سال آینده تهران ۵ ماه تعطیل خواهد بود!!

tehran[Kamyab.IR]

طبق قانون کار، هر کارمند یا کارگر قراردادی می تواند در سال یک ماه از مرخصی استحقاقی استفاده کند. به این ترتیب با احتساب ۱۷۰ روز تعطیلی، عملا یک کارمند یا کارگر تهرانی سال ۹۲ می تواند تا ۲۰۰ روز کار نکند. در دیگر مناطق، این میزان ۱۰۵ روز خواهد بود. به عبارت دیگر میزان ایام اشتغال به کار یک کارمند یا کارگر قراردادی طی سال ۹۲، در تهران و برخی دیگر از کلان شهرها، می تواند به ۱۶۵ روز و در دیگر مناطق به ۲۶۰ روز محدود شود!

به گزارش زندگی، طبق تقویم سال ۹۲، ایران ۲۶ روز تعطیلی رسمی دارد. از این تعداد، ۴ مورد، با روز جمعه مصادف شده اند. به عبارت دیگر به جز جمعه ها، ۲۲ روز از ایام سال آتی تعطیل خواهد بود. در عمده شهرهای ایران، به جز تعطیلات رسمی، ادارات و سازمان ها، فقط جمعه ها تعطیل هستند. هر سال ۵۲ هفته است. پس در یک سال ۵۲ روز جمعه داریم. به این ترتیب تعداد روزهای تعطیل در اکثر نقاط ایران، با احتساب روزهای جمعه، ۷۲ روز است.

خوش به حال تهرانی ها!

در تهران و برخی کلان شهرهای ایران، علاوه بر جمعه، روزهای ۵ شنبه نیز تعطیل است. جدول زیر نشان می دهد که تعداد تعطیلات رسمی که در پنج شنبه و جمعه قرار ندارد، ۱۷ روز است. از طرفی چون هر سال ۵۲ هفته است، تعداد روزهای پنج شنبه و جمعه هر سال نیز ۱۰۴ روز است. به این ترتیب، تعداد کل روزهای تعطیل برای ساکنان تهران و برخی دیگر از کلان شهرها، حداقل ۱۵۶ روز است؛ یعنی ۵ ماه و ۶ روز تعطیلی در سال، برای تهرانی ها.

همه اش که این نیست!

علاوه بر تعطیلاتی که برشمردیم، باید روزهای تعطیل به دلیل آلودگی هوا، گرد و غبار و یا برگزاری برخی کنفرانس ها و همایش های بین المللی (که معمولا سالی یکی دو بار تشکیل می شود) را نیز اضافه کرد. در سال ۹۱ حداقل ۱۰روز تهران به یکی از دلائل فوق تعطیل شد. علاوه بر این موارد، باید بین التعطیلین را هم اضافه کرد. سال آینده، ۳ روز بین تعطیلی داریم. پس احتمالا سال ۹۲ در تهران و برخی کلان شهرها، حداقل ۱۷۰ روز، و در دیگر شهرها حداقل ۷۵ روز تعطیلی خواهیم داشت.

کارمندان چند روز و چند ساعت

طبق قانون کار، هر کارمند یا کارگر قراردادی می تواند در سال یک ماه از مرخصی استحقاقی استفاده کند. به این ترتیب با احتساب ۱۷۰ روز تعطیلی، عملا یک کارمند یا کارگر تهرانی سال ۹۲ می تواند تا ۲۰۰ روز کار نکند. در دیگر مناطق، این میزان ۱۰۵ روز خواهد بود. به عبارت دیگر میزان ایام اشتغال به کار یک کارمند یا کارگر قراردادی طی سال ۹۲، در تهران و برخی دیگر از کلان شهرها، می تواند به ۱۶۵ روز و در دیگر مناطق به ۲۶۰ روز محدود شود.

آینده پژوهی (مهندسی هوشمندانه آینده)

 

مقدمه

سرعت روزافزون تغييرات اقتصادي و اجتماعي در دنياي رقابتي امروز، مديران را به ايجاد آمادگي براي پاسخ به اين تغييرات وامي‌دارد. چراكه اصول پارادايم نوين مديـــــريت ( يعني مديريت در محيط پويا، بي ثبــــات و غيرقابل پيش بيني) برنامه‌ريزي سازمان براي نگاه به آينده وتغييرات آن را مغتنم مي‌شمارد.
لذا مديران، بويژه مديران اقتصادي كشور بايستي براي مديريت در محيط بي ثبات و پوياي آينده، علم آينده‌شناسي و بهره‌برداري از آن را بياموزند. زيرا مديران موفق قرن بيست ويكم منتظر نمي‌مانند تا فرصت به سراغ آنان برود بلكه ضمن توانايي شناسايي و بهره برداري از فرصتها، توانايي تبديل تهديد به فرصت را نيز دارند.

