جهانی شدن و توسعه منابع انسانی (مقایسه تطبیقی 62 کشور جهان)

توسعه منابع انسانی از جمله مباحث مهم امروز محافل علمای اقتصاد و مدیریت است. در این مقاله نخست به تعریف توسعه انسانی و شاخص­های مربوط به آن تحت سه مؤلفه: آموزش، امید به زندگی و تولید ناخالص سرانه داخلی پرداخته و در ادامه با توجه به داده­های مربوط به رتبه­بندی کشورها از لحاظ شاخص جهانی شدن[1] و شاخص توسعه انسانی[2] ( (HDIمنتشره از سوی مؤسسه بین­المللی (A.T.Kearney) و سازمان ملل(UN) و با استفاده از نرم افزار آماری «STATGRAF» ضریب همبستگی اسپیرمن محاسبه گردیده سپس شدت همبستگی بین دو متغیر فوق محاسبه شده (%76R=) که نشان می­دهد ارتباط تنگاتنگی بین شاخص جهانی شدن و توسعه منابع انسانی وجود دارد. یعنی به هر میزان کشورها در جهت جهانی شدن گام بردارند، در توسعه منابع انسانی موفق­تر می باشند.

توسعه چه درتعریف و تشخیص و چه درعمل همواره یکی­از بحث برانگیزترین موضوعات اقتصادی بوده است. از بین بردن فقر و نابرابری که گریبان­گیر بسیاری از جوامــع دهــه­های 50 و 60 میلادی شده بود، روزبه روز مورد توجه بیشـتری قـرار می­گرفت و در این دوران بود که زمینه ظهور اقتصاددانان توسعه برای ارائه نظرات و الگوهای گوناگون برای رهایی از این مشکلات فراهم می­شد. اولین گروه از اقتصاددانان در تعریف توسعه بیشتر بر رشد اقتصادی تأکید می کردند.

رویکرد رفاه اقتصادی به توسعه سبب شد تا میزان مصرف کالاها وخدمات به عنوان اساس رفاه اقتصادی درنظرگرفته شود ازاین رو، برای سنجش میزان رفاه و توسعه (و یا اندازه مصرف کالاها و خدمات)، درآمد ملی به­عنوان یک معیارکلی مورد توجه قرار گرفت. دراین رویکرد از مسئله فقر و نحوه توزیع درآمد با این فرض که با افزایش تولید ناخالص ملی همه بهره­مند خواهند شد و منافع این افزایش درآمد ملی به همه مردم می­رسد، چشم­پوشی شد.

مخالفت­ها با این تلقی از توسعه دراواسط دهه 1970 به اوج خود رسید چرا که بسیاری از کشورها اگرچه اهداف رشد اقتصادی خود را تحقق بخشیدند اما، شرایط زندگی توده مردم و بخش­های زیادی از آنها تغییر نکرد. به این ترتیب بود که بعضی از وظایف جدید توسعه مانند «رشد همراه با عدالت» و «توزیع مجدد رشد» مورد توجه اقتصاددانان توسعه قرارگرفت و مفاهیم اجتماعی و انسانی جایگاه ویژه خود را در تعاریف توسعه پیدا کردند. در گزارش توسعه انسانی سال 1996 که به بحث رابطه رشد اقتصادی و توسعه انسانی می پردازد، آمده است: «علیرغم رشد سریع اقتصادی در پانزده کشور طی سه دهه گذشته، تعداد 6/1 میلیارد نفر از مردم جهان فقیرتر شده و وضع زندگی­شان بدتر از پانزده سال پیش شده است.» در واقع این گزارش تأکید می­کند که اگر سیاست های پیش­گیرانه­ای جهت توزیع مناسب رشد اتخاد نشود، رشد مناسبی برای مردم به­دست نخواهد آمد. «پیام محوری گزارش توسعه انسانی 1996 بیان می‌دارد که هیچ پیوند خودکاری میان رشد اقتصادی و توسعه انسانی وجود ندارد. اما هنگامی که این پیوندها از طریق سیاست گذاری وتصمیم آگاهانه برقرار شد، این دو متقابلا بر هم تأثیر می گذارند ورشد اقتصادی به نحو مؤثر و سریعی به بهبود توسعه انسانی کمک خواهد کرد.» (سپهری، 1378 :156)

