خاصي دارد كه با آنچه در گذشته مطرح بوده، متفاوت است.

اگر سياست را مديريت جامعه بر اساس مصالح مادي و معنوي در نظر بگيريم، طبعاً براي آنكه مؤلفه‌هاي نظام سياسي و از جمله حزب با مفهوم سياست سازواري و انسجام داشته باشد، مي‌توان در تعريف حزب گفت: «حزب در انديشه اسلامي به گروهي از انسان‌ها اطلاق مي‌شود كه داراي انسجام و تشكّل بوده و در راستاي تأمين مصالح مادي و معنوي تلاش مي كنند» و يا در جهت تأمين سعادت و ارزش‌هاي ديني مي كوشند.

طبيعي است تعريف فوق درون ديني بوده و بر تشكّل‌هاي حزبي در جامعه اسلامي قابل انطباق است. البته مي‌توان تصوّر كرد كه در جامعه اسلامي احزابي شكل گرفته باشند كه حتي معتقد به ارزش‌هاي اسلامي نباشند; يعني به جهت اعتقادي از اديان به رسميت شناخته شده باشند.

طبيعي است چارچوب فعاليت اين احزاب قانون اساسي حاكم در جامعه، كه الهام گرفته از اسلام است، مي‌باشد.

يعني برآيند فعاليت آنان از سويي، نبايد به تضعيف نظام اسلامي منجر شود و از سوي ديگر، مي‌بايست مستقيم و غيرمستقيم جهت گيري فعاليت آنان به تأمين معاش و معاد كمك كند.

علاوه بر تعريف مزبور، مي توان تعريف ديگري از حزب ارائه كرد كه در انديشه غربي نيز مطرح است; يعني «حزب به گروهي از انسان هاي متشكل اطلاق مي شود كه در جهت نيل به قدرت تلاش مي كنند.»

در اسلام نگاه به قدرت از دو منظر قابل توجه است: گاه از آن به عنوان يك وسيله براي برپايي آموزه هاي ديني ياد مي شود كه تلاش در جهت نيل بدان در اسلام واجب است; و گاه به عنوان هدف ياد مي شود كه در اسلام پذيرفته نيست. در هر حال، نيل به قدرت در اسلام هدف مياني است در جهت نيل به اهداف غايي اسلام است و نه خود هدف غايي

امید...

هرگز ریسمان امید را رها مکن .وقتی احساس می کنی که دیگر تحمل نداری جادوی امید است که به تو توانایی می دهد تا راه را ادامه دهی.اعتماد به نفس را هرگز از دست مده ؛ تا آن زمان که باور داری توانایی ؛ دلیلی داری تا بکوشی .هرگز مهار شاد زیستن خود را به دست دیگری مده ؛ بر آن چنگ بزن ؛ آنگاه همواره در اختیارت خواهد بود .این ثروت مادی نیست که پیروزی یا شکست را رقم می زند. پیروزی و شکست در چگونگی احساس ما نهفته است .احساس ماست که ژرفای حیاتمان را نشان می دهد.روا مدار که لحظه های ناخوشایند بر تو چیره گردند.صبور باش و ببین که آنها در گذرند .در یاری جستن از دیگران تردید مکن.امروز یا فردا ؛ همه بدان نیازمندیم .از عشق مگریز به سوی آن بشتاب ؛ که عشق ژرف ترین شادی هاست .چشم به راه آنچه که می خواهی نمان .بلکه با تمام وجود آن را بجوی ؛ و بدان که زندگی در نیمه راه با تو دیدار خواهد کرد اگر تدبیرها و رؤیاهایت با امیدهای تو همسو نشدند ؛ تو راه گم نکرده ای هر آینه که چیزی نو از خود و زندگی بیاموزی ؛ بدان که پیش رفته ای .داشتن احساس نیکو به زندگی در گرو داشتن احساس نیکو به خود است هرگز خنده را از یاد مبر ؛ و غرور نباید مانع گریستن تو شود .
با خندیدن و گریستن است که زندگی معنایی کامل می یابد......

روانشناسی رابطه ی بین گروه خونی و شخصیت

 به نظر می رسد که در طی اعصار به تدریج این حالات و عوامل مربوط به ساختمان درونی و فکری انسان در ژن های بدن ذخیره شده و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. 
 بهترین راه درمان استرس در افراد این گروه استفاده از ورزش یوگا است.
در تاریخ پزشکی آمده است فرزندانی که به محض تولد از مادر خود جدا شده و به نقاط دوردستی برده شده اند ولی بعد از سی یا چهل سال این مادر و فرزند در کنار هم قرار گرفته اند،ملاحظه شده که بسیاری از صفات از مادر به فرزند منتقل شده و تعداد زیادی از خصایص مربوط به شخصیت مادر در فرزند خودنمایی می کرده است.یعنی محیط نتوانسته است این خصوصیات را در فرزند تغییر دهد. آنچه مسلم است گروه خونی، در ساخت شخصیت ما نقش بسیار مؤثری دارد و این مسئله برای دانشمندان و محققین روشن شده است.

ادامه نوشته

انتخاب شهردار در کشورهای مختلف

شهرداران در جهان با میزان توانایی های شان در جمع آوری زباله، روان سازی ترافیک، توسعه مراکز تجاری و تفریحی، رفع مشکل مسکن و کنترل جرم مورد قضاوت عموم قرار می گیرند. آنها به وسیله این کارها اعتبار کسب می کنند و این اعتبار با رای مردم، اعضای شورا و یا هر نوع انتخاب دیگری تایید می شود و به کار آنها استحکام می بخشد. شهرداران با فعالیت های متفاوتشان شناخته می شوند، فعالیت هایی که محبوبیت آنها را دچار نوسان می کند.

محبوبیت و مقبولیت والتر ولترونی شهردار رم در سال های اخیر بین ۶۰ تا ۸۰ درصد در تغییر است در حالی که رومانو پرودی رییس جمهور فعلی و یا سیلویو برلوسکونی رییس جمهور سابق برای به دست آوردن تنها نیمی از اقبال عمومی سخت در تلاش بودند.

در نیویورک، جیولانی شهردار سابق نیز در حادثه ۱۱ سپتامبر با مدیریت قوی توانست اقبال عمومی را به سوی خود جلب کند و به عنوان چهره برتر سال شناخته شود تا این اقبال را به عنوان پشتوانه ای برای انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا نگه دارد.

کلاوس ووریت شهردار برلین نیز گرچه با مشکلات اقتصادی فراوانی دست به گریبان است اما در پایتخت آلمان به عنوان محبوب ترین سیاستمدار به شمار می آید.

آنیکا بیلستروم شهردار استکهلم سوید به رغم اینکه حزب سوسیال دموکرات که در آن عضویت دارد، نمایش ضعیفی از خود نشان داد اما به تنهایی طرفداران زیادی در بین گروه های کم درآمد جامعه پیدا کرده است. دلیل این محبوبیت در بین مردم ساده است: «کار شهرداران».

عمل گرایی نه تصویرگرایی موضوعی است که شهروندان روی آن حساب می کنند. اما در این بین نوع نظامی که مدیریت شهری در آن به فعالیت می پردازد نیز دارای اهمیت بالایی است چراکه این نظام میزان قدرت مدیران شهر را مشخص می کند. نظامی که می تواند در آن دولت حرف اول را بزند و به نوعی مدیریت شهر تحت سلطه دولت باشد و یا اینکه وظایف آن به مردم تنفیذ شده باشد. در هریک از این نظام ها مدیر شهر و یا شهردار و همچنین شوراها دارای میزان قدرت متفاوتی هستند که براساس این قدرت ارتباط آنها با مردم مشخص می شود.

 

سابقه طولانی آمریکایی ها در انتخاب شهردار
نیم قرن پیش در شیکاگو سومین شهر بزرگ ایالات متحده فردی بر مسند شهرداری این شهر نشست که در حال حاضر پسر ارشدش میراث دار او در شهرداری شیکاگو است. سال ۱۹۵۵ انتخابات شهرداری های شیکاگو در حالی برگزار شد که ریچارد ژوزف دالی نماینده حزب دمکرات در این انتخابات به شمار می رفت و در نهایت با ۱۵۹ هزار و ۷۶۲ رای بر رقیب جمهوری خواه خود پیروز شد. او بعد از این انتخابات با مدیریت بسیار مدبرانه اش در شیکاگو، پنج بار دیگر نیز کلیددار شهر شد تا در نهایت بعد از ۲۱ سال «آقای شهردار» بودن، بر اثر سکته در دفتر کارش با شیکاگو خداحافظی کند.


اما خاطره خوش شهردار بودن دالی در ذهن اهالی شیکاگو باقی ماند و ۱۳ سال بعد پسر ارشد فرعون آمریکایی لقبی که برخی به دالی می دادند توسط مردم بر مسند ریاست شهر شیکاگو نشست. سال گذشته دالی پسر، پنجمین دوره مدیریت خود بر شهرداری این شهر را آغاز کرد تا به رکورد پدرش در میزان سال های شهردار بودن، نزدیک شود.


همگان بر این باورند که اعتبار نخستین انتخاب دالی به عنوان شهردار توسط پدرش شکل گرفت اما در دوره های بعد این اعتبار با فعالیت های موثرش در شهر محکم شد و مردم شیکاگو به خون «شهردار بودن» در رگ های «دالی»ها اعتقاد پیدا کردند.


