جایگاه ادهوکراسی و رابطه آن با بوروکراسی

ساختار سازمانی، راه یا شیوه‌ای است که به‌وسیله آن فعالیت‌های سازمانی تقسیم، سازمان‌دهی و هماهنگ می‌شوند. سازمان‌ها بر مبنای ساختارهای مختلف (بروکراسی ساده، پیچیده، حرفه‌ای و ساختار ادهوکراتیک) مدیریت می‌شوند.

وبر را می‌توان بنیان‌گذار مطالعات سیستماتیک در باب بوروکراسی دانست ماکس وبر مدل ایده‌آل بوروکراسی خود را بر اساس پرداختن به نوعی سازمان که دارای اقتدار قانونی منطقی و به صورت سلسله مراتبی است ایجاد کرد. مدل ایده‌آل وبر به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، مبنای تحقیق و کاوش علمی شد. وبر با ارائه مدل ایده‌آل بوروکراسی، اساساً نمی‌خواست پدیده‌ای خوب یا بد را پیشنهاد کند، بلکه در نظر داشت الگو و مقرراتی برای بررسی سازمان‌های بزرگ ایجاد کند.

کارل مارکس به راین باور است که بوروکراسی به‌عنوان پلی است که بین دولت و جامعه واسطه می‌شود؛ وظیفه بوروکراسی حفظ وضع موجود و امتیازات گروه خاص است. در مقابل هنری مینتز برگ که از صاحب‌نظران رشته‌ی مدیریت می‌باشد و همچنین آلوین تافلر معتقد هستند که بروکراسی ساختار سازمان‌های گذشته بوده و ادهوکراسی ساختار سازمان‌های امروزی می‌باشد. 

مینتزبرگ هر سازمان را دارای پنج سطح اساسی می‌داند:

  1. بخش مدیریت عالی
  2. بخش مدیریت میانی
  3. بخش مدیریت عملیاتی
  4. ستاد فنی
  5. ستاد پشتیبانی (در خارج از جریان اصلی تولیدی سازمان قرار دارد و نقش کمک و یاری‌دهنده را برای سایر واحدها ایفا می‌کند). 

 

هر یک از این پنج بخش ممکن است نقش غالب را در سازمان ایفا کنند که با توجه به این غلبه نقش، نوعی ترکیب و ساختار سازمانی به وجود می‌آید. هرگاه ستادهای پشتیبانی نقش غالب و مسلط پیدا کنند، کنترل از طریق تفاهم بین اعضای سازمان ویژه یا ادهوکراسی حاصل می‌شود.

هنری مینتزبرگ در نظریه جدید خود سازمان‌ها را دارای شش بخش مطرح کرده وی معتقد است، سازمان‌ها علاوه بر پنج بخش ذکر شده، بخش ششمی نیز دارند که آن را ایدئولوژی یا فرهنگ می‌نامیم. ایدئولوژی در اینجا به معنای آن دسته از سنت‌ها، آداب و باورهای سازمان است که آن را از سایر سازمان‌ها متمایز می‌کند و منحصربه‌فرد می‌باشد. بخش ششم، پنج بخش دیگر را در برمی‌گیرد و بر همه‌ی آن‌ها اثر می‌گذارد و سازمان را سازمانی ایدئولوژیک و فرهنگی می‌سازد. در کشورهایی که نقش ایدئولوژی پر رنگ است سازمان‌ها اولویت را بر حفظ ایدئولوژی قرار می‌دهند. با چشم‌پوشی از عدم استقلال، فرهنگ و ایدئولوژی به عنوان بخشی از ساختار سازمان، تمامی بخش‌های دیگر را به شکلی درمی‌آورد که با آن هماهنگ و همسو باشند به‌طوری‌که آنچه ایدئولوژی مجاز نمی‌داند در هیچ بخشی مورد عمل قرار نمی‌گیرد که می‌توان گفت منظور میتنزبرگ از بخش ششم همان ادهوکراسی می‌باشد.

ادهوکراسی سازمانی است که در آن حداقل قوانین و مقررات رسمی وجود دارد، سلسله‌مراتب عمودی وجود ندارد، واحدها جنبه دائمی و ثابت ندارد و از شیوه‌های استاندارد شده دقیق و یکنواخت خبری نیست. عدم تمرکز، انعطاف‌پذیری کامل، روابط افقی، موقتی بودن از خصوصیات ادهوکراسی‌اند. در کل ادهوکراسی هر ساختاری از سازمان که خطوط بروکراسی موجود را برای بهره‌برداری از فرصت‌ها حل مسائل دستیابی به نتایج قطع می‌کند. ادهوکراسی را برخی نقطه مقابل بوروکراسی می‌دانند سازمانی با ساختار آزاد یا سازمان ویژه موقت.