به­مرور زمان جایگاه انسان و توجه به شأن واقعی او جزء اصلی تعاریف توسعه واقع شد وتوسعه به یک حرکت همه جانبه شامل تغییرات عمده در ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و نهادهای ملی برای رسیدن به رفاه گسترده انسانی تبدیل گردد. امروزه جزء اصلی رفاه انسان ها را گسترش انتخاب های فردی تشکیل می دهد. جوامعی که درآنها افراد قدرت انتخاب بیشتری در زمینه­های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و آزادی بیان آرا و عقاید شخصی دارند، در فراهم کردن رفاه انسانی، که علاوه بر مصرف کالا و خدمات، سایر نیازهای ذهنی را نیز در بردارد، موفق­تر بوده و توسعه یافته­تر هستند، بنابراین مشاهده می­شود که در تکامل مفهوم توسعه از رشد اقتصادی به توسعه انسانی، اهداف توسعه بسیارگسترده تر شده است.

 

ادامه نوشته

وابستگي متقابل سازمان‌ها و محيط

کارل ويك[1] مطرح مي‌كند كه افراد صرفاً محيط خود را ادراك ننموده و واكنش نشان نمي‌دهند، بلكه به طور فعالي در وضع[2] آن شركت دارند. ويك تأکید می‌کند كه مفهوم وضع محيط مترادف مفهوم درك نمودن محيط نیست. فرآيند وضع واقعیت فرآيندي است كه در آن ذهن نه تنها با عين مورد مطالعه روابط متقابل دارد، بلكه بخشي از آن را نیز تشكيل مي‌دهد. سازمان چيزي بيش از صرف مشاهده و تفسير محيط را انجام مي‌دهد، يعني سازمان محيط را تعديل نيز مي‌كند. در حالي كه نگرش وابستگي منابع تأكيد دارد كه سازمان آگاهانه در محيط خود مداخله مي‌نمايد، ويك بر تأثير ناخودآگاه سازمان بر محيطش اصرار مي‌ورزد؛ يعني تأثيرات پيش‌بيني نشده و ناخواسته و نتايج غيرمنتظره‌اي كه از عمليات شركت ناشي مي‌شود.

مارچ و همكارانش، بر اساس اين كار، با ارائه مفهوم «ساختار توجه» نحوه توزيع تماس‌هاي ميان افراد، نوع اطلاعاتي كه آن‌ها فرستاده يا دريافت مي‌كنند و توزيع مشكلات و مقررات مربوط به اينكه چه كسي حق انتخاب موضوعات علني را دارد توضيح مي‌دهند. اگرچه افراد ممكن است عاملاني باشند كه محيط را ايجاد مي‌نمايند، اما آن‌ها اين كار را در چارچوب ساختار سازماني انجام مي‌دهند و بر انواع محرك­هايي كه به آن‌ها وارد مي‌شود، تأثير گذاشته و برخي محدوديت‌ها را بر تصميمات و اعمالشان اعمال مي‌كنند.

ففر و سالانسيك به اهميت ترتيبات سازماني در ساخت‌دهي توجه کرده‌اند و با تأكيد بر اهميت ايجاد واحدهاي تخصصي و روش‌هاي منظم براي جمع‌آوري و پردازش اطلاعات آن را گسترش مي‌دهند.

نظريه‌پردازان وابستگي منابع استدلال مي‌كنند كه سازمان‌ها در تطبيق با محيط مراحلي را طي مي‌كنند. آن‌ها ويژگي‌هاي ساختاري خود را براي تطبيق بهتر با الزامات محيطي تغيير مي‌دهند. در مقابل آن اكولوژيست‌هاي جمعيت بر اصالت ساختار سازمان‌ها تأكيد مي‌كنند آن‌ها فرض مي‌كنند كه تأثيرات محيطي نافذتر به جاي انطباق از طريق انتخاب صورت مي‌گيرد. سازمان‌ها محيط‌هاي نهادي خود را با سوق دادن آراي قانوني به نفع خود يا جهت دادن آن آراء بر عليه بعضي از مقررات و يا گرفتن مهر تأييد از مؤسسات معتبر و جوازدار تحت تأثير قرار مي‌دهند.