 اميرالمومنين علي (ع) نيز در اين زمينه مي‌فرمايند كه " به پيامدها بينديش تا در بحران‌ها گرفتار نشوي".

پيشينه
تفكر درباره آينده و حوادث آن سابقه‌اي به ديرينگي تاريخ خودآگاهي بشر دارد بدان گونه كه مردم همه عصرها همواره مشتاق آگاهي از آينده خويش بوده‌اند. اين ميل طبيعي بتدريج جاي خويش را به ضرورت شناخت آينده دردوران معاصرداده است. چراكه لازمه زندگي دردنياي سيال امروز مطالعه آينده بعنوان علمي مدرن براي شناخت فرصت‌ها وتهديدات پيش رو مي‌باشد.
نوشته‌هاي "ماکياولي" و "توماس مور" در عصر رنسانس ترسيم کننده الگوهاي اصلي جامعه صنعتي آينده بود که طي چهار قرن بعد از آن تحقق يافت. دو قرن بعد از اين دو، نخستين کسي که به اهميت مطالعات آينده‌شناسي بعنوان يک عرصه علمي اشاره مي‌کند، ولتر،فيلسوف وطنزنويس تواناي فرانسوي است. شايد وي بيش از هر کس ديگري به اهميت آنچه امروز آينده شناسي تحليلي خوانده مي‌شود، پي برده بود.
مبحث آينده نگري بعد از جنگ جهاني دوم به شکل آنچه ما آينده نگري مدرن مي‌شناسيم توسط "آسيپ فلختايم" آلماني الاصل مقيم آمريکا و "برتراند دوژوونول" فرانسوي مطرح شده و پس از آن، روشهاي آينده‌پژوهي با عناوين مختلف " آينده‌انديشي"، "مطالعات آينده" و "آينده‌شناسي" به صورت گسترده‌اي وارد حوزه هاي سياسي، نظامي و اجتماعي شده است.
"پیتر دراکر" در سال ۱۹۶۸ درکتاب "عصر ناپیوستگی" ضمن معرفی برخی از ناپیوستگیها که جامعه آینده را شکل می دهند تاکید می‌کند که (در آن زمان) اکثر آنها از چشم ناظران دور مانده‌اند: گذار از یک اقتصاد بین المللی مبتنی بر بازارهای ملی در حال تعامل با یکدیگر به یک اقتصاد جهانی مبتنی بر یک بازار منفرد جهانی، تبدیل دانش به عنوان یک منبع اقتصادی بسیار مهم،… .
امروزه آينده‌پژوهي بصورت مطالعه مجموعه‌اي از روش‌ها براي شناخت نظام‌مند آينده، عوامل شکل‌دهنده، نتايج به دست آمده و در نتيجه تصميم‌گيريهاي مناسب بكار مي‌رود. بر اين مبنا، بسياري از کشورها مراکز پژوهشي و واحدهاي تصميم‌سازي را به اين امر اختصاص داده و يا پروژه‌هاي متعددي در اين زمينه انجام داده‌اند. سازمان توسعه ملل متحد نيز با بکارگيري اين روشها و با همکاري کشورهاي مختلف به اجراي پروژه‌هاي آينده‌نگرانه براي تدوين برنامه‌هاي بلند‌مدت اقدام کرده است.