در ایالات متحده از دیرباز اشکال مختلفی از حکومت های شهری وجود داشته اند که در این بین نوع «شهردار شورا» آزمایش خود را به عنوان یکی از انواع حکومت های شهری موفق پس داده است. در حال حاضر در ۲۶ شهر اصلی آمریکا این نوع حکومت شهری حاکم است که در آن روابط بین شهردار و شورا بدون ابزار خاصی همسو و هماهنگ می شود ولی به طور کلی شوراهای شهر که در دوران استعمار حاکمیت زیادی داشت، با گسترش نقش شهردار قدرت خود را از دست دادند.


در این نظام هم اعضای شورا و هم شهردار به صورت مستقیم با آرای عمومی انتخاب می شوند ولی شهردار دستگاه اداری و قدرت اجرایی قوی ای دارد. همچنین شهردار با اشراف بر شورا می تواند مصوبات آن را «وتو» کند. حق وتو می تواند مطلق باشد یا با طرح سوالاتی موضوع به شورا عودت داده شود تا با اکثریت آزاد اعضا، شورا تغییرات مورد نظر در طرح را ایجاد کند. معمولا شهردار بودجه شهر یا منطقه تحت پوشش خود را برای ارایه به شورا تنظیم و تهیه می کند و از شورا می خواهد تا با تشکیل جلسه به سوالات مشخص پاسخ دهد.

نوع دیگر حکومت شهری در ایالات متحده آمریکا نوع «مدیر شورا» است که هم اکنون در ۱۳ شهر آمریکا حاکم است. چنین الگویی از شیوه سازماندهی شرکت های تجاری که در دهه نخست قرن بیستم وجود داشتند نشات گرفت. در آن زمان شرکت های تجاری یک مدیر عامل با هیاتی از مدیران تحت مسئولیت خود را برای انجام فعالیت هایی انتخاب می کردند. با استفاده از این مفهوم در حکومت شهری شورای کوچکی با سه الی ۹ نفر عضو که از سوی مردم انتخاب می شدند شکل گرفت. از جمله وظایف این شوراها صدور حکم، تنظیم و تصویب بودجه، تصمیم گیری در مورد نرخ مالیات ها و معرفی «مدیر شهر» است. چنانچه شهردار وجود داشته باشد او یک نقش تشریفاتی خواهد داشت بنابراین رییس اجرایی واقعی مدیر شهر است. جایگاه مدیر شهر به طور معمول در آیین نامه ها و منشور شهری تعریف شده است و بنابراین شورا در امور اداری مربوط مداخله نمی کند البته او موظف است تمام اطلاعات لازم برای تصمیم گیری شورا را تامین کند. در برخی از شهرها، شهردار در این نظام می تواند رییس یا اعضای انجمن را انتخاب کند ولی بعد از آن دیگر حق اعمال نفوذ مستقیم در امور آن انجمن را ندارد و یا این نقش بسیار کم رنگ خواهد بود.
آخرین نوع حکومت شهری در ایالات متحده نوع کمیسیونی است که تشکیلات کوچ مرسوم به کمیسیون های انتخابی جایگزین شورا ها هستند و سیاست های عمومی اداره شهر را بر عهده دارند. در شکل کمیسیونی یکی از اعضای کمیسیون به عنوان شهردار از سوی اعضای کمیسیون انتخاب می شود و در برخی موارد این عضو کمیسیون از طریق آرای مستقیم مردم برای تصدی سمت شهردار برگزیده می شود.

انگلیس نوپا در انتخاب مستقیم شهردار
کن لیوینگستون شهردار جنجالی لندن تنها شش سال به عنوان نخستین شهردار با رای مستقیم مردم انتخاب شده بود . مهمترین اقداماتش در فعالیت های ترافیکی خلاصه می شد. مهمترین این فعالیت ها گرفتن بهای تردد خودرو در مراکز شهر به طور روزانه بود که تا ۳۰ درصد از حجم ترافیک آن مناطق کاست.

اما مردم جهان می پرسند، کشوری که سابقه طولانی در تشکیل پارلمان های محلی دارد چرا این قدر دیر به فکر انتخاب مستقیم شهردار افتاد.

با توجه به این اوضاع و احوال شهرداران انتخابی می توانستند این چرخه نادرست را به چرخه ای کارا تبدیل کنند. همچنین جدایی بین قدرت شهردار و شورا این عقیده را محکم تر کرده بود که با انتخاب مستقیم شهردار شفافیت در تصمیم گیری ها به وجود می آید. بعد از برگزاری نخستین انتخابات شهرداری در لندن نظرسنجی هایی هم از اهالی لندن به عمل آمد که یکی از موارد این نظرسنجی ها نشان داد، داشتن شهردار نسبت به داشتن انجمن شهر از محبوبیت بیشتری برخوردار است. ۳۴ درصد لندنی ها بعد از انتخابات معتقد بودند که انتخاب شهردار باعث واگذاری قدرت بیشتر به این فرد می شود ولی در عین حال ۸۳ درصد وجود شورای لندن بزرگ را برای نظارت بر کار شهردار لازم می دانستند. پیش از انتخابات سال ۲۰۰۰ در انگلیس شهرهای این کشور شهردارانی تشریفاتی داشتند که فاقد قدرت اجرایی بودند و قدرت بیشتر در دست شوراهای محلی بود.

چین حاکمیت کمونیست ها بر شهرداری ها

پنگ چن  شهردار سابق پکن سال ۲۰۰۴ به دلیل توانایی نداشتن در کنترل شیوع بیماری سارز ابتدا از حزب کمونیست برکنار شد و بعد از سمت خود خلع شد.
او توسعه اقتصادی را مهمترین وظیفه خود عنوان کرد. او تصویر سازی در بعد خارجی و تکیه بر مردم را در بعد داخلی شعار خود قرار داد و استراتژی ای تحت عنوان «پکن جدید، المپیک های بزرگ» را تدوین کرد. شهرداری پکن یکی از شهرداری هایی است که مستقیما تحت رهبری دولت مرکزی اداره می شود و شهردار آن مستقیما به دولت مرکزی گزارش می دهد. شهردار و معاونان او توسط کنگره خلق شهرداری انتخاب می شوند.

در شهرهای دیگر جهان نیز با مدل های مختلف انتخاب شهردار مواجه می شویم اما در نهایت اعتبار شهرداران با نوع فعالیت آنها ارتباط دارد. اعتباری که ژاک شیراک را به کاخ ریاست جمهوری فرانسه هدایت کرد یا لی میونگ باک شهردار سئول را در رویاهای ریاست جمهوری می برد .

مصر در شرایط حساسی قرار گرفته ...

مصر در شرایط حساسی قرار گرفته و روند برخورد حکومت فعلی با مخالفان به گونه‌ای است که راه حل‌های سیاسی را به حاشیه برده و غیرقابل تحقق می‌کند. طبعا در این فضا نگاهها به نقطه سومی دوخته می‌شود که این روزها به درستی یا نادرستی و بطور واقع یا غیرواقع «بی‌طرف» جلوه می‌نماید. با این وصف می‌توان گفت مصر طی روزهای آینده با وضعیتی کاملا جدید مواجه خواهد شد.

روند تحولات طی هفته‌های اخیر به تشدید تنش‌ها و شکاف‌ها منجر گردید و برخلاف آنچه تصور می‌شد، گذشت زمان و ابزارهای تشویقی و تنبیهی حکومتی نتوانستند فضا را برای تفاهم و یا پذیرش آماده نمایند. محمد مرسی اگرچه بسیار مصمم در محیط کارش حاضر بود و بر جایگاه مشروعیت‌بخش خود تکیه می‌کرد اما نتوانست دیگران را به پذیرش این مشروعیت متقاعد نماید.

اظهارنظرهای او که معمولا توأم با کنایه‌ زدن به رقبا و یادآوری جایگاه قانونی خویش بود، آتش اختلاف را افروخته‌تر کرد و این نشان داد که مرسی و جریان اخوان‌المسلمین شرایط را درک نمی‌کنند و برگه‌های لازم را برای تغییر وضعیت در اختیار ندارند.

این در حالی است که عدم کاهش اعتراضات یک وجه اصلی مدیریتی رئیس‌جمهور را برملا کرد: «ناتوانی در اداره امور». مسلما در میان توده‌های رای‌دهنده نیز این بدگمانی نسبت به توانایی‌ها و صلاحیت‌های مرسی به وجود آمده است کما اینکه بعضی از خبرها بیانگر آن است که دست‌کم ۱۵ میلیون نفر از شهروندان مصری برگه عدم کفایت مرسی را امضا و حکم به برکناری او داده‌اند.

اخوان‌المسلمین اساسا راه را اشتباهی رفته است. مصر پس از پیروزی نیازمند یک کمیته هدایت انقلاب بود به گونه‌ای که رهبران گروه‌های اصلی شرکت‌کننده در انقلاب باید در این کمیته حضور یافته و مسیر توافقی حرکت کشور را تفاهم می‌کردند. این کمیته رهبری می‌توانست پیش‌نویس قانون اساسی جدید را آماده کند و برای بحث درباره آن تقاضای تشکیل مجلس موسسان نماید و پس از تصویب در مجلس موسسان، این قانون را به رفراندوم بگذارد و پس از تصویب توسط مردم ساختارهای برآمده از قانون اساسی جدید را با همکاری کمیته رهبری انقلاب و در مواردی با رای مستقیم مردم بچیند.