 

[1]Karl Weick

[2]Enactment

گونه‌شناسي تامسون از فناوری در سازمان

تامپسون[1] تئوري خود از فن‌آوري را حول سه نوع كلي فن‌آوري به شرح زير نام‌گذاری كرد:

1- پيوسته-طولاني[2]

2- واسطه‌اي[3]

3- متمركز[4]

فن‌آوري‌هاي پيوسته-طولاني، در زمره فناوری‌های توليد انبوه و فرآيندي وودوارد جاي مي‌گيرند. خط مونتاژ اتومبيل نمونه‌اي اوليه از اين نوع فن‌آوري است. عنوان پيوسته-طولاني به اين دليل انتخاب شده است كه هر دو يعني خط مونتاژ و كارخانجات پردازش مستمر نوعي فرآيند تبديل خطي شكل هستند كه مي‌توان گفت نهاده‌هايي در ابتداي فرآيند وارد و محصولاتي در انتهاي آن فرآيند بيرون مي‌آيند.

فن‌آوري‌هاي واسطه‌اي مصرف‌كنندگان با مشتريان را در نوعي مبادله يا معامله كنار هم قرار مي‌دهند. به طور كلي اين فن‌آوري‌ها با كمك به طرفين جهت قرار گرفتن كنار هم و هدايت مبادله‌هايي بين آن‌ها، غالباً بدون ملاقات هميشگي به صورت فيزيكي آن‌ها را بهم پيوند مي‌دهد. بانك‌ها، شركت‌هاي كارگزاري و شركت‌هاي بيمه همگي از فن‌آوري واسطه‌اي استفاده مي‌كنند. علت انتخاب عنوان «فن‌آوري‌هاي واسطه‌اي» آن است كه شركت‌ها با استفاده از اين فن‌آوري‌ها به عنوان ميانجي در گرد هم آمدن منافع دو يا چند ذي‌نفع متفاوت در يك مبادله، نوعي واسطه‌گري مي‌كنند.

فن‌آوري‌هاي متمركز مستلزم هماهنگی توانايي‌هاي تخصصي دو يا چند متخصص در تبديل كردن يك داده منحصر به فرد به يك ستاده‌ي مشتري‌پسند است. استفاده از يك فن‌آوري متمركز، مستلزم شكل‌دهي و به كارگيري فوري دانش تخصصي در مسائل جديد يا شرايط محيطي متفاوت است.

ايده‌هاي تامپسون در مورد فن‌آوري ريشه در مدل سيستم‌هاي باز و فرآيند محور سازمان دارد. برخي فن‌آوري‌ها داراي استانداردسازي بيش از حد در پردازش نهاده به ستاده‌ها بودند، در حالي كه به نظر مي‌رسيد برخي ديگر از فن‌آوري‌ها داراي فرآيندهاي استاندارد شده بسيار كمتري هستند.

رويكرد سيستم‌هاي باز، تامپسون را بر آن داشت تا نسبت به مشخصه‌هاي موادي كه درون يك فرآيند فني وارد می‌شوند و ستاده‌هايي كه آن سيستم توليد مي‌كند، نيز حساس باشد.

گونه‌شناسي تامپسون مي‌تواند در قالب يك ماتريس 2×2 نشان داده شود.

 

فرآيندهاي تبديل

غيراستاندارد

استاندارد

داده‌ها / ستاده‌ها

استاندارد

؟

پيوسته ـ طولاني

غيراستاندارد

متمركز

واسطه‌اي

فقدان يك نوع فن‌آوري مناسب با گزينه (؟) احتمالاً ناشي از عدم کارایی‌های متعدد چنين سيستمی است.

ساختارهاي شبكه‌اي

برخي از محققان پيش‌بيني‌هاي پست مدرنيست‌ها در مورد اثرات گسست‌ها و پاره‌پاره شدن بر سازمان‌ها در عصر فراصنعتي را تاييد مي‌كنند. سازمان شبكه‌اي، عمدتاً ارتباطات جانبي را جايگزين ارتباطات عمودي و روابط كنترلي مي‌كند. شبكه‌ها عمدتاً زماني شكل مي‌گيرند كه سازمان‌ها با نوعي تغيير شتابان فن‌آوري، چرخه‌هاي كوتاه حيات محصول و بازارهاي پراكنده و تخصصي مواجه مي‌شوند. در يك شبكه دارايي‌هاي مورد نیاز ميان چندين شريك شبكه‌اي توزيع مي‌شود.