لزوم آينده‌پژوهيدرگذشته‌هاي دورمردم به اندازه كافي فرصت داشتند تا زندگي خود را براساس عادتهايشان بنا كرده و با خاطري آسوده آينده آن را پيش بيني كنند. ولي با پيشرفت علم وفناوري درسده‌هاي اخير، ثبات يك پديده نادرشده و موجهاي تغيير يكي پس ازديگري فرا مي‌رسند. اين تغييرات انواع واقسام پديده‌هاي اجتماعي و اقتصادي بديع را به همراه دارند و ازآنجا كه حامل عنصر تازگي هستند، ازيك سو ما را وادار به “فهميدن” مي‌كنند وازسوي ديگرشالوده عادتهاي ما را درهم مي‌كوبند.
گرچه شتاب تغييريك نيروي مشخص وعيني است كه تا اعماق زندگي شخصي ما نفوذ كرده و ما را وادار مي‌كند كه نقشهاي تازه‌اي را بعهده بگيريم، ولي درعين حال اين فرصت نيز وجود دارد كه با استفاده از ” دانش آينده پژوهي"، آگاهانه تغيير را پيش‌بيني كرده وبه فكرچاره جويي بيفتيم.
در واقع آينده غير قابل شناخت است اما به كمك دانش ناقص خود مي توانيم سهمي در شكل بخشيدن به آن داشته باشيم. ما مي‌توانيم رخدادهاي آينده را به صورت غير متحمل و محتمل و همچنين مطلوب و نامطلوب تقسيم بندي كرده و سپس اقداماتي انجام دهيم تا احتمال رخدادهاي مطلوب افزايش يابد، يا از ظهور رخدادهاي محتمل اما نامطلوب جلوگيري كنيم. البته هنگامي كه مردم درك بهتري از تغيير داشته باشند، براي تاًثيرگذاري مثبت بر آينده‌اي كه در حال تكوين است فرصتهاي بيشتري خواهند داشت. براي مثال افرادي كه دارائي هاي خود را بيمه مي كنند و كساني كه هنگام رانندگي از كمربند ايمني استفاده مي‌كنند، عملاً از اين الگوي فكري استفاده مي‌كنند.

آينده پژوهي در كسب و كار
به کسب‌وکارتان فکر کنيد. آيا کاملاً روشن است که سازمان به کدام سو در حرکت است؟ سازمان شما يک، دو، پنج و ۱۰ سال ديگر کجا خواهد بود؟ مطمئناً اگر ندانيد كه به کجا مي‌خواهيد برويد،‌ هرگز به مقصدي نخواهيد رسيد.
به اين منظور مطالعه آينده در چارچوبهاي زماني گوناگوني صورت مي‌گيرد. برخي به اين تقسيم بندي معتقدند: آينده نزديك( حداكثر تا يكسال)، آينده كوتاه مدت( بين يك تا پنج سال)، آينده دراز مدت( بين پنج تا بيست سال)، آينده دراز مدت( بين بيست تا پنجاه سال) و آينده دور دست( بيش از پنجاه سال).
بسياري از بنگاههاي كسب و كار، برنامه ريزي حداكثر چهار الي پنج سال آينده را در نظر مي‌گيرند. اما زماني كه سرعت تغيير سرسام آور است، لحاظ كردن آينده‌هاي دوربسيار مهم به نظر مي‌رسد و در واقع آنچه امروز انجام مي‌دهيم در آفرينش دنياي پنج تا بيست سال آينده تاًثير بسزايي خواهد داشت.

نتيجه‌گيري
آينده‌پژوهي يكي از علوم استراتژيك مي‌باشد كه متاسفانه حتي براي اكثر اساتيد و پژوهشگران داخلي نيز ناشناخته است. آينده‌پژوهي دانش و معرفتي است كه سازمان را نسبت به رويدادها، فرصتها و مخاطرات احتمالي آينده آگاه نموده؛ ابهامات، ترديدها، و دغدغه‌هاي فرساينده آن را كاسته؛ و توانايي انتخابهاي هوشمندانه سازمان را افزايش مي‌دهد. در يك كلام، آينده‌پژوهي ابزاري براي" مهندسي هوشمندانه آينده" است.
لذا بهتر است سازمانهاي چابكي ،در كنار مديريت ريسك به مقوله آينده‌پژوهي نيز توجه بيشتري داشته باشند تا با استفاده از مسيرهايي كه اين علم در اختيارشان مي‌گذارد، راهبردهاي معطوف به آينده‌سازي را شناسايي نموده و با سهولت بيشتري به آينده‌هاي مطلوب خود برسند.