مسلما در این شرایط هم قانون جدید، هم ساختارهای نوین و هم افراد مسئول از مشروعیت و مقبولیت برخوردار شده و به عنوان «میراث انقلاب» و «امانت مردم» مورد حمایت ملی قرارگرفته و این شرایط به وجود نمی‌آمد کما اینکه عراقی‌ها این مسیر را رفتند و امروزه با نهادهای قانونی بسیاری از مشکلات خود را حل می‌کنند و دخالت غرب و بعضی از دولت‌های دخالت‌گر عربی هم نتوانسته به این نظم آسیب بزند.

مصر مرسی و اخوان متأسفانه از همان آغاز، راه را اشتباه رفت. در یک سال اول پس از پیروزی انقلاب، به جای آن که رهبران گروه‌های شرکت‌کننده در انقلاب نظم نوین را در دست داشته باشند، اداره امور مصر به دست فرمانده ارتش مبارک، «محمد حسین طنطاوی» قرار گرفت. این فرماندهان ارتش بودند که پیش‌نویس قانون جدید را تهیه کردند و در حالی که فقط تغییرات اندکی نسبت به قانون اساسی قبل داشت، به تصویب رساندند. براساس این قانون اساسی معیوب، انتخابات مجلس شعب مصر برگزار شد و اساسا معلوم نبود که ماموریت این مجلس قانون‌گذاری است یا تهیه پیش‌نویس قانون اساسی جدید. از این رو از همان ابتدا میان رهبران احزاب پیروز- اخوان‌المسلمین و گروه‌های شبه‌سلفی- و شورای عالی نظامی کشور درباره ماهیت و وظایف این مجلس اختلاف نظر جدی وجود داشت و زمانی که رهبران اخوان مهمترین ماموریت مجلس جدید را تدوین قانون اساسی دانسته و حدود ۱۰۰ نفر از نمایندگان مجلس را مامور تدوین کردند، شورای عالی نظامی از طریق «دادگاه قانون اساسی»، مجلس را غیرقانونی خوانده و تعطیلی آن را اعلام کردند اما با این وجود آن هیئت ۱۰۰ نفره کار خود را ادامه داد. در این بین بدون آنکه وضعیت مجلس شعب مشخص باشد، انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و کاندیدای اخوان‌المسلمین و سلفی‌ها با رأی بسیار شکننده‌ای و با اختلاف حدود ۴۰۰ هزار رأی به پیروزی رسید این در حالی بود که اخوانی‌ها قانون اساسی دوره مبارک و قانون اساسی تغییر یافته شورای عالی نظامی را قانونی نمی‌دانستند! و این سؤال را بی‌پاسخ می‌گذاشتند که چگونه از دل قانون نامشروع، رئیس جمهور مشروع بیرون می‌آید.

در این فضا رئیس جمهور دست به اقداماتی از قبیل تغییر دادستان کل و اعضای شورای قانون اساسی می‌زد بدون آنکه بگوید این تغییرات را براساس کدام اصول قانونی و کدام قانون مشروع انجام می‌دهد. مرسی در ادامه پیش‌نویس قانون اساسی گروه ۱۰۰ نفره را به رأی گذاشت و موفق به «کسب رأی شکننده» شد.

در واقع در این همه‌پرسی حدود ۲۵ درصد از واجدان شرایط رأی، به قانون اساسی جدید رأی دادند در حالی که جایگاه پرعظمت قانون اساسی به آراء اکثریت مطلق و حتی دو سوم آراء احتیاج دارد! با این حال این سؤال حقوقی وجود داشت که مرسی با کدام قانون این همه‌پرسی را برگزار کرده است.

مخالفان مرسی با تکیه بر رفتار غیرقانونی محمد مرسی و اخوان‌المسلمین و با توجه به رأی شکننده اخوان‌المسلمین به میدان آمدند و مطالباتی را مطرح کردند که به مرور بر تعداد آنان افزوده می‌شد و در نهایت، این مطالبات به ابطال نتایج انتخابات ریاست جمهوری و توقف روند برگزاری انتخابات مجلس شعب رسید. با توجه به آنچه گذشت اخوانی‌ها و مرسی باید این واقعیت را می‌پذیرفتند که از پشتوانه قاطع مردمی و از جایگاه حقوقی مستحکمی برخوردار نیستند و راه توافق و گفت‌وگو با مخالفان را در پیش می‌گرفتند اما اگرچه در فاصله شش ماه گذشته گفتگوهایی میان طرفین شکل گرفت، توافقی به دست نیامد و اخوانی‌ها بخصوص روی نهایی بودن تصویب قانون اساسی و عدم امکان تعویق زمان انتخابات تأکید می‌نمودند.

کار به جایی رسید که از حدود یک ماه پیش مخالفان که حالا به یک جبهه گسترده تحت عنوان «جبهه تمرد» تبدیل شده بودند روز ۳۰ ژوئن- ۹ تیر- را به‌عنوان روز تعیین تکلیف قرار دادند. در این فاصله مرسی و اخوانی‌ها می‌توانستند بخش زیادی از خواسته‌های معترضین را شامل پذیرش لغو قانون اساسی جدید و موکول کردن زمان و نحوه برگزاری انتخابات به توافق جامع دولت و گروه‌های موافق و مخالف بپذیرند و از این طریق ضمن مهار مخالفت‌ها، از تعداد مخالفین خیابانی‌ بکاهند اما اخوان راه مخالفت را انتخاب کرد و بر قانونی بودن قانون اساسی و بی‌شبهه بودن انتخابات ریاست جمهوری تأکید کرد. نتیجه این عدم پذیرش این شد که مخالفان در روز موعود شعار «إرحلوا» را علیه مرسی و اخوان سر دادند و بعضی از ناظران گفتند که تعداد افراد مخالف شرکت‌کننده در تظاهرات ۳۰ ژوئن از هفت میلیون نفر فراتر رفت و حال آنکه افرادی که در اصل انقلاب شرکت کرده و نظام مبارک را سرنگون کرده بودند از ۳/۵ میلیون نفر فراتر نبودند.

مرسی و اخوان در طول یکسال گذشته اشکالات گسترده‌ای داشتند اما اگر بخواهیم اشتباهات و خطاهای آنان را در یک سطر بیان کنیم باید بگوئیم اخوانی‌ها سیاست خود را بر مبنای «ابهام»، «تردید» و «تأخیر» بنا کردند و در هیچ حوزه‌ای حرف صریح و قابل قبولی نزدند. مواضع اخوانی‌ها در حوزه اقتصاد اصولاً معلوم نبود و حال آنکه مرسی وعده داده بود که در ۱۰۰ روز اول ریاست‌جمهوری خود گام‌های مهمی در این حوزه برای کاهش مشکلات اقتصادی مردم به خصوص در بخش‌های
وقتی هواداران مرسی هم متوجه می‌شوند که او قادر نیست به عنوان رئیس‌جمهور شرایط را به نفع «رسیدن به راه حل» مدیریت نماید از اطراف او پراکنده می‌شوند کما اینکه ابوالفتوح، سلیم العوا و احزابی نظیر الوسط طی ماه‌های گذشته به صفوف مخالفان پیوسته و مرسی را با مشکلاتش تنها گذاشتند.

کشاورزی، حمل و نقل و امور شهری بردارد. اخوان‌المسلمین در حوزه سیاست خارجی هیچ حرف روشنی ارائه نکرد نه در مسئله فلسطین مواضع ممتازی داشت که کسی بتواند فرق مواضع مرسی و مبارک را در این مسئله استراتژیک دریابد و نه در موضوع انقلاب‌های عربی تفاوتی میان نگاه مبارک و اخوان دیده شد به‌گونه‌ای که تا امروز هم اخوان با خواسته‌های به حق بحرینی‌ها و یمنی‌ها بیگانه‌اند.

موضع مرسی درباره ایران حتی از موضع مبارک نیز عقب افتاده‌تر بود. مرسی هیچگاه جرأت نکرد با صراحت از روابط با ایران حرف بزند و آنگاه که برای حل مشکلات خود به رهبران ایران نامه نوشت نتوانست پای درخواست کمک خود بایستد. مرسی درمواجهه با موضوع سوریه نتوانست مواضعی متفاوت از مواضع امثال ملک‌عبدالله و شیخ زاید بگیرد و حال آنکه او بر اثر یک انقلاب مردمی بر سر کار آمده بود. موضع ضعیف اخوان در مسائل منطقه‌ای برخاسته از طبع به شدت محافظه‌کار اخوانی‌ها از یک سو و عدم درک درست تحولات بود.

امروز اخوان و مرسی در حالی غرق در مشکلات سیاسی شده‌اند و در آستانه سقوط قرار دارند که هواداران داخلی و پشتیبانان واقعی خود در خارج را سرخورده کرده‌اند و این در حالی است که علیرغم تقاضا و تلاش فراوان نتوانسته‌اند هیچ جایگاهی نزد دولت‌های اروپایی و دولت‌های عربی پیدا نمایند.