در يك ساختار شبكه‌اي، شركا از طريق روابط عرضه‌كننده ـ مشتري به هم مرتبط مي‌شوند و نوعي سيستم بازار آزاد را به وجود مي‌آورند: يعني كالاها به مانند بازار آزاد بين شركا و شبكه‌اي خريد و فروش مي‌شوند. استفاده از سازوكارهاي بازار براي هماهنگي فعاليت‌ها، بخش اعظم نياز به سلسله مراتب عمودي سازمان‌هاي سنتي را حذف مي‌كند و اين امر هزينه‌هاي سربار اداري را كاهش مي‌دهد.

رابطه ساده اقتصادي بين شركا شبكه‌اي مي‌تواند از دو طريق به استثمار ديگران بينجامد: از طريق شركايي كه بر اطلاعات حياتي كنترل دارند يا توسط عرضه‌كنندگان خاصي كه قادرند نوعي سيستم بزرگ‌تر وابستگي را ايجاد كرده و از آن كسب مزيت كنند. ديگر مزاياي شبكه‌ها تشويق، تسهيم اطلاعات، تصميم‌گيري آزاد و نوآوري هستند. زيرا مي‌توانند اطلاعات را يكباره در جهت‌هاي چندگانه پردازش كنند. شبكه‌ها، يافته‌هايي از مبادله اطلاعات و الزام اخلاقي دوجانبه را خلق مي‌كنند كه مي‌توانند مبنايي براي روابط عميق‌تر فراهم كند.

مفهوم پارادایم

واژه‌ پارادایم‌ چنان در تار و پود رشته‌های مختلف، از علوم طبیعی گرفته تا علوم انسانی، نفوذ کرده که درک مفهوم و ابعاد آن برای هر پژوهشگر لازم و ضروری نماید و بر این اساس به مفهومی غالب در فلسفه علم تبدیل شده است. تعاریف مختلفی از پارادایم‌ ارائه کرده‌اند، ولی می‌توان پارادایم‌ را مجموعه‌ای از باورها و پیش‌فرض‌های بنیادی تصور کرد که در هستی‌شناسی، شناخت‌شناسی و روش‌شناسی متجلی می‌شود.
تقسیم‌بندی‌های متعددی از پارادایم‌ها انجام شده، ولی در ادبیات علم سازمان و مدیریت، تقسیم پارادایم‌ها به اثبات‌گرایی، تفسیری، تئوری انتقادی، فمینیست، پست مدرنیست و تئوری آشوب غالب تر است. در این مقاله با شرح هر پارادایم، ارکان سه‌گانه آن مورد بررسی قرار ‌گرفته و با اشاره به کاربرد آن‌ها در علم سازمان و مدیریت نتیجه‌گیری می‌شود که در پژوهش‌های مدیریتی، همه پارادایم‌های مذکور می‌توانند در حوزه‌های مختلف مورد استفاده قرار گیرند.

بررسي تأثير ديدگاه پست‏مدرن

پست‏مدرنيسم نه صرفا يك ديدگاه خاص فلسفي، بلكه يك جريان عام اجتماعي و علمي در دهه‏ هاي اخير است كه با مباني معرفت‏ شناختي و فلسفي خاص خود، در حوزه‏ هاي گوناگون علمي و نظريه‏ پردازي تأثيرگذار بوده است. تأثير اين جريان در حوزه نظريات مديريت در حدي است كه برخي محققان در تقسيم خود از نظريات مديريت، يك بخش را به نظريات پست‏ مدرن اختصاص داده‏اند. اين تحقيق بيشتر با رويكرد نظري و فلسفي انجام شده و هدف آن، شناخت شاخصه‏ هاي اصلي ديدگاه پست‏ مدرن و بررسي تأثير آنها در نظريه مديريت است. نفي عقلانيت، رسميت، و قانون‏ محوري در امور سازماني، استفاده از استعاره‏ هاي متنوع و نرم براي سازمان، تنوع ساختارهاي سازماني، و توجه به گروه‏ هاي خاص از جمله ويژگي‏ هاي نظريات پست‏ مدرن مديريت است. همچنين با توجه به همزماني ظهور سازمان‏هاي فراصنعتي با مطرح شدن نظريات پست‏ مدرن، رابطه اين دو نيز به اختصار بررسي شده است. در پايان به طور اختصار تأثير ديدگاه پست‏ مدرن بر نظريات اسلامي سازمان و مديريت مورد دقت قرار گرفته است.

ادامه نوشته