استراتژی های جنگی جدید آمریکا


مقدمه
هنگامي كه در دهه 90 ثمرات جهاني شدن در زمينه ارتباطات به ظهور رسيد بر اساس تجارب دوره هاي قبلي در زمينه پيشرفتهاي صنعتي اين عقيده مطرح شد كه نتايج و اثرات انقلاب ارتباطات از تحولات قبلي گسترده تر و مؤثرتر است زيرا بيش از آنها اهميت دارد. به ويژه اين كه سرعت انقلاب ارتباطات در افزايش سرعت تأثيرگذاري آن بر پديدههاي ديگر كاملا مثبت بود. به تبع اين تحول مسائل نظامي نيز تا حد زيادي از تحول جديد تاثير پذيرفت. ميتوان انقلاب در امور نظامي را كه تحول و پيشرفت فناوري و نظامي و نيز تحول استراتژيهاي نظامي جديد را شامل ميشود يكي از نتايج آشكار فرآيند جهاني شدن ناميد.
با نگاهي به ادبيات موجود خواهيم ديد كه ايده جنگهاي آينده يكي از مشغله هاي ذهني محققان و فعالان نظامي كشورهاي پيشرفته بوده است، اما بنا به دلايل مختلف دانش و تئوريهاي مربوط به اين امر نيز همچون بسياري ديگر از شاخه هاي علم، به كشورهاي جهان سوم راه نيافته است بنابراين به نظر ميرسد بايد پيش از آن كه فاصله كشورهاي پيشرفته در اين زمينه كه تبعات امنيتي بسيار حياتي در پي دارد از نيروهاي نظامي كشورهاي در حال توسعه به ميزان جبران ناپذيري برسد، با ترويج دانش مربوطه و انطباق نيروهاي نظامي با وضعيت جديد، تواناييهاي دفاعي افزايش يابد و از بيشتر شدن فاصله ها جلوگيري شود. براين اساس مقاله مزبور با نگاهي به وضعيت تئوريهاي مربوط به جنگهاي آينده در آغاز سده جاري، اين تئوريها را درباره استراتژي و وضعيت نيروي نظامي آمريكا كه از طراحان و مجريان اصلي ايده جنگهاي آينده است، مورد بررسي قرار ميدهد.
تئوري هاي نظامي در آغاز قرن 21
پايان جنگ سرد و فروپاشي نظام دو قطبي تحول مهمي را در نظريات نظامي پديد آورد، چرا كه براي چندين دهه تفكر استراتژي نظامي بر تقابل دو قطب زمان جنگ سرد، به ويژه دو ابر قدرت وقت، يعني امريكا و شوروي ميتني بود. ميتوان گفت برايند اين تقابل دو دكترين« بازدارندگي» و «تنش زدايي» بود كه به دليل ترس از نتايج وحشتناك جنگ هسته اي، دو ابر قدرت را با توجه به شرايط و وضعيت روابط ميان آنها، به سوي افزايش توان نظامي براي كسب توان بازدارندگي يا همكاري براي كاهش تنشها سوق ميداد و همكاري، به ويژه در قالب قراردادهاي كنترل تسليحات دو جانبه كه معروفترين آنها فرآيندهاي «سالت »و« استارت» ميباشد انجام ميگرفت.
در آن شرايط تصور اين كه فرد، گروه يا كشور كوچكي بتواند يك قدرت نظامي بزرگ، به ويژه يك ابر قدرت را به چالش كشاند و حتي ضربه مهلكي را بر آن وارد آورد (جنگهاي نامتقارن) بسيار دور از ذهن بود . پايان جنگ سرد كه با شكوفايي انقلاب ارتباطات و گسترش فناوري مصادف شد تصورات، تفكرات و نظريات نظامي پيشين را به چالش طلبيد. در نتيجه، محققان و مراكز مطالعات استراتژيك، به ويژه سازمانهاي دفاعيـ نظامي به نظريه پردازي در زمينه چالشهاي آينده روي آوردند. جنگهاي بين المللي و منازعات داخلي دهه 90 نه تنها عرصه اجراي ايدهها و استراتژيهاي نظامي جديد بودند، بلكه درسهاي زيادي را نيز براي جنگهاي آينده در بر داشتند.
قرن 21 در حالي آغاز شد كه ديدگاههاي متفكران و صاحب نظران نظامي درباره مسائل نظامي آينده با يكديگر در تعارض بودند. براي نمونه، بر اساس تئوري برتري تكنولوژيكي، كارآيي بالاي هواپيما، بمبها يهوشمند موشكهاي دور برد، گيرنده هاي الكترونيكي تامين ارتباطات و فناوري رايانه اي پيشرفته، حتي ميتواند از جرأت حمله دشمنان جلوگيري كند بنابراين دفاع ملي با توسعه سيستمهاي تكنولوژيكي و آموزش نيروهاي انتظامي براي استفاده بهينه از آنها ارتباط تنگاتنگي دارد.