آنچه می‌توان با قاطعیت گفت این است که مصر در آستانه یک تحول بزرگ قرار دارد و ممکن است این تحول مثبت و سازنده نباشد و محصول آن روی کارآمدن یک دولت نظامی باشد که عنوان «موقت» داشته ولی برای چندین سال عنان قدرت مصر را در اختیار بگیرد. در عین حال در کنار این نگرانی، این سؤال مهم وجود دارد که آیا مردم بزرگ مصر تا آنجا با هم اختلاف پیدا می‌کنند و درگیر می‌شوند که بار دیگر به حکومت نظامیان وابسته به غرب تن دهند؟

زندگی نامه ی مُرسی

    محمد مرسي، متولد سال 1951 استان الشرقيه (در شرق قاهره) است و مدرك مهندسي و فوق ليسانس خود را از دانشگاه قاهره اخذ كرده است او سپس مدرك دكتراي خود را از دانشگاه كاليفرنياي آمريكا دريافت كرد.
    مرسي عضو دفتر ارشاد و رهبر فراكسيون پارلماني جماعت اخوان المسلمين در سال هاي 2000 تا 2005 بود و با وجود ممنوعيت فعاليت سياسي به مخالفت با رژيم ادامه داد و سپس رهبري حزب آزادي و عدالت را برعهده گرفت.
    در دوران مبارك، مرسي تحت فشار مقامات قرار گرفت و چندين بار محاكمه شد. وضعيت او، مانند وضعيت بسياري از رهبران جماعت اخوان است كه مبارك فعاليت آنان را ممنوع كرده و 30 سال بود كه اعضاي آن را تحت پيگرد قرار داده بود.
    در سال 2006 مرسي به زندان افتاد و پس از آن در منزلش، حبس خانگي شد، سپس مقامات دوباره او را در دسامبر 2011 اندكي پس از آغاز انقلاب مردمي بازداشت كردند.

اندكي قبل از انتخاب مرسي براي نامزدي اخوان در رقابت انتخاباتي، مرسي اعلام كرده بود كه ملت مصر هر رئيس جمهوري را كه از ميان مصري هاي شرافتمند بخواهد و احساس كند كه مي تواند به كشور خدمت كند، بر خواهد گزيد و همه بايد به نتيجه انتخابات، هرچه كه باشد، رضايت بدهند.

و اینک این رئیس جمهور به دلیل چند اشتباه استراتژیک در بازداشت ارتش مصر می باشد، در آینده ی نزدیک به اشتباهات استراتژیک وی در اداره ی مصر اشاره خواهد شد.

« استراتژی و ساختار »

نویسنده: آلفرد چاندلر

استراتژی و ساختار

چرا آن را بخوانیم؟
بسیاری از مفسران، این کتاب چاندلر را یک شاهکار می ‌دانند. این کتاب مؤید رابطه‌ میان استراتژی یک شرکت و ساختار آن و نقشی تاثیرگذار در سودآوری بسیاری از شرکت ‌های برتر داشته است. یافته ‌های این کتاب همچنان برای شکل‌ های تازه ‌ای از سازمان ‌ها همچون سازمان‌ های مادر، شرکت ‌های متشکل از چند شرکت کوچک و شرکت‌ های مجازی کاربرد دارند.

شروع
ساختار باید برگرفته از استراتژی باشد و اگر چنین نباشد، نتایج کامل و مؤثری در پی نخواهد داشت. ساختار بسیاری از سازمان ‌ها برگرفته از عوامل و نیروهای بازار است: دانستن اینکه تولید، بازارمدار است، سازمان ‌های بزرگ را بر آن داشته است که به سمت ساختارهایی با بخش‌ های کمتر بروند.
افزایش معیارهای اقتصادی نیز بسیاری از مالکان شرکت ‌ها را بر آن داشته تا طیف جدیدی از مدیران حرفه ‌ای را استخدام کنند، زیرا مدیریت حرفه ‌ای جریان تولید را بهتر از عوامل بازار به سمت مشتریان هدایت می‌کند.
اقتصاد برنامه ‌ریزی شده، برای موفقیت بلند مدت سازمان، اهمیت زیادی دارد.

مطالب
1. ساختار باید برگرفته از استراتژی باشد
استراتژی مؤید اهداف بلند مدت یک شرکت و تعیین اقدامات و اختصاص منابع لازم برای تحقق این اهداف است.
ساختار یک شرکت باید ناشی از استراتژی برگزیده‌ آن باشد، در غیر این صورت چنین ساختاری، نتایجی ناکارآمد در پی خواهد داشت.
شرکت باید یک استراتژی تدوین و سپس ساختاری مناسب، برای تحقق آن ایجاد کند.

2. ساختار برگرفته از نیروها و عوامل بازار
ساختار سازمانی در شرکت هایی همچون دوپونت ، سیرز روباک ، جنرال موتورز و استاندارد اویل برگرفته از تقاضای متغیر و فشارهای محیط بازار است.
بازارمداری خطوط تولید در دوپونت و جنرال موتورز، به تغییرات ساختاری زیادی در این شرکت‌ ها انجامیده است.

3. ظهور سازمان‌ های چندبخشی (چندواحدی(
سازمان‌های چندوجهی، مسئولیت مدیران را تغییر داده و باعث شده ‌اند، آنها بیشتر مسئولیت ‌های عملیاتی را بر بپذیرند.
این امر، زمان، اطلاعات و حتی تعهد روانی را برای ارزشیابی و برنامه‌ ریزی بلند مدت در اختیار آنان قرار می ‌دهد.

4. تخصصی شدن مدیریت
تحول مدیریتی ناشی از ظهور انرژی ‌های مبتنی بر نفت، توسعه‌ صنایع فلزات و فولاد، مواد شیمیایی، صنایع مهندسی و افزایش حجم تولید و وسعت سازمان ‌ها بود. افزایش معیارهای اقتصادی نیز بسیاری از مالکان شرکت ‌ها را بر آن داشته تا طیف جدیدی از مدیران حرفه ‌ای را استخدام کنند. نقش مدیران و تکنسین ‌ها بسیار حیاتی است.

5. اهمیت اقتصادی برنامه ‌ریزی شده
سازمان‌ ها و مدیریت آنها، نیازمند اقتصادی برنامه‌ ریزی شده هستند نه، اقتصاد کاپیتالیستی آزاد.

متن
این کتاب مبتنی بر تحقیق چاندلر در سازمان‌ های بزرگ ایالات متحده بین سال ‌های 1850 تا 1920 است. عنوان فرعی این کتاب چنین است: «فصولی در تاریخ صنعتی آمریکا»، اما تاثیر این کتاب چیزی فراتر از متن تاریخی آن است. کتاب استراتژی و ساختار آلفرد چاندلر یک شاهکار تئوریک است که تاثیر عمیقی بر متخصصان و متفکران داشته است.
چاندلر در زمینه‌ تمرکززدایی سازمان‌ های بزرگ در دهه ‌های 1960 و 1970 بسیار تأثیرگذار بود. در حالی که در سال 1950 حدود 20 درصد از 500 شرکت برتر مجله‌ فورچون تمرکززدایی کرده بودند، این رقم تا سال 1970 به 80 درصد رسید. در دهه‌ 1980، تفکر چاندلر نقش بسزایی در تحول شرکت AT & T داشت.
تا همین اواخر، این یافته‌ چاندلر که ساختار باید برگرفته از استراتژی باشد، به عنوان یک حقیقت سازمانی مورد پذیرش بود. هم‌اکنون، مباحثی در این زمینه آغاز شده ‌است.
تام پیترز می ‌گوید: «من فکر می‌ کنم او کاملاً اشتباه کرده، این ساختار سازمان است که در طول زمان مشخص می ‌کند باید چه انتخاب ‌هایی برای حمله به اهداف بازار انجام داد.»
ریچارد پاسکال در کتاب مدیریت در حاشیه، می‌ گوید: «فرضیه‌ اصلی آن است که سازمان ‌ها به شکلی منطقی عمل می‌کنند. اکثر مدیران قبول دارند که شرایط دیگری در مورد سازماندهی و اداره‌ سازمان‌ها وجود دارد که
ادامه نوشته

آیا برای زندگی خودتان مدیریت استراتژیک دارید؟

مقدمه

هیچ عقل ودرایتی همچون عاقبت اندیشی نیست.1

عاقبت اندیشی پیش از شروع کار، تو را از پشیمانی در امان نگه می دارد.2

انسان در شروع قرن بیست و یکم در دنیایی قرار گرفته است که کاملاً با دنیای دیروز متفاوت است. دنیایی که گذشته چراغ راه آینده و ثبات نسبی بر رویدادهای محیطی حاکم بود. دنیایی که تغییرات ناآشنا و گسسته، استثنا محسوب می گردید و چالش های محیطی تا حدود زیادی شناخته شده بود؛ اما استمرار آهنگ فزاینده تغییر و تحولات در دهه های اخیر و در حوزه های گوناگون اجتماعی ،سیاسی، تکنولوژی، اقتصادی و... شرایط را به کلی دگرگون نموده، انسان ها را با چالش های نوینی روبه رو ساخته است. شرایطی که عدم اطمینان، ویژگی اصلی آن است و پیامدهای زیر را برای افراددر زندگی به همراه دارد:

1. دشواری فزاینده در پیش بینی تغییرات؛ به گونه ای که قبل از رخ دادن رویدادها نمی توان پاسخ مناسبی برای آنها برنامه ریزی نمود.

2. نیاز به سرعت بیشتر برای اجرای پاسخ به مشکلات زندگی .

3. نیاز به انعطاف پذیری و مواجهه به موقع با غافل گیری هایی که قابل پیش بینی نیست.

روشن است که افراد در این وضعیت به ابزارها و مفاهیم جدیدی نیازمندند؛ ابزارها و مفاهیمی که امکان عکس العمل را برای آنان در برخورد با رویدادهای ناآشنا و ناگهانی فراهم می سازد؛ ابزارهایی که به انسان در شناسایی و پیش بینی عوامل موثر بر بقاء و رشد خود کمک کرده، امکان بررسی دامنه وسیع تری از راه حل ها را برای او فراهم می نماید.

داشتن یک برنامه ریزی استراتژیک در زندگی ،توانایی فرد را برای تطبیق با یک محیط پویا

تضمین می نماید .

امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: «چشم دل انسان خردمند، پایان کارش را می بیند»3و باز می فرماید: «هر که از پیش به استقبال رود، بینا می شود و هر که پشت کند، سرگردان می ماند».4

گر همی خواهی سلامت از ضرر

چشم ز اوّل بند و پایان را نگر

برای موفقیت در جهان امروز، داشتن استراتژی در حرکت به سمت مقصد ،امری ضروری و حیاتی است.

تعریف استراتژی

از هر کسی که درباره استراتژی سؤال کنید، خواهد گفت: استراتژی یک نقشه است؛ یعنی نوعی اقدام آگاهانه و مورد نظر در یک مسیر؛ یک رهنمود (یا مجموعه ای از آنها) برای برخورد با یک وضعیت. کودک برای عبور از یک نرده، استراتژی دارد و هر شرکت نیز برای تسلط بر بازار، از استراتژی بهره می برد. بر مبنای این تعریف، استراتژی ها دو ویژگی اساسی دارند؛ یکی آن که پیش از به کار بردنشان ایجاد می شوند و دوم آن که آگاهانه و هدف دار به وجود می آیند و اغلب به طور روشن و در قالب مدارک رسمی و به نام طرح ها بیان می شوند و گاهی نیز رسما بیان نمی شوند؛ ولی به همان روشنی در ذهن افراد وجود دارند. از نظر «دراکر»، استراتژی «اقدام هدف دار» است؛ یعنی «تصویری پیش از اقدام».

ادامه نوشته

تخت پروکروستس چیست؟

براساس یکی از اسطوره‌‌های یونانی پروکروستس پسر پوسئیدون کنار جاده الئوسیس به آتن مسافرخانه‌ای داشت. او مسافران را می‌گرفت و به تختی می‌بست (اگر قد آن ها کوتاه‌تر از تخت بود می‌کشید تا اندازه تخت شوند و اگر بلندتر از تخت بود دست و پایشان را می‌برید تا اندازه تخت شوند.)

حالا اگر اندازه تخت پروکروستس ثابت بود ابعاد دیدگاه‌ها و تمایلات و دامنه خواسته‌های ما که ثابت نیست. تجربه نشان داده است دامنه خواسته‌های قدرتمندان اگر مانعی بر سر راه خود نبینند، همواره بیشتر و  به همان میزان  پذیرش دیدگاه‌های دیگران کاسته می‌شود.

سرانجام بزرگ‌ترین پهلوان آتن با پروکروستس همان کاری را کرد که او با مسافران می‌کرد. وی را بر تخت خواباند و چون بلند‌تر از تخت بود سرش را از تن جدا کرد تا به اندازه تخت شود.

راستی به نظر شما این داستان را برای تمثیل در مورد چه چیزی می توان به کار برد؟!

عضو شدن در این وبلاگ به عنوان نویسنده

دوستان گرامی در صورتی که تمایل دارید تا عضو نویسنده ی این وبلاگ شوید با ذکر مقطع تحصیلی خود و شغل خود و آدرس ایمیل تان جهت ارسال رمز و کاربری اقدام نمایید. لازم می داند متذکر شود اگر تمایل داشته باشید می توانیم یک وبلاگ گروهی نیز با عنوان استراتژی ها در مواضع مختلف باز کنیم.

تحلیل رفتار متقابل چیست؟


تحلیل رفتار متقابل یا (Transactional Analysis (TA یک تئوری روان‌شناسی است که توسط دکتر اریک برن در سال 1950 میلادی ارایه گردید و به لحاظ کاربرد آن در حل مشکلات احساسی و رفتاری، مورد قبول جامعه روان‌شناسی قرار گرفته و تدریجاً در زمینه‌های مشاوره، روان‌کاوی،  گروه درمانی، مدیریت، جامعه‌شناسی، توسعه سازمانی و آموزش، نظریه‌های جدیدی ارایه نموده و گسترش پیدا کرده است. ابهام و پیچیدگی در مفاهیم، تخصصی بودن و زمان طولانی درمان در دیگر روش‌های روان درمانی باعث شد تا تحلیل رفتار متقابل با مفاهیم اساسی و واژه‌های ساده سریعاً جایگزین روش‌های روان درمانی قدیمی گردید. به همین جهت تحلیل رفتار متقابل عمومیت یافته و هر جا که انسان‌ها حضور داشته و با یکدیگر ایجاد رابطه می‌نمودند کاربرد عملی پیدا کرد و ابزاری برای تغییر و حل مشکلات قرارگرفت. تحلیل رفتار یک مکتب علمی کاربردی می‌باشد که در آن از به کار بردن مفاهیم پیچیده اجتناب شده است و نظریات آن به صورتی مطرح شده‌اند که به راحتی می‌توان آنها را مشاهده و تجربه نمود.

در تحلیل رفتار متقابل نقش محیط و ارتباط اجتماعی از اهمیت فراوانی برخوردار است با این حال نهایتاً افراد خود مسؤول زندگی و رفتار خود هستند و فرد باید این مسؤولیت را پذیرا باشد و به نقش خود در زندگی بیشتر از هر عامل دیگری توجه نماید.

تحلیل رفتار متقابل به روابط و مشکلات درونی شخص و رابطه انسان‌ها با یکدیگر توجه خاصی دارد و اعتقاد بر این است که اگر افراد با یكدیگر روابط سالم، صمیمانه و صادقانه داشته باشند و آن را جایگزین روابط مخرب، منفی و تحقیر‌آمیز نمایند قادر خواهند بود که از فشار‌های روانی خود و دیگران بکاهند و از زندگی لذت بیشتری ببرند.

تحلیل رفتار متقابل در عین سادگی این توانایی را دارد تا افکار و احساسات پیچیده، سردرگم و پریشان شخص را سامان بخشد تا فرد با تفکیک و سازماندهی افکار و احساسات، شناخت بهتری از خود به دست آورد و در نتیجه با آگاهی بیشتر به نقاط ضعف و قدرت خود، رفتارهای سالم و سازنده‌ای را اختیار نمایند، انسان را توانمند می‌سازد که در بحران‌های روحی- روانی خود قادر به تجزیه و تحلیل مشکل و حل آن باشد. همچنین تحلیل رفتار متقابل این امکان را فراهم می‌آورد که ساختار شخصیت را به صورت نمودارهای شخصیتی ترسیم نمود،  به طوری‌که هر فرد آشنا با این روش با دیدن نمودار می‌تواند به ساختار شخصیتی و روابط متقابل فردی که نمودار آن ثبت شده پی‌ببرد.

امروزه متخصصین تحلیل رفتار متقابل می‌توانند ادعا کنند که با استفاده از روش‌های کاربردی و زبان تازه‌ای که برای روان‌شناسی ابداع شده دامنه آن به علوم اجتماعی، آموزشی، مدیریت منابع انسانی، ساختارهای سازمانی، روانکاوی و گروه درمانی کشیده شده است. بدین ترتیب پویایی تئوری تحلیل رفتار آن را متمایز از دیگر مکاتب قرار داده است.

اساس نظریه اولیه تحلیل رفتار متقابل، بر پایه حالت‌های شخصیتی  ارایه گردیده، اریك برن این حالت‌های شخصیتی را در سه بخش «والد»، «بالغ»و «كودك» معرفی نمود كه شامل نوعی نظام به هم پیوسته فكر كردن، احساس كردن و رفتار كردن است؛ در مرحله دوم و در تكامل نظریه، تحلیل رفتار متقابل یعنی رابطه بین افراد مورد توجه و بررسی قرار گرفت و  براساس واكنش‌های همزمان روانی و اجتماعی و تبادل رابطه‌های متقابل طبقه بندی و ارایه گردید.

در مرحله سوم با مشاهده رابطه‌های پنهان و دو سطحی در ارتباط‌های متقابل، بازی‌های روانی كه بین افراد در جریان است كشف گردید و  پیش بینی نتیجه نهایی این گونه بازی‌های روانی مشخص و تعریف شد.

چهارمین مرحله رشد  و تكمیل نظریه تحلیل رفتار متقابل، تحلیل زندگی نامه یا نمایش‌نامه زندگی است كه به بازی‌های روانی مشابهی كه مردم بارها آن را تكرار می‌كنند می‌پردازد. این طرح كلی، شیوه زندگی افراد را تعیین می‌نماید و ساختار نمایش‌نامه زندگی هر کس را مشخص می‌کند.

با دستیابی به نظریه تحلیل رفتار متقابل می‌توان به شناخت مشكلاتی كه در  افراد موجب عدم تعادل در ساختار شخصیت و ارتباط با دیگران و تكرار بازی‌های روانی و نمایش‌نامه زندگی می‌گردد دست یافت و راه كارهای تغییر و درمان آنها را كشف و ارایه نمود.

درمانگرهای نوگرا در تحلیل رفتار متقابل،  با ارایه نظریه‌ها و روش‌های جدید و اقتباس از نظریه‌های دیگر، به نوعی مكتب روانی درمانی اقتضایی دست یافتند كه در درمان و تغییر رفتار بسیار مؤثر و كار آمد بوده است.

اصلی‌ترین كاربرد تحلیل رفتار متقابل در انسان‌ها، ایجاد شناخت رفتاری، احساسی و ذهنی است كه سه جنبه مهم شخصیت است. با كمك تحلیل رفتار و به منظور كسب معرفت از شخصیت بالقوه و كشف جایگاه واقعی خویشتن، تغییر در ساختار شخصیتی كاملاً امكان پذیر می‌گردد.