ادامه نوشته

مقاله در مورد مقایسه ی ساختار ادهوکراسی با سایر ساختارها

عنوان مقاله: مقایسه ساختار ادهوکراسی با سایر ساختارهای سازمان
شناسه (COI) مقاله: ICBDE01_444
منتشر شده در کنفرانس بین المللی توسعه و تعالی کسب و کار در سال ۱۳۹۳
مشخصات نویسندگان مقاله:

محبوبه رضائی - دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان
سعید رجائی پور - دانشیار مدیریت آموزشی، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان
خلاصه مقاله:
جامعه امروز جامعه سازمانی است به طوری که سازمان ها رکن اصلی آن را تشکیل می دهند و اهداف متنوعی را دنبال می نمایند ، برای نیل به این اهداف سازماندهی گامی ضروری می باشد، و سازماندهی فرایند ایجاد ساختار سازمانی است . پس یکی از مهم ترین و اصلی ترین اجزاء هر سازمان ، ساختار سازمان می باشد که از سه عنصر پیچیدگی ، رسمیت و تمرکز تشکیل شده است ، سازمان ها با یکدیگر متفاوت اند و هر یک ساختار خاص خود را می طلبند با این وجود هیچ ساختاری را نمی توان یافت که به طور کامل منحصر به فرد باشد بلکه دارای عناصر مشترکی می باشند. ساختار هر سازمان تصریح می کند که وظایف ، چگونه تخصیص داده شوند، چه شخصی به چه کسی گزارش دهد و سازوکارهای هماهنگی رسمی و همچنین الگوهای تعاملی سازمانی که باید رعایت شوند کدامند؟با توجه به اهمیت و نقش مهم ساختار بر کارکرد اثربخش سازمان ها ، هدف مقاله حاضر شناخت مقدماتی از انواع ساختارهای سازمانی براساس نظریه مینتزبرگ ( ساختار ادهوکراسی ، بخشی ، بوروکراسی حرفه ای ، بوروکراسی ماشینی و ساده) و شرح مختصری از هر یک از ساختار های ذکر شده ، بررسی نقاط ضعف و قوت هر ساختار و مقایسه ساختار ادهوکراسی با سایر ساختار های ذکر شده می باشد ، روش مقاله توصیفی تحلیلی می باشد که در این راستا از منابع کتابخانه ای والکترونیکی بهره برده شده است. نتایج مقاله حاضر نشان داد که هر سازمان نیاز به ساختار دارد ، ساختارها با یکدیگر متفاوتند و هر یک دارای ویژگی ها و نقاط قوت و ضعف می باشند بدیهی است که هر سازمان ساختار خاص خود را می طلبد با این وجود هیج یک از ساختار های مذکور بر دیگری برتری ندارد و هر ساختار اگر به درستی و متناسب با شرایط سازمان به کار گرفته شود می تواند برترین ساختار برای سازمان مورد نظر باشد
کلمات کلیدی:
ساختار سازمان ، ساختار ادهوکراسی ، ساختار بخشی ، ساختار بوروکراسی حرفه ای ، ساختار بوروکراسی ماشینی ، ساختار ساده
صفحه اختصاصی مقاله و دریافت فایل کامل: 

ادهوكراسي چيست؟

واژه ادهوكراسي از واژه هاي يوناني ad hoc به معني "براي هدف معين" و پسوند -cracy به معني "حكومت" گرفته شده است. رابرت واترمن ادهوكراسي را بدين گونه تعريف مي كند: هر ساختاري از سازمان كه خطوط بوروكراسي موجود را براي بهره برداري از فرصتها، حل مسايل و دستيابي به نتايج قطع مي كند. 

مقدمه

ادهوكراسي نوعي از سازمان است كه در نقطه مقابل بوركراسي قرار دارد. اين واژه براي اولين بار در سالهاي 1970 توسط آلوين تافلر بكار برده شد و از آن زمان به بعد در اغلب تئوري هاي مديريت سازمان (به ويژه سازمان آنلاين[1]) مورد استفاده قرار مي گرفته است كه بعدها توسط محققين ديگري مانند هنري مينتزبرگ توسعه بيشتري يافت.
واژه ادهوكراسي از واژه هاي يوناني ad hoc به معني “براي هدف معين” و پسوند -cracy به معني “حكومت” گرفته شده است. رابرت واترمن ادهوكراسي را بدين گونه تعريف مي كند: هر ساختاري از سازمان كه خطوط بوروكراسي موجود را براي بهره برداري از فرصتها، حل مسايل و دستيابي به نتايج قطع مي كند. از نظر هنري مينتزبرگ، ادهوكراسي يك شكل سازماني پويا و پيچيده است كه با بوروكراسي متفاوت است. آلوين تافلر و مينتزبرگ معتقدند كه بوروكراسي ساختار سازمانهاي گذشته بوده و ادهوكراسي ساختار سازمانهاي آينده است. زماني كه ادهوكراسي به خوبي اجرا شود، براي حل مساله و ايجاد خلاقيت بسيار مناسب است و در يك محيط متلاطم موفق مي شود. ادهوكراسي اغلب نيازمند سيستم هاي خبره و خودكار براي توسعه است.

ادامه نوشته