از سوي ديگر طبق تئوري هوش سرشار ميتوان ه گونه مانع تكنولوژيكي را با اتكا به هوش سرشار و عزم جدي از پيش روي برداشت. براي نمونه هر چند دولتها و جامعه بين المللي قاطعانه با تروريسم مبارزه ميكنند و براي كشف و مقابله با هر گونه تحرك تروريستي مبالغ گزافي را در اين رابطه صرف و حتي از سيستمهاي الكترونيكي بسيار پيشرفته استفاده ميكنند، اما بالاخره گروههاي تروريستي راه فراري مييابند. تاكتيكهاي موفق تروريستها در فعاليتهاي مخرب خود نقش ذهن به ويژه تيز هوشي را در یافتن نقاط ضعف فناوري و در نتيجه رسيدن به اهداف خود، خوبي نشان ميدهند. بر اساس اين تئوري انجام دفاع مؤثر از يك كشور، مستلزم تقويت تواناييهاي ذهني و ارائه آموزشهي پيشرفته است زيرا، در اين صورت، هم نيروهاي نظامي قادر به انجام عملياتي طولاني و مبارزه با دشمن قبل از انجام هر گونه عمل تهاجمي خواهند بود و هم امنيت مردم غير نظامي به خوبي تامين خواهد شد.
اما در اين ميان تئوري ديگري ميتني بر تلفيق و گزينش مطرح است كه تاكيد اصلي آن انتخاب عناصر بر تر هر يك از دو تئوري مزبور و تركيب آنها به شكلي است كه گزينه هاي جديد توانايي بر طرف كردن نواقص تئوريهاي قبلي را داشته باشند. اين وظيفه را نيروهاي نظامي حرفه اي بر عهده دارند. در واقع طرفداران دو تئوري نخست در امريكا مناظره اي را به راه انداختند و برای اثبات ادعاي خود به احتجاجات طولاني پرداختند. پنتاگون كه طرفدار تئوري برتري تكنولوژيكي است، با انتقاد شديد نظاميان امريكا كه تئوري دوم را مهم ميدانند، روبه رو شده است. گروه اخير در انتقاد از دكترين نبرد هوايي به منزله آخرين استراتژي جنگي آمريكا كه از سوي پنتاگون ارائه شده است، معتقدند پيروزي كامل و مطمئن تنها با اتكاي صرف به نيروي هوايي و فناوري به دست نخواهد آمد، همان طور كه  بمبارانها صدام حسين را از قدرت ساقط نكرد . بدين ترتيب ملاحظه ميشود كه در اين راستا به توجه و استفاده از نيروهاي ديگر، به ويژه نيروي زميني نياز است تا بتوان از طريق آن، دشمن رابا مبارزه از نزديك و با استفاده از فاكتورهاي نيروي انساني شكست داد. براي نمونه، در حالي كه امريكاييان در جنگ ويتنام به هواپيماهاي ماوراي صوت، بمبهاي هوشمند، توپخانه بسيار قوي و سيستمهاي الكترونيك پيشرفته مجهز بودند، مبارزان ويتنامي توانستند با به كارگيري تاكنيك ساده تحرك و حملات شبانه تا حد زيادي بر فناوري مزبور غلبه كنند.
اين مناظره در تحول و تقويت نظامي امريكا بسيار مؤثر بوده و درسهاي برگرفته از اين جنگها نيز زمينه را براي پذيرش تئوري بينابين و تلفيقي فراهم آورده است. پيروزي به دست آمده در جنگ متحدان عليه عراق در سال 1991، دستاورد استفاده تركيبي از نيروها بود. 38 روز بمباران هوايي عراق، صدام را به تسليم وانداشت، اما هنگامي كه نيروهاي دريايي و زميني وارد عمل شدند، فرار نيروهاي عراقي از مواضع خود در خط مقدم آغاز شد. در اين هنگام نيروهاي عراقي گيج شده بودند و نميدانستند متحدان با چه تعداد نيرو و از كدام سمت حمله ورخواهند شد. پياده كردن نيروهاي زميني با يك مهارت خاص و حمله از محلي كه عراق انتظار آن را نداشت، اوضاع جبهه نبرد را به ضرر عراق تمام كرد. اين امر نشان ميدهد تاكتيكي كه با اتكا به فكر و ذهن انتخاب شود، در جبهه و جنگ بسيار موثر خواهد بود. بر اين اساس، كارشناسان جنگ پيش بيني ميكنند كه در جنگهاي قرن 21، تاكتيك بسيار مهم خواهد بود زيرا ماهيت جنگ هاي نامتقارن، مانند استفاده نامتعارف از يك نيروي غير متعارف، عرصه رقابت تاكتيكها خواهند بود. لازم است يادآوري شود كه يكسويه نگري پاسخگوي تهديدات قرن 21 نخواهد بود.
عامل فرهنگي و رواني از ديگر مسائل مهم جنگهاي آينده محسوب ميشود. در اين جنگها جلب نظر مساعد نيروهاي غير نظامي طرف مقابل و كار رواني بر روي آنها از تصرف و اشغال اراضي و ساختمانها موثرتر است زيرا اگر مردم غير نظامي حمايت لازم را از رهبران و فرماندهان نظامي خود به عمل نياورند، برتري بر نظامیان بسيار آسان خواهد بود. براي نمونه در جنگ متحدان عليه عراق و بمبارانهاي يوگسلاوي از سوي ناتو، نظر مردم غير نظامي با فرماندهان نظامي كشور همسو نبود. در نتيجه توجيه جنگ براي فرماندهان به منظور جلب حمايت و پشتيباني مردم امر بسيار سختي بود در حالي كه كار فرهنگي كشورهاي غربي از راههاي مختلف مانند برنامه هاي راديويي زمينه هاي دفاعي پشتيباني مردم از حاكمان خود را از بين برده بود. بدين ترتيب مشاهده ميشود كه تهاجم فرهنگي، جنگ بدون خونريزي است كه در آينده نيز همراه جنگهاي نظامي خواهند بود.