در تحلیل رفتار متقابل هرتغییر رفتاری یا احساسی در مرحله اول با بینش منطقی شروع می‌گردد كه در واقع شناخت مجموعه نقاط ضعف و قوت رفتار، تفكر و یا احساس فرد است و پس از پذیرش منطقی آن، توسط حالت‌های شخصیتی، درك احساسی جهت  تغییر نهایی حاصل می‌شود. مهم‌ترین عوامل كمك كننده برای قبول و پذیرش تغییر در نظریه تحلیل رفتار متقابل شفاف بودن، عامل بودن؛ و انعقاد قرار داد برای تغییر در خویشتن است كه قرار داد  توسط خود درمان جو و یا بین او و درمانگر تعیین می‌شود.

از سال 1970 T.A. بصورت رسمی در جهان شناخته شد وبنیانگذار آن دكتر اریك برن میباشد. این نظریه دارای دیدگاههای روانشناسی فردی
و اجتماعی است.

T.A. (تحلیل رفتار متقابل) راهی است برای آنكه ببینیم بین مردم و درون مردم چه میگذرد. با این روش میتوان روشن كرد كه در لایه های زیرین ارتباطات جاری بین انسانها به واقع چه چیزی در حال رخ دادن است و انتخابهای دیگری را نشان میدهد كه كسانی كه درگیر آن روابط میباشند بتوانند چنانچه بخواهند از آن اجتناب كنند.
T.A. بطور گسترده ای در این زمینه ها مورد استفاده قرار میگیرد:
مدیریت، تعلیم و تربیت، سیاست ،مذهب ،آموزش ،مشاوره
،رواندرمانی و روانپزشكی.

T.A. روشی بسیار متداول است زیرا بطور گسترده ای از زبان محاوره ای استفاده میكند كه برای تمام افراد در تمام سنین قابل درك است.

درT.A. افراد برای یافتن راه حل مشكلاتشان مشاركت دارند، آنها این توانایی را میابند تا از طریق بستن قرارداد به شناخت توانائیهای
بالقوه خود برای تغییر پی ببرند.
نهایت كاركرد T.A. در آن است كه افراد را به نقطه ای هدایت كند تا با نگاهی نو به تجارب ناخوشایند گذشته شان بتوانند رفتارشان را اصلاح كرده یا تغییر دهند تا به این طریق به خود كمك كرده و به یك
برنده تبدیل شوند.

نظرات و مفاهیم در T.A.

حالات نفسانی خود

درون هر انسانی یك مكالمه دایمی وجود دارد، گاهی یك جروبحث ،
گاهی جدل. وقتی شخص تصمیمی میگیرد ، درواقع این تصمیم ناشی از مكالمات ذهنی و درونی فرد و آنچیزی است كه به خود میگوید.

T.A. به این انواع تجلیات خود حالات نفسانی من میگوید T.A. همچنین شرح میدهد كه این گرایشهای درونی متفاوت از كجا نشات میگیرند.

حالات نفسانی خود شامل والد، بالغ و كودك است T.A. برای هر یك از این حالات نفسانی خود صفات مثبتی را در شرایط خاص قائل است. هر یك از این حالات نفسانی احساسات، تفكرات و قضاوتهای ارزشی خاص خود را دارا میباشد.

والد: مجمو عه ای از پیشداوریها، باورها و تعصبات میباشد . این بخش از شخصیت با دستورالعملهای زندگی و باید و نبایدهای آن سر و كار دارد و دارای دو بعد میباشد یكی بعد نوازشگر است كه حالت حمایتی دارد و بعد دیگر انتقادگر است كه بر خلاف بعد قبلی سختگیر ویا آزارگر نیز میتواند باشد. والد میتواند كنترل كند، تصمیم بگیرد، نقش بازی كند و دلیل تراشی كند و نیز ممكن است دربعضی موارد نیز حق با او باشد. والد انتقادگر را معمولا در افرادی با عزت نفس پائین وعناد بخود همراه دانسته اند.

بالغ: خوب پردازش كردن اطلاعات و برخورد مناسب و شایسته از حالات نفسانی بالغ سرچشمه میگیرد. تصمیماتی كه منطقی و برمبنای حقایق موجود میباشند نیز از حالات نفسانی بالغ نشات میگیرند.
اظهارنظرهای منطقی و احساسات اخلاقی ، اهداف و واقعگرایی با این بخش از شخصیت ما سروكار دارند.

كودك: در تعاریف T.A. كودك بعنوان منبع خلاقیت ، بازآفرینی و منبع اساسی سرزندگی محسوب میشود. هیجانات، احساسات و تصوراتی كه كودك دارد ممكن است توسط یك والد سختگیر و حتی توسط یك والد نوازشگر سركوب شود كه میتواند در دراز مدت بر شخصیت فرد اثرات نامطلوبی داشته باشد كه خود ممكن است به بیماریهای روان تنی نیز منجر شود. این بخش از شخصیت چنانچه تحت نظارت بالغ قرار نگیرد میتواند دیدگاه غیر واقعی نسبت به زندگی داشته و براساس تكانه های احساسی و هیجانی رفتار كند.


هدف T.A. كمك به فرد است تا انتخاب كند كه در شرایط و زمانهای خاص میخواهد در كدامیك از حالات نفسانی باشد بجای اینكه صرفا اجازه دهد تا این حالات نفسانی دائما احساسات ، افكار وگرایشات و رفتار او را كنترل كنند.

نوازشها و مبادلات

T.A. معتقد است كه تمام تعاملات بین افراد از نوازشها و مبادلات ساخته شده.

نوازش : هر نوع ارتباط متقابل بین دو نفر در واقع به معنای آن است كه فرد دیگری متوجه حضور ما شده و یا به ما این احساس را بدهد كه حضور ما را درك كرده است. نوازش میتواند كلامی یا غیركلامی، مثبت (در آغوش گرفتن)یا منفی( كتك زدن) ، شرطی یا غیر شرطی و دارای شدتهای متفاوت باشد.
یك مبادله ارتباط بین دونفر یا یك معامله دو جانبه نوازش بین آن دومیباشد.
گاهی مبادلات «متقاطع» و گاهی «پنهانی» میباشند و گاهی باعث سو تفاهمات و یا قطع شدن روابط میگردند. بطور كلی شش رابطه بین حالات نفسانی دو نفر وجود دارد كه عبارتند از رابطه: والد- والد ، والد-كودك، والد - بالغ، بالغ - بالغ، بالغ - كودك و كودك- كودك.

بعنوان مثال صحبت راجع به آب و هوا میتواند راهی برای ارتباط والد- والد باشد ، یك گفتگوی منطقی بین دو نفر میتواند راهی برای ارتباط بالغ- بالغ باشد و همچنین زمانی كه دو نفر با هم شوخی و تفریح میكنند نیز میتوانند در حالت نفسانی كودك- كودك باشند.
مواضع فرد در زندگی

مفهوم دیگری كه در T.A. مطرح است آن است كه مردم نگرشهای اساسی خاصی را نسبت به خود و دیگران انتخاب میكنند كه میتواند مثبت یامنفی باشد . این نگرشها میتوانند به این صورت باشند : من خوب هستم یا من خوب نیستم ودیگر آنكه : تو خوب هستی یا تو خوب نیستی.

ساختارهای زمانی

T.A. به شش روش گذراندن وقت وزمان اشاره میكند:
- كناره گیری
- تشریفات
- وقت گذرانی
- فعالیت
- بازیها
- صمیمیت

اریك برن در معروفترین كتاب خود «بازیها» به تشریح و آشكار كردن اینكه مردم چطور با انجام عادات وكارهای روانی ناسالم باعث رنجش و ناراحتی خود و دیگران میشوند پرداخته
است كه البته میتوان آنها را تغییر داد .

بازیها و نمایشنامه ها

بازیها راههایی هستند كه فرد در كودكی آموخته و با انجام آنها فرد از ایجاد صمیمیت اجتناب میكند( آگاهانه یا ناآگاهانه)، كه البته میتواند با بازنگری بالغ آنها را تغییر دهد. بازیها بر خلاف مفهوم رایجشان لزوما به معنای لذت بردن و داشتن اوقات خوب نیست بلكه در واقع باید از آن اجتناب كرد وتا حد امكان سعی در رها شدن از آن داشت.
نمایشنامه:
هر یك از ما در دوران كودكی داستان زندگی خود را مینویسیم این نمایشنامه برای تمام مدت عمر طراحی میشود و مبتنی بر تصمیمات دوران كودكی و برنامه نویسی پدر و مادر هستند كه پیوسته تقویت میگردند. مهمترین تصمیم درباره نمایشنامه برنده یا بازنده بودن آن است
     

حاصل عشق مترسک به کلاغ مرگ یک مزرعه است

در میان مزرعه های طلایی گندم
مترسکی با لبهایی خندان ایستاده است
لباسش نه وصله دار است و نه مغزش پوشالی
مترسک  خائن با کلاغ ها طرح دوستی ریخته است
خوشه های طلایی گندم در آتش دو رویی نگهبان خویش می سوزند
فصل دروی گندم ها و حاصلش نانی که به سفره من و تو می آید
تکه نانی خشک در دست کودکی بی پرواست
کودک درد گندم ها را می فهمد
مترسک را به دار می آویزد
صدای نحس کلاغها به گوش می رسد
کلاغ ها به سوی مزرعه ای دیگر می روند و بر سادگی مترسک قاه قاه می خندند
اینگ خوشه های گندم با پرچم سفیدی که نماد صلح است
طلایی تر به چشم می آیند
فصل دروی  گندم ها و تکه نانی که طعم آزادی می دهد !

مترسک و کلاغ..."صــــــــــــــادق هدایت"

چاشني غذاهاي من ، ترشي غصه هايم است .

مترسك روي داربست چوبي به دنيا مي آيد ،‌بر روي آن زندگي مي كند و همان جا هم مي ميرد .

 هستي براي مترسك به چهار چوب كشيده شدن ا ست ، اما هيچ گاه به آسمانها نخواهد رفت .

 شايد نخستين سازنده مترسك يك انسان باشد ، اما به يقين دشمن حتمي آن نيز انسان است .

 هيچ كس نمي خواهد مترسك يا كلاغ باشد ، اما عده اي مترسك و عده اي كلاغ هستند .

 مي گويند مترسك را دوست دارند ، ا ما يك لحظه هم حاضر نيستند جاي او باشند .

 كلاغ هر چه سحر خيز باشد ، باز مترسك زودتر از او سر جا ليز حاضر است .

كلاغ ، مترسك را با قاروقارش آزار مي دهد و مترسك با سكوت .

 دوستداران مترسك ، لباس هاي ژنده خود را به ا و هديه مي دهند .

 اگر مترسك مغز داشت ، زير آفتاب تا حالا منفجر شده بود

 كلاغ سيصد ساله نتوانست مترسك پير را به ستوه بياورد .

 اگر مترسك عقل داشت ، حتما مزرعه را ترك مي كرد .

 مترسك براي خودش مترسك است و براي كلاغ هيچ .

 در مزرعه زندگي يكي مترسك مي شود و يكي كلاغ .

 كلاغ بهانه اي بيش براي ساخته شدن مترسك نيست .

 كلاغ مرد سياه پوش مسابقه فوتبال مترسك ها ست .

 مترسك كلاغ را قبول ندارد و كلاغ مترسك را .

 مترسك و كلاغ ، زوج هنري خوبي هستند .

 سكوت مترسك ، چراغ سبز كلاغ ا ست .

 هستي مترسك به كلاغ بستگي دارد .

 هر چيز تمام شود ، جنگ كلاغ و مترسك تمام نخواهد شد .

 اگر آدمخوار بودم آدمهاي باتجربه و پخته را انتخاب مي كردم .

 خون آشام تنها موجودي است كه با هيچ گروه خوني مشكل ندارد .

 وقتي موهاي سرش از تعجب سيخ شد ، هوس كباب كوبيده كردم .

 گربه ی شكمو از دزديدن پيچ گوشتي هم دريغ نمي كند .

چتر در روز باراني ، بهترين الگوي فداكاري است .

 حقوق بشر روي صابون قدرت سرخورده است .

قلمم در خامي به پختگي رسيده است .

 

راز مترسک!

مترسک

یک بار به مترسکی گفتم «لابد از ایستادن در این دشتِ خلوت خسته شده‌ای؟» گفت «لذتِ ترساندن عمیق و پایدار است، من از آن خسته نمی‌شوم.»

   دَمی اندیشیدم و گفتم «درست است؛ چون‌که من هم مزة این لذت را چشیده‌ام.»

   گفت «فقط کسانی که تن‌شان از کاه پر شده باشد این لذت را می‌شناسند.»

   آنگاه من از پیشِ او رفتم، و ندانستم که منظورش ستایش از من بود یا خوار کردنِ من.

   یک سال گذشت و در این مدت مترسک فیلسوف شد.

   هنگامی که باز از کنارِ او می‌گذشتم دیدم دو کلاغ دارند زیرِ کلاهش لانه می‌سازند.

برگرفته از: پیامبر و دیوانه – نشر کارنامه

این ۱۰ قانون جادویی برای موفقیت را به کار گیرید تا موفق باشید

۱- اهداف خود را بنویسید
اگر چه این پیشنهاد کمی تکراری و پیش پا افتاده است ولی نتایج خارق العاده خواهد داشت و سرعت شما را در رسیدن به موفقیت دو برابر خواهد کرد.

۲- توانایی های خود را نشان دهید
موفقیت در زندگی مستلزم آن است که توانایی ها را نشان دهیم، سخت کار کنیم و هر روز گام های بلندتری نسبت به دیروز برداریم.

۳- مشکلات را از میان بردارید
رمز موفقیت انسان های موفق این است که به جای آنکه مشکلات را تحمل کنند، با شکیبایی وقت خود را صرف تفکر در مورد آن کرده و آنها را یکبار و برای همیشه از میان بر می دارند.

۴- مدیریت محیط را بر عهده بگیرید
انسان های موفق به خوبی می دانند که مدیریت فضا بسیار مهم تر از مدیریت زمان است.

5- هر روز مطالعه کنید و یک مطلب جالب و مفید بخوانید
اگر روزانه تنها ۲۰ دقیقه را به مطالعه اختصاص دهید تا انگیزه شما را تقویت کند و اطلاعات مفیدی در اختیارتان قرار دهد زندگیتان به کلی متحول خواهد شد.

6- در دانشگاه متحرک ثبت نام کنید!
به هنگام رانندگی به نوارهای جالب و انگیزه بخش، گوش کنید و ذهن خود را با بهترین اطلاعات پر کنید.

7- از یک گروه مشاوره استفاده کنید
این گروه شامل افرادی است که شما را در رسیدن به موفقیت یاری نمایند. هر چند وقت یک بار با تشکیل جلسه با اعضای این گروه و مشورت بخواهید که شما را راهنمایی و آموزش دهند.

8- بر ارزش های خود تاکید کنید
مرتبا یادآوری کنید، برای شما چه چیزی مهم است، یادآوری ارزش ها، شما را به موفقیت خواهد رساند.

9- تفریح را فراموش نکنید
با دوستان خود شاد باشید، بخندید و خوش بگذرانید این تفریحات برای شما بسیار مفید خواهد بود.

10- سپاسگزار باشید
همیشه از خود بپرسید در هفته گذشته چند روز خوب داشتید؟ سعی کنید علت خوب بودن روزهایتان را پیدا کنید و بیشتر به آنها توجه کنید.

برای موفقیت از بهترین منابعی که در دسترس تان است استفاده کنید. کامیابی در چند قدمی شما است.

حکایت های مدیریتی ملانصرالدین

ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌كرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي‌انداختند. دو سكه به او نشان مي‌دادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار. اينطوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند. ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌هايم. شما نمي‌دانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آورده‌ام.
 
 شرح حكايت 1 (دیدگاه بازاریابی استراتژیک)
ملا نصرالدين با بهره‌گيري از استراتژي تركيبي بازاريابي، قيمت كم‌تر و ترويج، كسب و كار «گدايي» خود را رونق مي‌بخشد. او از يك طرف هزينه كمتري به مردم تحميل مي‌كند و از طرف ديگر مردم را تشويق مي‌كند كه به او پول بدهند .

«اگر كاري كه مي كني٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشكالي ندارد كه تو را احمق بدانند..»


شرح حکایت 2 (دیدگاه سیستمی اجتماعی)
ملا نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی مردم داشته است. او به خوبی می دانسته که گداها از نظر مردم آدم های احمقی هستند. او می دانسته که مردم، گدایی – یعنی از دست رنج دیگران نان خوردن را دوست ندارند و تحقیر می کنند. در واقع ملانصرالدین با تایید باور مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است.

«اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی آنها احتمالا به تو کمک خواهند کرد. » 

شرح حکایت 3 (دیدگاه حکومت ماکیاولی)
ملا نصرالدین درک درستی از نادانی های  مردم داشته است. او به خوبی می دانسته هنگامی که از دو سکه طلا و نقره مردم ، شما نقره را بر می دارید آنها احساس میکنند که طلا را به آنها بخشیده اید! و مدتی طول خواهد کشید تا بفهمند که سکه طلا هم از اول مال خودشان بوده است .و این زمان به اندازه آگاهی و درک مردم میتواند کوتاه شود. هرچه مردم نا آگاهتر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانیتر خواهد بود. در واقع ملانصرالدین با درک میزان جهل مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است.

حکایتی درباره استفاده از فرصت ها در زندگی

دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند . یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری ماهیگیری نمی دانست .

هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت ، آن را در ظرف یخی که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند ، اما دیگری به محض گرفتن یک ماهی بزرگ آنرا به دریا پرتاب می کرد .

ماهیگیر با تجربه از اینکه می دید آن مرد چگونه ماهی را از دست می دهد بسیار متعجب بود . لذا پس از مدتی از او پرسید :

- چرا ماهی های به این بزرگی را به دریا پرت می کنی ؟

مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است!

گاهی ما نیز همانند همان مرد ، شانس های بزرگ ، شغل های بزرگ ، رویاهای بزرگ و فرصت های بزرگی را که خداوند به ما ارزانی می دارد را قبول نمی کنیم! چرا؟!