راهکارهایی برای تمرکز بیش‌تر و یادگیری بهتر

برای مغز انسان قابلیت‌های گوناگونی در نظر گرفته شده است اما چطور می‌توان قابلیت این عضو بدن را برای هر چه بیش‌تر و سریع‌تر عمل کردن افزایش داد؟ به گزارش هافینگتون پست مولف کتاب "ذهن خود را سازماندهی کنید، زندگی خود را سازماندهی کنید"  تلاش می‌کند به این پرسش که چطور می‌توان مغز خود را به بالاترین میزان عملکرد رساند پاسخ دهد.
"هافینگتون پست" بر اساس محتوای این کتاب سه راهکار ساده را به مخاطبان خود برای ارتقای عملکرد مغز پیشنهاد داده است که در این‌جا نقل می‌شود.
۱- از بخش منطقی مغزتان بهره ببرید
 پاول همرنس، استادیار دانشکده روانپزشکی دانشگاه هاروارد می‌گوید: «به‌هم ریختگی اغلب ناشی از اضطراب و ترس است.» با انجام اموری نظیر بررسی حساب‌های بانکی یا مرور لیست‌ وظایف روزانه شغلی یا خانگی کارایی بخشی از مغز که مربوط به انجام امور منطقی ا‌ست افزایش و تفکر منطقی به انجام مؤثرتر وظایف می‌انجامد.
۲- لیست کارهای روزانه را در ذهن خود سامان دهید
 اولین کاری که صبح انجام می‌دهید این باشد که وظایف آن روز را به نوبت در ذهن خود مرور کنید. درست کردن یک لیست انجام وظایف در مغز به فعال شدن آن بخش از مغز که مربوط به استفاده از اطلاعات پیچیده است یاری می‌رساند. تلاش کنید تا وظایف خود را به ترتیب مرور کنید. در این زمان بهتر است از انجام کارهای جانبی خودداری شود.
۳- به خودتان زنگ تفریح بدهید
 پاول همرنس می‌گوید که به رغم قدرت چشم‌گیر مغز، این عضو محدودیتی هم در رابطه با آن‌چه انجام می‌دهد دارد. او می‌گوید بیش‌تر افراد بالغ تنها می‌توانند حدود ۶۰ دقیقه بر یک موضوع تمرکز کنند. او پیشنهاد می‌دهد که برای ارتقای تمرکز خود هر ۶۰ دقیقه کارتان را متوقف و برای مثال چرخی در اطراف بزنید. هر فعالیت جدیدی در این زمان می‌تواند به دوباره به کار انداختن مغز و آماده کردنش برای بازگشت به سوی کار در حال انجام یاری رساند.
جدا از پیشنهادهای فوق که بیش‌تر جنبه ذهنی دارند، چند پیشنهاد نیز وجود دارد که به راحتی انجام‌پذیر و عملی هستند. از طریق راه‌های پیشنهادی زیر می‌توان میزان تمرکز و کارایی را افزایش داد.
۱-بر خلاف انتظار تمرکز در محیط بسیار آرام چندان ممکن نیست. صداهای محلی اگرچه نباید زیاد بلند باشد اما محیط فعال و دارای انرژی نسبت به محیط بی‌حرکت و ساکت به افزایش تمرکز و ارتقای فعالیت بیش‌تر یاری می‌رساند.
 ۲- موقع تمرکز چیزی بجوید. وقتی موقع تمرکز آدامس بجوید نتیجه تمرکز بهتر خواهد بود.
 ۳-سه بار در هفته و هر بار برای یک ساعت به فعالیت‌های بدنی‌ای نظیر دویدن، پیاده‌روی سریع یا دوچرخه‌سواری بپردازید. این کار را برای شش ماه ادامه دهید. این کار تا ۲۰ درصد سرعت یادگیری شما را افزایش می‌دهد.
 ۴-صحبت با خود موقع یادگیری می‌تواند یادگیری را موثرتر کند. بر اساس یک تحقیق حتی دونده‌هایی که هنگام دو با خود حرف می‌زنند سریع‌تر می‌دوند. منظور از حرف زدن با خود استفاده از کلماتی کلیدی نظیر "اوکی"، "عالی"، "حالا شد" و "یا همین جوری درسته" و ...  است.
 ۵- اگر زبان دیگری جز زبان مادری خود می‌دانید در مواقعی که خصوصا می‌خواهید منطقی باشید از آن زبان برای فکر کردن استفاده کنید. مثلا هنگامی که می‌خواهید تصمیمی مالی بگیرید.