عامل مهم شكست نوآوري

در حالي كه به احتمال زياد قادر به محاسبه دقيق درصد شكست نوآوريهاي تجاري نيستيم ولي توافق عمومي براين است كه مي توانيم چنين فرضي را بپذيريم. پس از چندين سال تحقيق و مشاهده، دلايل مشابهي براي به نتيجه نرسيدن نوآوريها به دست آمده است. در اينجا 10 عامل مهم شكست نوآوري ذكر مي شود:

1- نبود فرهنگي كه از نوآوري حمايت كند؛

2- احساس مالكيت نكردن و از آن خود ندانستن سازمان توسط مديران؛

3- فقدان يك فرايند گسترده و فراگير جهت نوآوري؛

4- تخصيص ندادن منابع كافي براي اين فرايند؛

5- عدم ارتباط بين پروژه ها و طرحها با استراتژي سازمان؛

6- صرف نكردن زمان و انرژي كافي براي رفع ابهامات سازماني؛

7- ايجادنكردن تنوع در فرايندها (عقايد مختلف و متضاد)؛

8- توسعه نـدادن ابـزارها و سنجشهـاي انـــدازه گيري پيشـرفت؛

9- عدم وجود مربيان و مديران توانا در تيم هاي نوآوري

10- فقدان يك سيستم ايده پرداز مديريتي.

فرهنگ :

 فرهنگ به عنوان بستر نوآوري ايفاي نقش مي كند. در صورتي كه فرهنگ حاكم، براي ايده ها و ايده پردازيها ارزش قائل نبوده و به آن ارج ننهد، هر نوآوري قبل از بروز در نقطه خفه مي شود. در چنين حالتي، فرهنگ به مانند سيستم ايمني بدن عمل مي كند و وظيفه اش از بين بردن هر تازه وارد است، قبل از آنكه به بدن آسيب برساند. فرهنگ مي تواند تغيير يابد اما اين تغيير در يك فرايند كند رخ مي دهد.

ادامه نوشته

ترویج OCB  ( رفتار شهروندی سازمانی )

1)رفتار شهروندی سازمانی

مفهوم رفتار شهروندی سازمانی اولین بار توسط باتمان و ارگان در اویل دهه 1980 میلادی به دنیای علم ارائه شد. تحقیقات اولیه ای که در زمینه رفتار شهروندی سازمانی انجام گرفت بیشتر برای شناسایی مسئولیت ها و یا رفتارهایی بود که کارکنان در سازمان داشتند ولی اغلب نادیده گرفته می شدند. با وجود آنکه این رفتارها در ارزیابی های سنتی عملکرد شغلی به طور ناقص اندازه گیری و یا حتی گاهی اوقات مورد غفلت قرار می گرفتند ، در بهبود اثربخشی سازمانی مؤثر بودند. (مستبصری و نجابی ،1387، رضایی کلید بری و باقر سلیمی ،1387، اسلامی،1387 ) این اعمال و رفتارها که در محل کار اتفاق می افتند را اینگونه تعریف می کنند :

« مجموعه ای از رفتارهای داوطلبانه و اختیاری که بخشی از وظایف رسمی فرد نیستند ، اما با این وجود توسط وی انجام و باعث بهبود مؤثر وظایف و نقشهای سازمان می شوند » (مستبصری و نجابی ،1387، رضایی کلید بری و باقر سلیمی ،1387، اسلامی،1387 )

به عنوان مثال یک کارگر ممکن است نیازی به اضافه کاری و تا دیر وقت در محل کار ماندن نداشته باشد ، اما با این وجود او بیشتر از ساعت کاری رسمی خود در سازمان مانده و به دیگران کمک می کند  و باعث بهبود امور جاری و تسهیل جریان کاری سازمان می گردد (مستبصری و نجابی ،1387، رضایی کلید بری و باقر سلیمی ،1387، اسلامی،1387 )

" اورگان" رفتار شهروندی کارکنان را به عنوان اقدامات مثبت بخشی از کارکنان برای بهبود بهره وری و همبستگی و انسجام محیط کاری می داند که ورای الزامات سازمانی است. وی معتقد است رفتار شهروندی سازمانی ، رفتاری فردی و داوطلبانه است که مستقیماً مشمول سیستم های رسمی پاداش در سازمان نمی شود، اما باعث ارتقای اثربخشی و کارایی عملکرد سازمان می شود.

تعریف فوق بر سه ویژگی اصلی رفتار شهروندی تأکید دارد : 1-  رفتار باید داوطلبانه باشد (نه وظیفه مشخص). 2-  مزایای این رفتار جنبه سازمانی دارد. 3-  رفتار شهروندی سازمانی ماهیتی چند بعدی دارد .

1-1) ابعاد رفتار شهروندی

درباره ابعاد رفتار شهروندی سازمانی مابین محققان توافق نظر وجود ندارد. در این زمینه در تحقیقات مختلف به ابعادی نظیر رفتارهای کمک کننده، جوانمردی، گذشت، وفاداری سازمانی، پیروی از دستورات، نوآوری فردی، وجدان، توسعه فردی، ادب و ملاحظه، رفتار مدنی و نوع دوستی اشاره شده است. (مستبصری و نجابی ،1387، رضایی کلید بری و باقر سلیمی ،1387، اسلامی،1387 )

پادساکف در سال 2000 میلادی دسته بندی مفصلی از اینگونه رفتارها انجام داده است که رفتارهای شهروندی سازمانی را در قالب هفت دسته تقسیم می نماید: (مستبصری و نجابی ،1387، رضایی کلید بری و باقر سلیمی ،1387، اسلامی،1387 )

ادامه نوشته

تست تشخیص اولویت ذهن خودتان!

شما با انجام این تست می توانید بفهمید اولویت های ذهن شما در زندگی تان چیست و یا بهتر بگیم خودتان را بهتر می شناسید.

برای انجام این تست کافیست فرض کنید در خانه هستید و این پنج اتفاق به صورت همزمان برای شما پیش می آید.


۱- تلفن زنگ می زند

۲-بچه تان گریه می کند

۳- یکی در خانه تان را می زند و صدایتان می کند

۴-لباس ها را بیرون روی طناب پهن کرده اید و باران می گیرد

۵-شیر آب را در آشپزخانه باز گذاشته اید و آب دارد سرریز می شود


خب حالا با این وضعیت شما به ترتیب کدوم کارها را انجام می دهید؟ یعنی از شماره ۱ تا ۵ را با چه اولویتی انجام می دهید ؟

اولویت های خود را تعیین کنید و برای تحلیل آن همین پایین را ملاحظه بفرمایید.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

برای تفسیر انتخاب های خود به ادامه ی مطلب مراجعه فرمائید:

ادامه نوشته

یک سؤال مهم با پاسخ!

سوال:از نظر شما مهم ترین میراث امام خمینی چیست و چگونه از این میراث عظیم استفاده می کنید؟

دکترحسن روحانی گفت: مهم ترین میراث امام جمهوری اسلامی است البته میراث های بزرگی را برای ما گذاشتند اما مهم ترین میراث جمهوری اسلامی است و این خیلی مهم است که ما هم به جمهوریت تکیه کنیم و هم به مسئله اسلامیت تکیه کنیم. امروز برخی فکر می کنند جمهوری اسلامی تنها ولایت فقیه است. اگرچه ولایت فقیه بسیار بالا است اما جایگاه مردم و جمهوریت هم بسیار بالا است. امام می خواستند که جمهوری اسلامی هم جمهوریتش و هم اسلامی بودن آن حفظ شود. امام بر مسئله وحدت هم بسیار تکیه می کردند و امروز علما و مراجع و دانشگاه ها می توانند با تلاش مضاعف خود بر تحقق وحدت کلمه تلاش کنند.

لطفاً نظرات خود را در مورد این پاسخ رئیس جمهور منتخب که در آخرین مناظره فرمودند،را بنویسید.

لیست تحریم های غرب علیه کشورمان

کج دار و مریز، چهار سال دوره دهم ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد اوایل مرداد به پایان می‌رسد و بی‌شک بزرگترین میراثی که دکترحسن روحانی در اختیار خواهد گرفت، حجم گسترده‌ی تحریم‌های آمریکا و متحدانش بر بنگاه‌های اقتصادی، صنعت نفت ایران، بانک مرکزی و شخصیت‌های حقیقی و حقوقی است.

به گزارش نامه، یکی از مهمترین وعده‌های تبلیغاتی "حسن روحانی" رئیس‌جمهور منتخب ایران پیش از انتخابات ریاست جمهوری 24 خرداد، برداشته شدن تحریم‌های اقتصادی علیه ایران همزمان با تاکید بر حق مسلم کشورمان برای دست‌یابی به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای بود. موضوعی که وی در نخستین کنفرانس خبری پس از پیروزی نیز بر آن تاکید و بر برداشته شدن گام‌های عملی در این زمینه همراه با شفاف سازی در پرونده هسته‌ای ایران تصریح کرد.

دور دوم دولت پر سروصدای دکتر محمود احمدی نژاد، افتان و خیزان و به زعم بسیاری از کارشناسان و مدیران در داخل و خارج از کشور با سوء مدیریت در عرصه اقتصادی سرانجام سپری شد. در این دوران، قطعنامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل در سال 1389 به تصویب رسید. بانک مرکزی و چند بانک دیگر اعم از تجارت و ملی نیز تحت تحریم های آمریکا و اتحادیه اروپا قرار گرفت.
صنعت نفت ایران نیز با هدف کاهش درآمدهای نفتی ایران در این دوران با اجماع آمریکا و کشورهای اتحادیه اروپا مورد تحریم قرار گرفت. کاهش ارزش پول ملی ایران، نواسانات در بازار ارز و سکه و طلا، کاهش فرصت هاش ناشی از کاهش درآمدهای نفتی و متوقف شدن بخش بسیاری از پروژهای عمرانی در نتیجه این سوء مدیریت بود. در جدول زیر اشاره ای داریم به تمامی تحریم هایی که در دوران دولت دهم بر ایران اعمال شد:

 بقیه  در ادامه ی مطلب

ادامه نوشته