شنگول و منگول امروزی...

شنگول و منگول 20۱۳ !!!!!

*آقا گرگه میره در خونه ی شنگول و منگول زنگ میزنه، میگه منم منم مادرتون، میگن دروغ نگو ما آیفون تصویری داریم!
* آقا گرگه میره در خونه ی شنگول و منگول زنگ میزنه، میگه منم منم مادرتون، یه یارو سیبیل کلفته میاد در رو باز میکنه و گرگه رو میزنه. میگه فلان فلان شده دست از سرم وردار، یک ساله که از اینجا رفتن!
* آقا گرگه میره در خونه ی شنگول و منگول زنگ میزنه، مامان بزی در رو باز میکنه میگه بیا تو، بچه ها نیستن!
* آقا گرگه میره در خونه ی شنگول و منگول زنگ میزنه، میگه منم منم مادرتون، شنگول و منگول بزرگ شدن میان میزننش!
* آقا گرگه میره در خونه ی شنگول و منگول زنگ میزنه، فرار میکنه!
* آقا گرگه میره در خونه ی شنگول و منگول زنگ میزنه، حبه انگور میاد پایین با هم سوار ماشین میشن و میرن!
* آقا گرگه میره در خونه ی شنگول و منگول زنگ میزنه، میگه منم منم مادرتون، آقا بزی از سفر برگشته، میاد پدر گرگه رو در میاره!

ضرب المثل انگلیسی

Y, y  

You’re only young once

آدم  همیشه که جوان نمی ماند؛ قدر جوانی را بدان.

Your sins will find you out

مکن بد که بد بینی از یار نیک       نروید ز تخم بدی بار نیک

غم و شادمانی نماند  و لیک         جزای عمل ماند و نام نیک

You can’t make an omelette/omelet without breaking eggs

تا خراب نشود، آباد نمی شود؛ بی مایه فطیر است.

You can not serve God and mammon

هم خدا خواهی و هم دنیای دون

این محال است و جنون ای ذولفنون

You may end him but you’ll not mend him

توبه گرگ مرگ است.

بقیه در ادامه ی مطلب...

ادامه نوشته